ولی بزن بارون
روی پلکای خستم خیلی اروم
شدم داغونو خستم اما با اون
میرفتیم همیشه به زیر نم بارون
بزن بارون . . .
هدایت شده از آقاےِ شاعــر
همه تیر و نشونه گرفتن رو به زخمام
خنده رفت که بیاد جاش تو خونه غم ها
شدم یکی که تخمش نبود بمونه تنها
من اونم که عبور کرده از کوه دردا
شدم اونکه حتی با سیاست میخنده
یه افسرده یه افراطی بی منطق
دورش دیوار میکشه در هارو میبنده
هر روز با دوقطب شخصیتش میجنگه
من همون پسر افسرده سه سال پیشم
که کل دنیا میخواست کنه مات و کیشم
هنوز زخمای کهنه رو تنم باز میشن
از رو صورتم پاک شده سه سال میشن
نه نوری نداشتم، تاریکی همه باورم بود
اگه رو پام وایسادم به عشقِ مادرم بود
خورد میشدم اگه قلبم از رو آهنم بود
منو کورم کرد اونکه ذوق آخرم بود
ذوق آخرم بود
هدایت شده از یادداشت هایَم؛
دوستان برای یه عزیزی حمد شفا به نیت ام البنین قرائت کنید.
حالمو نپرس عزیزم خراب روزگارم
که بجز خودم تو دنیا دیگه گمشده ای ندارم
قصه گم شدن تو قصه مرگ خدامه
قصه یه زخم کهنه که بجای تو باهامه
پرم از دقیقه هایی که فقط به تورسیدم
من تورو نفس کشیدم هرکجا نفس بریدم
همه چی تویی و چشماتم اخر دنیا
نه حواسم به خودم هست نه دلم نه ارزو ها
هدایت شده از - 𝗧𝗮𝘀𝗶𝗮𝗻 .
دلبهدلراهنداردكاگرداشتدلت
لحظهاییادِمنواینهمهدلتنگیبود:)؛ '!
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جایِ ما کوه اَگر بود فرو میپاشید..
آه درباره ی ما دَرد چه میپندارد...
#احوالات