تو رویای کودکی بازی کن با سرما
چشم گذاشته درو نمیدونمت
شاید بد خط نوشتمت نمیخوننت
دلیل خلق تو پیچیدست واسه خودم
چمیدونم شاید تو یه طرحی از خود من
آقاےِ شاعــر
به این گلوله ها قسم من از زندگی بریدم.
این گلوله ها به جای بوسه هات رو تنم
بزار آوار شن رو سرم من که حرفی نمیزنم