حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_4 روح، بینهایتطلب است و انسان آرزوهای فراوانی دارد. اگر نتواند آرزوهای خود را درست
جمله کلیدی 🔑
...........
«اگر آرزوهای دنیایی و آخرتی خود را درست اولویتبندی و همجهت کنیم، از تشتت روحی نجات پیدا میکنیم و به آرامش و سعادت پایدار میرسیم.»
#مهندسی_آرزوها_5
یادمون باشه ما یه عمر بینهایت داریم. حتی بهشت هم نمیخوایم؛ ما بالاتر از بهشت گیرمون میاد.
دنیا بازاریه؛ توی این بازار بعضیها سود میبرن، ولی اکثراً بیشتر سرمایه رو میدن و چیزی گیرشون نمیاد. مهمترین چیزی که به ما کمک میکنه، بحث «قیمتگیری» و شناخت آرزوهاست.
ما گاهی وقتها در طول سال، چندین پیشنهاد بهمون میشه؛ از جمله حجاب، لباس، منش، مسافرتها و... . انسان دائماً گزینههای مختلفی بهش عرضه میشه و ممکنه گول بخوره و همون دیدار اول، چه در مورد دوست، ازدواج، رشته و... قبول کنه و وقتی عملی انجام میده، بگه: «ای بابا، ضرر کردم! این هزار تومن هم نمیارزید، ولی من یک میلیون هزینه کردم.»
اما اگر انسان، بهخصوص از آغاز، جهانی قیمتها دستش باشه، وقتی یه چیزی بهش عرضه میشه، مثل خانومیه که میره مانتو بخره و قیمت دستشه، کیفیت پارچه دستشه و کاملاً آشنایی داره و میدونه اگه من بخوام هزینه کنم، چقدر باید بدم.
اکثر آدما این کلاه سرشون میره. جاودانگی شوخی نیست. یه خواهش دارم؛ هر روز یه تسبیح دستتون بگیرین و بگین: «من جاودانه هستم.»
حتی بهشت هم پاداش ما نیست. کسی گول نخوره. بدونید ما بالاتر از بهشت گیرمون میاد.
گفتیم دنیا مانند بازاره؛ شلوغه. کسانی هستند که سود میکنن، ولی اکثراً ضرر میکنن. چرا ضرر میکنن؟ چون هنوز قیمت آرزوها رو نمیدونن. خدا گفته دیگه هر چیزی در این دنیا یه اندازهای داره.
مثلاً کسی که میره هندوستان یا هر کشور دیگه، وقتی قیمت دستت باشه، کلی چونه میزنی؛ ولی وقتی نفهمی، سرت کلاه میره. تازه خوشحال هم هستی، چون وقتی به ظاهر نگاه میکنی، همین که خریدی خوشحالی، ولی نمیدونی چه ضرری کردی. اما یه روزی پرده میره کنار و اون موقع میفهمی چقدر الکی خوش بودی و با خیالات عشقبازی میکردی، در صورتی که حقیقت چیز دیگری است.
خیلی وقتها از یه چیزی خوشت میاد، وقت میذاری و به بچههاتون عرضه میکنی و میگی: «دخترم، تو باید بری این شغل؛ باید بری با این ازدواج کنی.»
یه روز یه خانومی اومدن و گفتن: «من برای پسرم یه همچین زنی رو میخوام.» ولی ملاکهایی که گفته بود، ملاکهای مهمی نبود. گذشت و موردهای خیلی خوبی هم به پسر معرفی شد، ولی چون مادرش گفته بود دختره باید همچین ملاکهایی داشته باشه، قبول نمیکرد. تا اینکه یه جایی بالاخره دلش پیش کسی گیر کرد که هیچکدوم از ملاکهایی که مادرش گفته بود رو نداشت و هیچکدوم از ملاکهایی که ما گفتیم رو هم نداشت؛ یعنی یه چیز خیلی افتضاحی بود.
حالا مادرش میزد توی سر خودش که «بچم اینجوری شده.» آخرش هم رفتن همونو گرفتن و الان شده مایهٔ دق.
پس ببینید، ما اگر نتونیم اینها رو خوب بچینیم، در نهایت چیزهایی رو انتخاب میکنیم که گند میزنه به آخرتمون و دنیامون. ولی اگه قیمت دستمون باشه، هر چی که بخوایم، یه چینش درست میکنیم و به همون مقدار که میارزه، پرداخت میکنیم.
یه روایت از نبی اکرم هست که میگه: «آرزو برای امت من رحمته؛ اگه آرزو نباشه، هیچ مادری به بچهاش شیر نمیده.»
پس اصل آرزو چیز قشنگیه. ما اصلاً با آرزو مشکلی نداریم. خوبه که انسان آرزو داشته باشه تا نشاط و امید داشته باشه.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_5 یادمون باشه ما یه عمر بینهایت داریم. حتی بهشت هم نمیخوایم؛ ما بالاتر از بهشت گیر
جمله کلیدی 🔑
...........
«قیمت آرزوها را بشناسیم؛ چون اگر ارزش واقعی انتخابهایمان را ندانیم، عمر جاودانهمان را برای چیزهای کمارزش خرج میکنیم.»
#مهندسی_آرزوها_6
مناسبترین آرزوها را از خدا بخواهیم
انسان آرزوهایش را از خدا میخواهد، اما خدا به همه خواستههای ما گوش نمیدهد؛ چون اگر قرار بود به هر چیزی که با اصرار میخواهیم برسیم، شاید خیلی وقتها نابود میشدیم. انسان گاهی آنقدر برای چیزی که به ضررش است اصرار میکند که اگر همان را به دست بیاورد، تازه میفهمد چه اشتباهی کرده است.
از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است: «آرزو رفیق انسان است.» آرزو در وجود انسان امید و نشاط ایجاد میکند و نمیگذارد ناامید و پژمرده شود.
پس باید از خدا بخواهیم:
«خدایا، ای مالک و مدبّر عالمین، مناسبترین آرزوها را از تو میخواهم.»
یعنی فقط آرزو نکنیم؛ بلکه از خدا بخواهیم آرزوهای درست و بهصلاحمان را در دل ما قرار دهد.
گاهی انسان چیزی را با تمام وجود میخواهد، اما آن چیز به ضررش است. مثل دخترخانمی که عاشق خواستگارش شده بود، در حالی که خانوادهاش میگفتند این فرد و خانوادهاش مناسب نیستند. دختر برای رسیدن به او حتی در حرم امام رضا(ع) بسیار دعا و اصرار کرد. زنی به او گفت: «دخترخانم، این آرزو به درد تو نمیخورد؛ این ازدواج به صلاح تو نیست.» اما او گوش نکرد.
پنج سال بعد برگشت و گفت: «کمتر شبی هست که فحش نشنوم؛ کتک که حتمی است، گاهی هم شکنجهام میکند.»
بعد میگفت: «چرا خدا این آدم را سر راه من قرار داد؟»
در حالی که خودش آنقدر اصرار کرده بود که دیگر جایی برای نخواستن باقی نگذاشته بود!
آدم زرنگ وقتی میخواهد خانه یا ماشین بخرد، اول با کارشناس مشورت میکند و تحقیق میکند. اما برای مهمترین تصمیمهای زندگی، گاهی بدون تحقیق و فقط بر اساس علاقه خودش تصمیم میگیرد.
آدم زیرک میگوید: «خدایا، تو داناتر از منی؛ پس بهترین را برایم انتخاب کن.»
در دعا هم همین نگاه را داریم:
«خدایا، اگر علم میدهی، توفیق عمل صالحش را هم بده؛ اگر توفیق عمل میدهی، توان انجامش را هم بده.»
حتی برای کار خیر هم باید از خدا بخواهیم که گرفتار منت گذاشتن بر دیگران نشویم.
گاهی یک زن با خدمت به همسرش یا یک مرد با خدمت به همسرش، در واقع در مسیر بندگی خدا قدم برمیدارد؛ اما اگر بعد از آن منت بگذارد و غرور پیدا کند، همان کار خوب میتواند برایش خطرناک شود.
بنابراین اگر همسر قدر زحمات ما را ندانست، نباید بگوییم: «همه زحماتم به باد رفت.» اگر کار را برای خدا انجام دادهای، پاداشش نزد خداست.
در یکی از دعاهایی که در حرم امام رضا(ع) خوانده میشود، از خدا عقل کامل، مغز ممتاز، عزت پایدار، قلب پاک، عمل زیاد، فرهنگ و ادب میخواهیم؛ اما نکته مهم این است که از خدا میخواهیم اگر اینها به صلاح ماست، به ما عطا کند.
چون حتی قلب پاک هم اگر با عقل و معرفت همراه نباشد، ممکن است انسان را دچار غرور کند. ممکن است کسی عبادت زیادی داشته باشد، اما به خاطر همان عبادت خودش را از دیگران بالاتر ببیند؛ همانطور که شیطان به عبادت خود مغرور شد و گفت من از آدم برترم.
پس همیشه داشتن یک چیز خوب، به معنای خوب بودن نتیجه آن نیست. نماز شب، هیئت، عبادت و کار خیر وقتی ارزشمندند که همراه با اخلاق، تواضع، عقل و رعایت حقوق دیگران باشند.
آدم زیرک کسی است که فقط از خدا نمیخواهد هرچه خودش میخواهد به او بدهد؛ بلکه میگوید:
«خدایا، آنچه واقعاً به صلاح من است به من بده، و اگر چیزی به ضرر من است، حتی اگر با تمام وجود آن را خواستم، از من دورش کن.»
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_6 مناسبترین آرزوها را از خدا بخواهیم انسان آرزوهایش را از خدا میخواهد، اما خدا به
جمله کلیدی 🔑
...........
«خدایا، آرزوهای درست را در دل من قرار بده، نه فقط هر آنچه را که آرزو میکنم.»
#مهندسی_آرزوها_7
خدایا، من عرضه ندارم؛ خودت کمکم کن. خودت من را هدایت کن و با من آنگونه که خودت میدانی رفتار کن.
آدم زیرک به خدا میگوید: «خدایا، من نمیدانم چه چیزی به نفع من است. اگر چیزی خوب است، مرا از همان راه ببر و اگر چیزی به ضرر من است، خودت از من دورش کن.»
گاهی آدم آرزوی چیزی را دارد؛ مثلاً میخواهد طلبه، استاد دانشگاه یا صاحب یک شغل خاصی شود، اما خدا میداند که ظرفیت آن را ندارد و مسیر دیگری را برایش بهتر میبیند. حتی اگر پول و عزت میخواهیم، باید از خدا بخواهیم ظرفیتش را هم به ما بدهد.
چون خیلی وقتها آدم کارهای واجبش را رها میکند و سراغ مستحبات میرود، یا برای گناه هزینه میکند؛ یعنی هنوز ظرفیت بعضی چیزها را ندارد. اگر این مهارتها را یاد نگیریم، هوسهای مختلف سراغمان میآیند و دیگر نمیدانیم کدام به نفع ماست و کدام به ضررمان.
خدایا، به من عزت بده، اما ظرفیت عزت را هم بده تا با عزت، فقرفروشی و ناز کردن نکنم. گاهی انسان محبوب و عزیز میشود، اما بلد نیست از آن نعمت درست استفاده کند و همان عزت، او را زمین میزند. مثلاً کسی امتیاز خوبی دارد، اما به جای اینکه از آن برای خیر خودش و دیگران استفاده کند، حیا و رابطهاش با خدا را میفروشد تا محبوبتر یا پولدارتر شود.
خدا خیلی وقتها بعضی آرزوهای ما را برآورده نمیکند، چون میداند اگر الآن به آن برسیم، فاسد میشویم. شاید چیزی را از خدا بخواهیم که به ظاهر خوب است، اما خدا میداند همین خواسته به ضررمان تمام میشود. حتی ممکن است آدم توفیق خاصی بخواهد، اما خدا به او ندهد؛ چون میداند اگر بدهد، مغرور میشود.
پس بگوییم: «خدایا، اگر این بیماری برای من بهتر است، به آن راضیام. اگر مجرد بودن برایم بهتر است، راضیام. اگر ازدواج و فرزند داشتن برایم بهتر است، راضیام. دختر باشد یا پسر، آن را که تو بهتر میدانی، همان را برایم قرار بده.»
اینقدر در کار خدا دخالت نکنیم و مدام نگوییم: «خدایا، چرا به او دادی و به من ندادی؟» بگوییم: «خدایا، اگر این نعمت به صلاح من است، به من هم عطا کن.»
خوشا به حال کسی که با خدا قرارداد میبندد و میگوید: «خدایا، هرچه تو بدهی، غر نمیزنم؛ فقط عاقبتم را به خیر کن.»
عشق من به خودم، خیلی کمتر از عشق خدا به من است؛ پس اگر خدا انتخاب کند، قطعاً انتخاب بهتری است. ما باید به سلیقه خدا اعتماد کنیم؛ چون خدا بهتر از خودمان میداند چه چیزی برایمان خوب است.
از امام عسکری(ع) نقل شده که خداوند برای مؤمن تقدیری نمیکند که در نهایت به ضرر او باشد؛ ممکن است ظاهر یک بلا تلخ باشد، اما باطنش خیر و شیرین باشد.
پس غر نزنیم، مقایسه نکنیم و نگوییم «خدایا، به او دادی، به من هم بده.» بگوییم: «خدایا، عقل و توانایی بده، اما در مسیری که به نفع من باشد.»
شاید چیزی که فکر میکنیم نعمت بزرگی است، اگر ظرفیتش را نداشته باشیم، همان نعمت باعث سقوطمان شود.
نتیجه این است: هوسها و آرزوهایمان را طوری تنظیم کنیم که ما را با خدا درگیر نکنند و از تقوا و خوبی دورمان نکنند.
اگر آرزویی داریم، اول از خودمان بپرسیم: «آیا رسیدن به این آرزو، مرا به خدا نزدیکتر میکند یا از او دورتر؟»
اگر دیدیم یک آرزو دارد بین ما و خدا فاصله میاندازد، بدانیم که آن آرزو، هرچقدر هم شیرین باشد، برای ما خیر نیست.
پس بگوییم:
خدایا، من نمیدانم چه چیزی برایم بهتر است؛ تو میدانی.
من انتخابم را به تو میسپارم.
هرچه دادی، شکر میکنم و هرچه ندادی، به حکمتت اعتماد میکنم؛
فقط کمکم کن پاک بمانم و عاقبتم به خیر شود.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_7 خدایا، من عرضه ندارم؛ خودت کمکم کن. خودت من را هدایت کن و با من آنگونه که خودت می
جمله کلیدی 🔑
...........
«خدایا، من نمیدانم چه چیزی برایم بهتر است؛ تو میدانی. انتخابم را به تو میسپارم و فقط از تو میخواهم کمکم کنی پاک بمانم و عاقبتم به خیر شود.»
#مهندسی_آرزوها_8
بسیاری از اضطرابها و غمهایی که به سراغ انسان میآیند، علتشان برای خود انسان روشن نیست؛ چون گاهی از ناخودآگاه او سرچشمه میگیرند. انسان به خاطر ناکامیها و آرزوهایی که به آنها نرسیده، رنج میبرد. بسیار اتفاق میافتد که آدمهایی، با اینکه انسانهای بسیار خوبی هستند، به دلیل بیدقتی در چینش آرزوهایشان، مقدار زیادی از عمر خود را از دست میدهند.
اگر این چینش درست صورت نگیرد، ممکن است انسان به نتیجهای برسد که دیگران به حال او غبطه بخورند، اما خودش در نهایت دچار ناامیدی شود. ساختار انسان به گونهای تنظیم شده که خداوند، روح انسان را مانند جسم او با نظم و حساب آفریده است. اگر تصمیمها و انتخابهای انسان درست باشند، حتی نشاط نیز بهصورت طبیعی به سراغ او میآید. یعنی اگر انسان درست زندگی کند، ذات زندگی برایش نشاط میآورد.
بدن انسان یک نظام مشخص دارد و خداوند برای هر بخش از آن فرمولی قرار داده است. اگر مسیری را اشتباه بروی و مثلاً چشم تو ضعیف شود، بدن با آبریزش، سوزش یا عفونت به تو علامت میدهد که مشکلی وجود دارد و باید به پزشک مراجعه کنی. این مکانیزم تعریف شده است و نمیتوانی سر بدن خودت کلاه بگذاری. بدن معصوم است؛ یعنی خطا نمیکند و نمیتوانی خطایی را به آن تحمیل کنی.
در مورد آرزوها نیز همینطور است. اگر کسی چینش آرزوهایش را درست انجام دهد، روح او هم مانند بدنش به تعادل میرسد. ممکن است ببینی انسانی بسیار موفق است، چیزهایی دارد که خیلیها ندارند، اما دائماً تحت فشار است، عصبی است و سردرد دارد. این میتواند نشانه این باشد که اساساً چینش آرزوهای او غلط بوده است.
هیچکس نمیتواند خودش را با دیگری مقایسه کند؛ چون شرایط، استعدادها، نیازها و مسیر زندگی انسانها متفاوت است. بنابراین بسیار مهم است که آرزوهایمان را رتبهبندی کنیم، برای آنها اولویت قرار دهیم و بعد ببینیم مغز، فطرت و حقیقت وجود ما واقعاً چه میخواهد.
خداوند میفرماید: «ما هرچه را که روی زمین است، زینت آن قرار دادیم.» انسان پول را میبیند و دوست دارد، جنس مخالف را میبیند و دوست دارد، کتاب را میبیند و دوست دارد، خانه و امکانات را میبیند و دوست دارد. انسان خیلی چیزها را دوست دارد؛ اما مسئله این است که باید آنها را درست در کنار یکدیگر بچیند تا بتواند از زندگی بهره ببرد. چون آنقدر که فکر میکنیم وقت نداریم.
انسان قوای مختلفی دارد؛ خیال، وهم، حس، عقل و... و هرکدام غذای مخصوص خودشان را میخواهند. از سه جهتِ حس، خیال و وهم، انسان با حیوان مشترک است؛ از جهت عقل، شباهتی با فرشته دارد؛ و از جهت فوقعقل، انسان است.
کمالات نیز مراتب مختلفی دارند؛ کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی. آرامش، مربوط به مرتبه فوقعقل است. اگر فوقعقل با جفت و غذای مناسب خودش پیوند بخورد، تمام وجود انسان به آرامش میرسد؛ اما اگر این پیوند اشتباه باشد، حتی اگر سایر بخشهای زندگی هم خوب باشند، باز انسان احساس ناخوشایندی خواهد داشت.
مثلاً کسی که نمیتواند خودش را بهعنوان یک انسان ببیند و فقط جنبه حیوانی خودش را میبیند، ممکن است بگوید: «اگر ازدواج نکنم خوشبخت نمیشوم، اگر بچهدار نشوم خوشبخت نیستم.» ازدواج و فرزندآوری میتوانند ارزشمند باشند، اما اگر کسی در این بخشها به موفقیت نرسید، نباید تصور کند چیزی از ارزش انسانی او کم شده است. ما پیامبرانی داشتهایم که ازدواج نکردند و چیزی از مقام انسانی آنها کم نشد.
در تقسیمبندی آرزوها باید بدانیم چه چیزی واقعاً در شأن و لایق ماست؛ چون معلوم نیست چقدر فرصت داریم. شاید یک سال دیگر زنده نباشیم، شاید بیست سال دیگر، یا حتی یک هفته دیگر. بنابراین باید زمانمان را درست استفاده کنیم.
باخت در یک مسابقه فوتبال یا والیبال، یک باخت وهمی است؛ برد آن هم در همان سطح است. اما در زندگی، اگر آرزوهایت را اشتباه بچینی و عمرت را در مسیر نادرست صرف کنی، این دیگر یک باخت واقعی است؛ چون چیزی را از دست دادهای که دیگر قابل بازگشت نیست: عمر.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻