صبح که خانه را ترک میکنم جوانم
و شب پیر به خانه باز میگردم
با اندوهی هزار ساله
چهار دیواری اتاقم آرام و صبور
پذیرای سالمندیست که سحرگاهان
جوان برمیخیزد
از وفاداری برای من حرف نزن من هنوز رازهای کسانی را نگه داشته ام که در حال بدگویی و تخریب اسم من هستند