https://eitaa.com/NoteChnlle/11271
احیانا اسم فرماندتون سید محسن حسینی نیست
؛
خیر
بیقراری نکن هی نشین و پا نشو
اونکه سوزوند بخاطرتت حتی آیندشو ...
سعیکنهیچوقتتوزندگیتشبیه مننشی
دنبال چیزی بود که تهش پیدا نشد ...
تصور نبودت روزگار سیامه
خبر بودنت واسه زخمام التیامه ...
شاد گوش میدادی که پس گریه واسه چیه
این بخاطر لودگیه ملودیامه ...
آقاےِ شاعــر
فکر میکردم فرشته ای ولی داشتی خورده شیشه🖤
گفتی ولش میکنم و میرم پخش زمین میشه !
بریدم پارچه ی هر لباسی که یاده تو داشت
واسه پوشیدن تنت مقداد خیلی آرزو داشت
آخه تا کی پشته تو هی آبرو داری کنم...؟!
اینجوری بهش نگید طرف خیلی آبرو داشت