eitaa logo
(نظرتونو راجبه این موضوعی که پین کردم بگین.)Error 405🃏
23 دنبال‌کننده
202 عکس
40 ویدیو
0 فایل
نویسنده ی پایان قصه م خودمم!👽 همدیگه رو گردن هم نندازیم🚫🗣️
مشاهده در ایتا
دانلود
(نظرتونو راجبه این موضوعی که پین کردم بگین.)Error 405🃏
دریاس🤣 همیون لیموعه که دوست منه🤣🤣
امضا نداره. ریپ هم ک می‌زنم. می‌نویسه دلیتد اکانت. یا گوشی من مث همیشه ریده یا اکانت اون حذف شده
(نظرتونو راجبه این موضوعی که پین کردم بگین.)Error 405🃏
بابا عضله ها که اب کردنش کاری نداره خب باشگاه نمیره خودشون میسوزن بعد ریشاش هم که کار نیم ساعته موها
ریشاشو قبول نمی‌کنه بزنه. میگه قیافم بچگونه میشه. معلوم نیس کدوم عفریته ای بش گفته ریش بت میاد🤡🤣 باشگاهم فعلا نمی‌ره فک کنم استخر دانشگاهشون میره فقط. موهاشم نمی‌زاره بلند شن.
وای یادش بخیر یه زمانی تل و شونه اکستنشن و کش مو و اینا داشت😂 بعد هی از من کش می‌گرفت. کمکشون می‌کرد دوباره میومد می‌کرد.
هدایت شده از دَر‌میانِ‌هَیآهو؛
ولی کاش طبقه دوم می‌موندیم
هدایت شده از دَر‌میانِ‌هَیآهو؛
واسه ۱ ماه باید بیایم پایین ۸/۱😭
هدایت شده از دَر‌میانِ‌هَیآهو؛
یکی از نه چهاریا گفت انگار سیاح یه مشکلی براش پیش اومده نمی‌تونه بیاد بالا. ولی مگه با هشت یک و دو هم کلاس نداره؟
امروز؟ درکل روزِ نازی بودددد رنگ اول با جنادله داشتیم، 20 دیقه چرت و پرت گفت ما هم روزنامه دیواریمونو کامل کردیم، بعدم امتحان ریاضی که اصلا حرفشو نزنم بهتره🤣🤣🤣،لبامو زخم کردم🗣سالم نگهشون دار واسه ددی پشن فروت🗣 زنگ بعدش هنر داشتیمممم آبرنگ کار کردیم نشستیم دور هم خیلیییی حال داددد، از واثقی پرسیدیم شب در مدرسه میزاری برامون گفت حتماا هوا خنک تر شه میزارممم، ذوق خرکی با وانیا و پلن ریختن ☝️🏻، کلی ناز کردنِ محیا، زنگ ریاضی با موسوی، زنگ تفریح آخر روی نیمکت مخصوصمون، نوتا و سیلکی و اون بیلبیلکای آنیتا که خیلی خوشمزه نبودن، یکتاااا خانومیییِ نااز که رشتش هم تجربی بوددد😭😭، کلاس حوصله سر بر و مسخره‌ی صراف، فیکشن نوشتنای وانیا از نرنا❤️‍🔥، حرف زدن و کمی آشنا شدن با یکتا
حاجی زاده چجوری انقد اعتماد به نفس داره؟ واقعا فک می‌کنه من به احترامش صلوات می‌فرستم؟ بش گفتم به احترامت نیست. صلوات می‌فرستم اگه کسی گوشی داره جمعش کنه. ولی نشنید چی گفتم.