Error 405🃏
اولی مال سال ۹۳ فک کنم.
دومی مال ۴۰۲.
این بدبخت. موتورشو فروخت، لباساشو فروخت، دندوناشو فروخت، کم آورده دیگه😂
به خاله م میگم طبقه ی هفتم خونه خریدین، همین میشه دیگه، محل زندگی پرنده هاست اینجا. نه ادما😂
وایسا جریان اینو بگم.
دو هفته پیش تولد داداشم بود. بعد بادکنکاش مونده بود. من اومدم رو یکی شون نوشتم شالامبوس، چسبوندمش به دیوار، هر کس حرف می زد می گفتم ساکت شالامبوس می خواد بخوابه. من خواهر ندارم، داداشمم برادر نداره دیگه طبیعتا. شالامبوس دو جنسه ست😂. خواهر منه. برادر داداشمه. الانم بدون خواهرم شالامبوس و برادر اصلی م امیر اومدم دزفول. دلم براش تنگ شده. شالامبوسسسسسسسس😂
یه روز داشتم با پسر خاله هام mission impossible می دیدم، رفته بودیم تو لیست بازیگر هاش( من هی فیلمو پاز می کنم، بهم میگن خیلی اخلاق رو مخیه😂 )بعد یکی اونجا بود، برگشت گفت وایییی تام کروز، وای کراشم، وای برگرد رو عکسش، صب کن. (به شکل کاملا مسخره ای.) بعد ما به این جور رفتار های این دختره عادت داشتیم، اسم یکی دیگه از بازیگرا اینگه بورگا داپکونایته بود. یهو پسر خاله م ، نمی دونم می خواست مسخره ش کنه یا چی. برگشت گفت وایییی اینگه بورگا وای عشقم ، برگرد روش. تو رو خدا. وایییی اینگه بورگا.