eitaa logo
(نظرتونو راجبه این موضوعی که سنجاق کردم بگین.)Error 405🃏
21 دنبال‌کننده
156 عکس
27 ویدیو
0 فایل
نویسنده ی پایان قصه م خودمم!👽 همدیگه رو گردن هم نندازیم🚫🗣️
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم اول آدم خوبی بوده. مونده. مجوز ندادن. رفته
( شوهر خاله ی من شغلش هر چن وقت یبار عوض میشه، نمی‌دونم چیکارت س فک کنم تو شغلای امنیتی و ایناس )
بعد شوهر خاله ی من سال ۸۵ مسئول مجوز دادن به خاننده ها بوده با تتلو هم همون سال صحبت کرده. حالا صحبت کردن شرایطو گفته اونم گفته نمی‌خوام. اینم گفته ببخشید تو بخوای فوش بدی تو هیچ کشوری بهت مجوز نمیدن. گفته میرم دبی بهم میدن. رفت دبی هم بش ندادن. برگشت بعد این با مامانشم صحبت کرده مامانش اینو می‌شناسع بهش گفته بچه ی تو پتانسیل اینا رو داره. اینجوری پیش بره به اعدام می‌رسه. گفت نه من حواسم بهش هست.
حالا شوهر خاله ی من بچگیش در حد ۱۶- ۱۷ سالگی با تتلو دوست بوده. ینی دوست که نمی‌دونم ولی می‌شناختتش. (تهرانیه) به قول خودش اون موقعی که هنوز امیرحسین بوده.
گفتم اول آدم خوبی بوده، گفت من اینو می‌شناختم دختر باز بوده. مشروب می‌خورده و …
گفت آدم خوب کسیه که شب منتظره ببینه حکم اعدامش میاد یا بخشیده میشه؟ ادمیه که رفته ترکیه هر شب کار یه دخترو می‌ساخته؟
دیگه آخرش شروع می‌کرد داشت فوش می‌داد گفت نه می‌خوام عین خودش باهات صحبت کنم ببینی.
از گذشته ش گفت. ( گفت امروز به اندازه ی کل عمرم فوش شنیدم )آهنگای حرمسرا و من ۳ رو گوش داد صبح. خیلی راحت شد باهام. فوش می‌داد دیگه. گفت می‌خوام ببینی. ببینی وقتی من می‌بینم تو اینجور آهنگا گوش میدی چه حسی بهم دست میده.
شوک شدم. جدی حس می‌کنم داره گریه م می‌گیره😐😂 استرس گرفتم ( استرسای من خیلی وحشتناکن. تار می‌بینم. دستم می‌لرزه. ضربان قلبم می‌ره بالا. گریه م می‌گیره، حالت تهوع و تنگی نفس و …)