اتیش خاکستر مثل سیگارم تو سینه
شاید من نباشم اما خدام که میبینه
گفتن که شانست بود گفتن که تقدیره
چرا تاسم رو زندگی جفت شیش نمیشینه
ارزشی که خانوادش بهش نمیدادن رو من دادم و بله. معلوم شد خانوادش یچی میدونستن.
میگن باید بری دکتر وقتی دردات زیادن
سرمو میگیرم لای دوتا پاهام که بخوابم
تراپی رو نساییدم بگید الکلو بیارن.
تو این دنیایی که هر جوری میتونست با ما تا کرد
شکر که حداقل یکی از ما راهشو پیدا کرد.