#نماز_سکوی_پرواز_21
بحثمان درباره آثار نماز بود. بعد از «قدرتبخشی» باید بفهمیم در نماز چه چیزی نصیبمان میشود. یکی از مهمترین نکات این است که بدانیم با چه کسی مناجات میکنیم.
هر بار که نماز میخوانی، به خودت یادآوری کن که در مقابل چه کسی ایستادهای؛ خدا حاضر است، انبیا و ائمه(ع) ناظرند، بهشت در مقابل تو و جهنم زیر پایت است. وقتی این حالت را درک کنی، دیگر از نماز خسته نمیشوی، حواست پرت نمیشود و حتی دوست نداری از این حال بیرون بیایی. خوب است انسان حتی این را روی سجادهاش بنویسد تا همیشه یادآوری شود و نماز را مثل آخرین نماز عمرش بخواند.
در روایت دیگری، خود پیامبر(ص) پردهای از حقیقت نماز را کنار میزنند و توضیح زیباتری میدهند: «نیکی و رحمت الهی دائماً بر سر نمازگزار میریزد تا زمانی که به رکوع برود.»
حتی اگر انسان قبل از نماز گناهی کرده باشد، بعد از نماز احساس سبکی و آرامش میکند؛ انگار شمعی روشن شده و او را فرا گرفته است. هرچه معرفت انسان بیشتر باشد، این احساس نیز قویتر خواهد بود.
در ادامه روایت میفرماید وقتی نمازگزار به رکوع میرود، رحمت الهی او را بالا میبرد تا به سجده برسد. سجدهکننده در حقیقت مانند کسی است که به پای خدا افتاده است. چه حالت زیبایی! وقتی در رکوع تعظیم میکنی، بدان در مقابل چه کسی خم شدهای و وقتی به سجده میروی، بدان که به پای خدا افتادهای. اگر انسان لحظهای چشم دلش را باز کند و این حقیقت را ببیند، آیا دلش میخواهد از آن حالت بیرون بیاید؟
نقل شده است که مرحوم نخودکی یک شب تا صبح در رکوع بود؛ چون آن تعظیم جانانه و زیبا در مقابل خدا برایش لذتبخش بود.
در جبهه نیز جوانهایی را میدیدیم که نیمهشب از چادر بیرون میآمدند، در سرمای کوهستان و با وجود خطر حیوانات وحشی، دشمن و سرما، با پتو دور خودشان مینشستند، گریه میکردند، مناجات میخواندند و حتی از شدت حال معنوی میخندیدند. بعضی از آنها فقط هفده یا هجده سال داشتند. در آن کوهها، هر چند قدم یک نفر را میدیدی که مشغول عبادت و مناجات بود. شنیدن صدای دعا و عبادتشان واقعاً دل انسان را میبرد.
بعد از سجده، از خدا میپرسند: «حالا چه اتفاقی میافتد؟» انگار پاسخ این است: «اینجا بمان؛ اینجا جای خوابیدن و آرام گرفتن است.» به همین دلیل است که انسان بسیاری از دعاهایش را در سجده، مخصوصاً سجده آخر، قرار میدهد تا مدت بیشتری در این حالت بماند. سجده آخر نماز چقدر زیباست؛ انسان برای لحظاتی از همهچیز فارغ میشود و با خدا حرف میزند.
سجدههای نمازهای مستحبی هم بسیار جذاباند. خوشا به حال آنان که دائم در نمازند؛ یعنی کسی که نماز برایش مثل غذاست.
انسان وقتی با همسر، نامزد یا دوستش ارتباط دارد، اگر رابطه برایش لذتبخش باشد، از آن خسته نمیشود و دوست دارد این ارتباط ادامه پیدا کند. ارتباط با خدا هم همینطور است. وقتی انسان از نظر روحی به بلوغ برسد، نماز برایش تبدیل به یک رابطه شیرین و عاشقانه با خدا میشود.
همانطور که یک کودک چهار یا پنجساله هنوز مفهوم عشق را به معنای واقعی درک نمیکند و باید بهتدریج به بلوغ برسد، روح انسان نیز برای رسیدن به بلوغ معنوی نیاز به رشد دارد. نماز، غذای روح است و ممکن است سالها طول بکشد تا انسان با این غذا به بلوغ برسد.
جوانان جبهه گاهی به دلیل فضای معنوی عمیقی که در آن قرار داشتند، به نوعی «بلوغ معنوی زودرس» میرسیدند. نوجوانی که وارد جبهه میشد، ممکن بود به چنان حال و معرفتی برسد که بزرگان و علما از حالات معنوی او شگفتزده شوند.
علما نیز مجذوب فضای جبهه بودند. مرحوم تهرانی، با آن سن بالا و مقامات معنوی، به جبهه میآمد. وقتی از ایشان پرسیدند چرا با وجود ضعف و کهولت سن باز هم به جبهه میآیید، گفتند: «اگر بتوانید کاری کنید که اجازه بدهند کفش بسیجیها را واکس بزنم یا ظرفهایشان را بشویم، حاضرم بیایم.» این نشان میدهد در جبهه چه حقیقت و حال معنوی بزرگی وجود داشت که حتی انسانهای صاحب مقام را به سوی خود میکشید.
فضای جبهه هنوز هم اثر دارد. اگر امروز به دوکوهه یا شلمچه بروی و با تمرکز و دل آماده وارد شوی، میبینی که آن فضا هنوز قدرت دارد و میتواند انسان را زیر و رو کند. کربلا نیز همینگونه است؛ سرزمین نور و تربیت مجاهدان و عاشقان خداست.
امیرالمؤمنین(ع) وقتی به سرزمین کربلا رسیدند، به آن اشاره کردند و فرمودند اینجا همان جایی است که عاشقان و دلدادگان خدا بر زمین خواهند افتاد.
پس باید تلاش کنیم نماز را از یک عادت روزمره به یک ارتباط واقعی با خدا تبدیل کنیم؛ رکوع را تعظیم در برابر خدا بدانیم، سجده را افتادن به پای او ببینیم و آنقدر معرفتمان را بالا ببریم که نماز برایمان به جای یک تکلیف، به غذای روح و شیرینترین لحظه ارتباط با خدا تبدیل شود.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_21 بحثمان درباره آثار نماز بود. بعد از «قدرتبخشی» باید بفهمیم در نماز چه چیزی نصی
جمله کلیدی 🔑
...........
سجده، لحظهایست که زمین تو را در آغوش میگیرد تا روحَت به آسمانِ خدا برسد...
🕊️ سجده خیلی قشنگ است...
«سجده، نهایت کوچک شدن انسان در برابر خداست. اگر نمازگزار بفهمد هنگام سجده چه رحمتی از جانب خدا او را در برگرفته، دیگر سر از سجده برنمیدارد.
وقتی به سجده میروی، سعی کن عجله نکنی. بگذار دلت کمی در خانه خدا بماند؛ چون سجده فقط خم شدنِ بدن نیست، تمرینِ فروتنیِ روح در برابر پروردگار است.
آنقدر سجده را دوست داشته باش که بلند شدن از آن برایت سخت باشد؛ انگار نمیخواهی سر از خاکِ خانه خدا برداری...»
— علیرضا پناهیان