#نماز_سکوی_پرواز_6
گفتیم چهره باطنی هرکس مربوط به نماز اوست؛ نماز ستون شخصیت اوست. چون ما در حرکت به سمت آخرت، نیاز به یک شخصیت قدرتمند داریم؛ عالمی که میلیاردها برابر بزرگتر از اینجاست.
ما وقتی میخواهیم از این دنیا برویم، باید روحی را ببریم که توانایی زندگی در جایی بزرگتر، زیباتر و باشکوهتر از اینجا را داشته باشد. اگر این توانایی را نداشته باشیم، جهنم میشود.
جهنم یعنی ناتوانی از بهرهمند شدن از نعمتهای آنجا. مثل بچهای که چشم ندارد و نمیتواند ببیند یا گوش ندارد و نمیتواند بشنود؛ دنیا لزوماً او را اذیت نمیکند، بلکه چون نمیتواند از بعضی چیزها بهرهمند شود، رنج میکشد. جهنم هم همینطور است؛ نمیتوانی از خوراکها، کاخها و زیباییهای بهشت بهرهمند شوی و همین ناتوانی برایت عذاب میشود.
پس ما به یک روح قدرتمند نیاز داریم و برای ساختن آن باید معرفت داشته باشیم. اما چیزی که ما را قوی میکند و ستون شخصیت ما را میسازد، نماز است.
مثلاً به فردی که پول ندارد میگویند «فقیر». فقر از «فقرات» آمده؛ یعنی ستون فقرات. کسی که ستون فقرات محکمی ندارد، نمیتواند درست بایستد. کسی هم که نمازش ضعیف است، مثل کسی است که ستون فقراتش شکسته.
برای همین در روایات آمده که ابتدا به نماز نگاه میکنند؛ اگر نماز قبول شود، بقیه اعمال هم قبول میشود. اگر ستون نباشد، سالم بودن قسمتهای دیگر فایدهای ندارد.
پس نماز نباید به حاشیه برود. الان خیلیها وقتی برنامهریزی میکنند، مینویسند: «نماز و غذا، یک ساعت!» یعنی نماز برایشان جدی نیست. ما باید برای نماز یک فضای جدی در زندگیمان باز کنیم. نماز مثل مادهای است که اگر در بدن نباشد، بقیه مواد هم جذب نمیشوند؛ نماز هم باعث جذب بقیه خیرات میشود.
پیامبر میفرماید: «ویل بر نمازگزاران؛ کسانی که در نمازشان سهلانگاری میکنند.» این تهدید بسیار جدی است. اگر از ما بپرسند شورانگیزترین لحظات زندگیتان کجاست، آیا میتوانیم بگوییم نماز؟ اگر نماز برای ما جدی نیست، چطور میتوانیم بگوییم روحمان برای آخرت آماده است؟
در روایتی آمده که پیامبر در جلسهای مهم بودند و وقتی وقت اذان رسید، جلسه را رها کردند و به نماز رفتند. شهید بهشتی هم نقل شده که با رسیدن وقت اذان، خودش بلند میشد و برای نماز میرفت.
ما برای کارهای مختلف میگوییم: «ببخشید، همسرم کارم دارد» یا «ببخشید، بچهام کارم دارد.» اما باید بتوانیم بگوییم: «ببخشید، خدا کارم دارد.» کار ما نباید از دعوت خدا مهمتر باشد.
نبی اکرم میفرماید: هرکس عمداً نمازش را ترک کند، دینش را منهدم کرده است. در روایت دیگری آمده: «فاصلهای بین کفر و ایمان نیست مگر نماز.»
از طرف دیگر، کسانی هستند که نماز میخوانند اما دائم آن را عقب میاندازند. انسان باید وقتی اذان گفته میشود، در دلش دغدغه داشته باشد که «الان باید نماز بخوانم.»
امیرالمؤمنین میفرماید: هیچ عملی نزد خدا محبوبتر از نماز نیست. انسان وقتی کسی را دوست دارد، دوست دارد با او خلوت کند. نماز هم فرصت خلوت با خداست؛ یک ملاقات مؤثر که روح انسان در آن عطر خدا را میگیرد.
اگر برایت مهم است که خدا دوستت داشته باشد، بدان که از محبوبترین اعمال نزد خدا نماز است.
امیرالمؤمنین همچنین میفرماید هیچ کاری نباید انسان را آنقدر مشغول کند که نماز اول وقت را کنار بگذارد. البته ممکن است گاهی اتفاقی پیش بیاید که دست انسان نباشد؛ مسئله این است که باید دغدغه نماز اول وقت را داشته باشیم.
خیلی حرف بزرگی است که خداوند بندهاش را صدا بزند و بنده بگوید: «نمیآیم.» اگر جرئت داری به خدا بگو: «کار دارم.» اگر خدا پذیرفت که کارت مهمتر از دعوت اوست، درست است؛ اما اگر نپذیرفت، خودت را گرفتار «ویل» کردهای.
پس نگذارید کارهای دنیا شما را از کار خدا کنار بزند؛ چون ارزش انسان به این است که خدا چقدر در دل او سلطنت دارد.
اگر مادری چند بار بچهاش را صدا بزند و او توجه نکند، ناراحت میشود. اگر کسی را که دوست داری بارها صدا بزنی و او اهمیت ندهد، ناراحت میشوی. خدا هم دارد ما را صدا میکند؛ آن هم خیلی جدی.
خدا ما را برای نماز صدا میزند. پس چرا اذان اینقدر اهمیت دارد؟ به خاطر نماز.
بنابراین نماز باید در زندگی ما اصل باشد، نه حاشیه؛ و نباید اجازه بدهیم کارهای دنیا ما را از دعوت خدا غافل کند.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_6 گفتیم چهره باطنی هرکس مربوط به نماز اوست؛ نماز ستون شخصیت اوست. چون ما در حرکت ب
جمله کلیدی 🔑
...........
«نماز ستون شخصیت انسان است؛ هرچه نماز در زندگی ما محکمتر باشد، روح ما برای جهان بزرگ، زیبا و باشکوه آخرت آمادهتر خواهد بود.»
الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّينِ، إِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا، وَإِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا.
🪽🪽🪽🪽🪽🪽🪽🪽🪽🪽🪽🪽🪽
«نماز ستون دین است؛ اگر پذیرفته شود، دیگر اعمال نیز پذیرفته میشوند، و اگر رد شود، دیگر اعمال نیز رد میشوند.»
#نماز_سکوی_پرواز_7
خداوند دستور داده اگر انسان میخواهد در عمل موفق باشد، باید به گوینده توجه کند؛ چون خداوند به همه ما محبت بینهایت دارد و دوست دارد تکتک ما شبیه خودش باشیم. احکام را هم با همین محبت برای ما قرار داده است؛ یعنی باطن همه احکام، محبت خدا به بندهاش است.
خدا با همین محبت با ما حرف میزند. اگر این را درک نکنیم، حتی با خواندن قرآن هم فهم عمیقی پیدا نمیکنیم. شیطان خیلی تلاش میکند این حقیقت را بپوشاند و خدا را برای ما غریبه کند. مراقب باشید این حس غلط وارد دلتان نشود.
مثلاً پدر و مادری را تصور کنید که بچهشان نمیفهمد چقدر دوستش دارند. ما هم گاهی همینطوریم؛ محبت خدا را نمیفهمیم. برای همین قرآن از همان ابتدا میگوید: «بسمالله الرحمن الرحیم»؛ یعنی او رحمان و رحیم است.
در سیر و سلوک خیلی مهم است که بدانیم در بستر محبت خدا هستیم. حتی خشم خدا هم از روی رحمت است؛ مثل خشم پدر و مادر که از روی دلسوزی است. اگر این را بفهمیم، با قدرت و سرعت بیشتری به سمت حق حرکت میکنیم.
کاش میدانستیم وقتی میگوییم «صلوات»، یعنی چه. وقتی برای پیامبر صلوات میفرستیم، باید خودمان را در محضر ایشان ببینیم؛ انگار همین الآن کنار ایشان نشستهایم. وقتی میفرماید: «خدا از رگ گردن به شما نزدیکتر است»، یعنی باید این حضور را درک کنیم. هرچه معرفت بیشتر شود، حضور هم بیشتر میشود.
برای همین باید با نشاط به سمت نماز برویم. وقتی کسی را دوست داریم و او پیش ماست، اگر کسل باشیم و بخواهیم سریع از کنارش برویم، او ناراحت میشود. حالا فکر کنید در محضر خدا هستیم، اما برای نماز بیحال و بیحوصلهایم! وقتی اذان میگوید، باید خوشحال شویم که خدا صدایمان کرده است.
این محفل، محفل عشق است. حتی وقتی خانمها در عادت ماهانه هستند، خدا محرومشان نمیکند؛ میفرماید روی سجاده بنشینند و به اندازه مدت نماز ذکر بگویند و قرآن بخوانند. وقتی گفته میشود در بعضی حالتها قرآن خواندن کراهت دارد، به معنی حرام بودن یا نخواندن نیست؛ یعنی انجام ندادنش بهتر است.
در روایت میپرسند: کدام عمل نزد خدا محبوبتر است؟ میفرماید: نماز. میپرسند کدام عمل انسان را به بهشت نزدیکتر میکند؟ باز میفرماید: نماز.
پیامبر(ص) در فرمایشی میفرمایند: «شفاعت من به کسی که نماز واجب را به تأخیر میاندازد نمیرسد.»
این خیلی سنگین است. پیامبر رحمان و رحیم است و دلشان نمیآید یک شیعه را جا بگذارند؛ اما میفرمایند کسی که به نمازش بیتوجه بوده، ما هم در قیامت به او بیتوجه خواهیم بود.
اذان داده میشود، خدا صدایت میکند، اما تو میگویی: «حال ندارم.» همین امروز و فردا کردنهاست که انسان را بدبخت میکند. زیرکی یعنی هر کاری داری رها کنی و سریع به سمت خدا بروی.
امام صادق(ع) در آخرین لحظات عمرشان فرمودند همه جمع شوند و بعد فرمودند: کسی که نمازش را نمیخواند، در آن دنیا مورد شفاعت قرار نمیگیرد.
ببینید چقدر دغدغه داشتند که مبادا یک شیعه جا بماند. ما گاهی آنقدر بیتوجه میشویم که پیامبر را میرنجانیم؛ در حالی که خودشان اینهمه برای نجات ما دل میسوزانند.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_7 خداوند دستور داده اگر انسان میخواهد در عمل موفق باشد، باید به گوینده توجه کند؛
جمله کلیدی 🔑
...........
کلید سلوک این است: خدا را غریبه نبینی؛ بدانی هر لحظه در آغوش محبت اویی.
#نماز_سکوی_پرواز_8
امام صادق(ع) میفرمایند: «از خروس پنج خصلت یاد بگیرید.» یکی از آنها این است که چگونه بر اوقات نماز محافظت میکند. همه موجودات عبادت میکنند و در قرآن آمده که هر موجودی تسبیح خدا را میکند. از خروس میتوان غیرت و محافظت بر وقت نماز را یاد گرفت.
روایتی هست که میفرماید: «بدانید که برای ما بازگشتی هست؛ برمیگردیم به سوی شما.» یعنی ما فقط هنگام مرگ به سراغ شما نمیآییم، بلکه در طول روز چند بار به شما توجه میکنیم. حضرت عزرائیل(ع) مسئول مرگ موجودات است و مرگهای مختلف با شیوههای مختلف، تحت امر او انجام میشود. چه عظمتی دارد که همه این مرگها را اداره میکند.
پس باید مراقب باشیم؛ اما ما این مراقبت را جدی نمیگیریم. وقتی اسم «مرگ» میآید، قوه واهمه وارد میشود و اجازه نمیدهد به آن فکر کنیم. قوه واهمه در سیر و سلوک و حرکت انسان از ظلمت به سوی نور، بسیار قدرتمند است و انسان باید بتواند بر حیلههای آن غلبه کند.
شیطان از جلو، راست و چپ به انسان حمله میکند و هیچکس از حمله او در امان نیست. ما معصوم نیستیم؛ بنابراین باید از همین جوانی خودمان را آماده کنیم و با پناه بردن به خدا و مقدسات، در برابر افکار و نیروهای منفی مقاومت کنیم. اگر با فرشتهها همراه شویم، شیطان ضعیف میشود.
اگر انسان بتواند بر توهمات و خیالات خودش غلبه کند، رشد میکند؛ مثل گلی که از خاک بیرون میآید و وقتی به نور میرسد، سریع رشد میکند. مبارزه با خیال هم همینطور است؛ مثل کسی که در غاری گرفتار شده و سنگهای جلوی راه را ذرهذره کنار میزند تا به نور برسد.
امیرالمؤمنین(ع) بر استقامت و صبر تأکید دارند و خدا هم به کسی که در این راه استقامت کند، کمک میکند.
قوه واهمه حتی در مورد قبرستان هم خودش را نشان میدهد. ما عقلاً میدانیم مرده کاری با ما ندارد و قبرستان یکی از بیآزارترین مکانهاست، اما خیال آن را ترسناکترین جای شهر معرفی میکند. ممکن است خودمان بدانیم خطری نیست، اما هنگام عمل نتوانیم بر ترس غلبه کنیم؛ چون هنوز تحت سلطه خیال هستیم، نه عقل و فوق عقل.
یک آقایی که خیلی هم درسخوانده بود، همراه ما به بیابان میآمد. یک روز گفت: «شما همیشه در این بیابانها هستید؟» گفتم: «بله.» گفت: «اگر شما اینجا نبودی، من سکته میکردم؛ اصلاً نمیتوانم تصور کنم تنها بیایم.» این نشان میدهد قوه واهمه چقدر میتواند قوی باشد.
این خیال فقط در قبرستان نیست؛ در رابطه ما با دوستان، خانواده، خدا و حتی خودمان هم وجود دارد و گاهی دروغهای زیادی به ما میگوید.
انسان ممکن است عقلاً بگوید «فردا زندهام، پسفردا زندهام»، اما قلبش مرگ را باور نکرده باشد. شخصیت واقعی انسان به قلب اوست و قلب باید حقیقت را بپذیرد؛ و این کار زحمت میخواهد.
اگر انسان میخواهد شادی واقعی داشته باشد، باید برای آن تلاش کند و با شجاعت با خودش روبهرو شود. گاهی انسان تصور میکند خیلی خوب عمل میکند، دیگران را عقبمانده میبیند و خودش را روشنفکر میداند؛ اینها هم میتواند از اثرات قوه واهمه و تلقین شیطان باشد. شیطان مرتب به انسان تلقین میکند که «مرگی وجود ندارد» یا «مرگ برای من دور است.»
اگر مرگ بیاید و انسان آماده نباشد، گرفتار غم و حسرت میشود. پس باید همیشه مراقب باشیم و خودمان را آماده نگه داریم.
پیامبر(ص) میفرمایند که در وقت نماز به مؤمن توجه میشود. بنابراین نماز اهمیت بسیار زیادی دارد.
گاهی میپرسند: «مؤمن چگونه میتواند با این همه بلا و مشکلات، شاد باشد؟» رمز همینجاست؛ مؤمن با وجود مشکلات، شادی و آرامش درونی دارد و یکی از عوامل اصلی آن نماز است.
کسی که نسبت به نماز و مسجد بیتفاوت است، باید در سبک زندگی و شخصیت او دقت کرد. حتی درباره دختر و پسر مجرد گفته شده اگر نماز را اول وقت نمیخوانند یا به مسجد اهمیت نمیدهند، در انتخاب همسر دقت بیشتری داشته باشند. چون کسی که نمیداند وقتی خدا او را صدا میزند باید به سوی خدا برود، ممکن است در زندگی مشترک هم در مسئولیتها و تعهدات خود دچار مشکل شود.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_8 امام صادق(ع) میفرمایند: «از خروس پنج خصلت یاد بگیرید.» یکی از آنها این است که
جمله کلیدی 🔑
...........
«با قوهٔ واهمه بجنگ؛ پشت تاریکیِ خیال، نورِ خداست و راه رسیدن به آن، صبر، استقامت و نماز است.»
#نماز_سکوی_پرواز_9
پیامبر نماز رو به خاطر غذا یا کار دیگهای عقب نمیانداخت. میگفت: «اول نماز میخونم» و بعد میرفت افطار میکرد.
اما گاهی شرایطی پیش میاد که انسان خیلی خسته، گرسنه یا خوابآلودهست. مثلاً کسی از صبح سر کار بوده و ظهر بهشدت خستهست یا تحت فشار زیادیه. اون موقع فقط نماز خوندن مهم نیست؛ حضور قلب هم خیلی مهمه. بعضیها با خستگی شدید بلند میشن نماز شب میخونن، در حالی که بهتره اول کمی حال خودشون رو بهتر کنن. مثلاً میوه بخورن، صورتشون رو بشورن یا کمی استراحت کنن. همه اینها اگر برای بهتر عبادت کردن باشه، ثواب داره. اگر واقعاً توان نداری، برو بخواب.
مخصوصاً خواب قیلوله خیلی مفیده. من واقعاً امتحان کردم؛ اگه یه شب تا صبح بیدار باشم، صبح هم کار کنم و ظهر فقط ۲۰ دقیقه بخوابم، باز میتونم چند ساعت دیگه با نشاط کار کنم. ولی اگه این خواب بیفته بعد از ناهار، دیگه ۲۰ دقیقه خیلی جبران نمیکنه. بعضیها موقعیت کاریشون اجازه نمیده قبل از ناهار استراحت کنن؛ بعد از ناهار هم اشکالی نداره، ولی اگه شرایطت اجازه میده، قبل از ناهار قیلوله کن.
پس اصل اینه که ما در حالت عادی هیچ چیزی رو به نماز ترجیح ندیم؛ ولی استثنا هم وجود داره. مثلاً وقتی انسان مریضه، خوابآلودگی شدیدی داره یا واقعاً خستهست، باید شرایط خودش رو در نظر بگیره.
این توضیحات برای اینه که شیطان ما رو گول نزنه. شیطان گاهی از راه کار خوب وارد میشه. مثلاً وقتی خیلی خستهای، میگه: «نمازت رو تندتند بخون و بعد برو بخواب.» تو هم همین کار رو میکنی و فکر میکنی سود کردی، ولی در واقع ممکنه شیطان سود کرده باشه؛ چون کیفیت نمازت رو از بین برده.
یکی از ترفندهای شیطان اینه که انسان رو به عجله در نماز بندازه. مثلاً سفره رو انداختن، بوی غذا پیچیده و تو سریع میری نماز مغرب و عشا رو تندتند میخونی که زود برگردی. بعد اصلاً نمیفهمی چی خوندی، چون قلبت یه جای دیگهست. این نماز چه فایدهای داره؟ اگر خیلی گرسنهای، اول غذات رو بخور، کمی استراحت کن و بعد با نشاط نماز بخون. نماز شوخی نیست؛ ارتباط با خداست و کیفیتش خیلی مهمه.
پیامبر وقتی وقت نماز میرسید، چنان غرق نماز میشد که از جمع جدا میشد؛ مثل کسی که منتظر عزیزترین فردشه و بعد از مدتها قراره دوباره اون رو ببینه. نقل شده که هنگام نماز، آنقدر غرق در آن بودند که صدای خوف از سینهشان شنیده میشد و از ترس خدا رنگ صورتشان تغییر میکرد.
از امام سجاد(ع) نقل شده که پیامبر آنقدر در نماز میایستاد که پاهایش ورم میکرد، ولی متوجه آن نمیشد. از امام صادق(ع) هم نقل شده که پیامبر دو برابر نماز واجب، نماز مستحب میخواند.
کاش ما هم قبل از اینکه بمیریم، حتی یک بار این حالت رو تجربه کنیم؛ اینکه واقعاً بفهمیم در مقابل چه کسی ایستادیم.
حتی گفته شده موقع اذان، ذکر گفتن و قرآن خوندن رو رها کنید و سریع برای نماز برید. شیطان خیلی عجیب برنامهریزی میکنه؛ حتی ممکنه با یک کار خوب، مثل ذکر خدا یا مطالعه، انسان رو از نماز عقب بندازه. ما باید مطیع خدا باشیم. وقتی خدا صدات میزنه، باید بری.
شیطان گاهی از راه دین وارد میشه؛ به این میگن «حمله از راست»، یعنی انسان رو با کارهای ظاهراً دینی گول میزنه. انسان باید حواسش باشه که حتی عبادت هم نباید باعث بشه از چیزی که خدا در اون لحظه ازش خواسته، غافل بشه.
در مورد خواب هم در روایات تأکید شده که بعد از نماز عشا انسان زود به رختخواب بره، مگر اینکه کار علمی، مطالعه، عبادت یا کار ضروری مثل عروسی داشته باشه. اما اگر فقط به خاطر فیلم و سریال تا نیمههای شب بیدار بمونیم، این بیداری میتونه در قیامت باعث حسرت بشه.
فکر کنید کسی ساعت ۹ یا ۱۰ شب بره توی رختخواب و چند ساعت بعد با نشاط بیدار بشه؛ هم میتونه نماز شب بخونه، هم نماز صبح رو با نشاط ادا کنه و هم از شبش استفاده کنه. پیامبر هم همینطور زندگی میکرد.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_9 پیامبر نماز رو به خاطر غذا یا کار دیگهای عقب نمیانداخت. میگفت: «اول نماز میخ
جمله کلیدی 🔑
...........
«نماز فقط خواندن نیست؛ وقتی خدا صدایت میزند، باید با دل و حضور به سویش بروی.»