eitaa logo
آقاےِ شاعــر
194 دنبال‌کننده
229 عکس
358 ویدیو
4 فایل
من نوازنده ی این ساز های شکستم. یکی اینجا داره بانوشته هاش خاطره بازی میکنه. کپی؟ نکن سید زحمت میکشم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ‹ باروت ِ خیــس ›‌
شب هایی با بوی باروت. صدای کوبنده ی تیر که اهنگی شده؛ بارونی که نمناک جای خود را در زمین میفشاند، قدم هایی سنگین و بوق های بی پایان؛ به قولی: هوا دونفرس. ولی ما یک گردانیم!
طرف میگه ؛ ما جسمی هستیم از دهه هشتاد و روحی از دهه پنجاه مشتی تو سنگین‌ترین چیزی که تو زندگیت بلند کردی کیف مدرست بوده. بعد از دهه پنجاه میگی واسه ما؟ جنگ دوازده روزه همه شو خونتون بودی.
اما ب هر تقدیر، باید تحمل کرد.
از اینکه هیشکی تو زندگیم نیست خوشحالم
گاهی فکر می‌کنم شاید این تنهایی خوب باشه... چون کسی نیست زخمم بزنه... اما تهِ دلم می‌دونم این فقط یه دروغِ شیرین ، برای آروم کردنِ دردیه که تمومی نداره... تنهایی امن‌ترین جهنمه؛ ساکت، سرد و بی‌رحم... -حِرمآن؛
دارم میمیرم
غم هایی که چشم ها رو خیس نمیکنند، زود تر به استخوان میرسند.