هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
«شب هنگام ، تکههای شکستهات را بههم بچسبان تا صبح دوباره همانی شوی که بودی ؛ قوی ، استوار و شجاع.
کاش غریبهها برای همیشه غریبه بمونن نه اینکه بهت نردیک شن و بشن یه بخش قشنگ از زندگیت و بعد از یه مدت برگردن سر همون جایی که از اول بودن.
- شبتونبیغم 🤍')
چشمام حساسه.
پوستم حساسه.
معدم حساسه.
اعصابم حساسه.
کلا خدا منو رو حالت ultra sensitive mode درست کرده.
این چرخه ی پیدا کردن چیزا واقعا عذاب آوره ؛
دوست پیدا کن ، پارتنر پیدا کن ، کانکشن پیدا کن ، رشته پیدا کن ، کار پیدا کن ، خونه پیدا کن ؛
به خودت میای میبینی همش داری میدویی یه چیزی رو پیدا کنی . .
یادتونه تابستون هر فیلمی میدیدم تیکه های مختلفش رو براتون میزاشتم ؟
انگاری بعضی از تیکه های فیلم به مزاج بعضیا خوش نیومده بود . .
بخاطر ایتا و مسائلش مجبور شدم پاک کنم
الان برای سامان دهی همه رو یه پست میکنم و ریپش رو ادامه میدم🙂↔️
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
سه فصل دیدم تا رسیدم به این سکانس که دختره هم اعتراف کنه :)))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
روز 6 : جواب پس ندادن ، کاهش درگیری های ذهنی وَ وَ وَ
روز 7 : هری پاتر
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
روز ششم : خب سینگل بودن یعنی نداشتن تعهد به کسی ؛ و از اونجایی ک تعهد داشتن و حفظ کردنش سخته ، وقتی
روز هفتم :
همه ی فیلمایی ک دیدم رو دوست دارم🫠
ولی ومپایر دایز (خاطرات خوناشام)