درنهایت پرسش اینکه #تمنا ، چه درسی به من داد..بعد از کلی پرس و جو از اطرافیانم، -همان من های مختلف- تنها و تنها به یک نتیجه رسیدم:
هیچ برگشتی بدون #خداحافظی ، نیست.
#Random_Notes_Written_With_Pain
دوستی، طعم و مزهای است که من کمتر از آنچه فکر کنید چشیده ام. شاید کلا، چهار بار. و در حد یک ناخنک زدن بود و بس. اما بعضی با افراطی کردن آن، خواه یا ناخواه آن دوستی را کثیف میکنند. کثافتی که نمیبینند، و درک نمیکنند؛ کثافتی که بعد ها برای هردوشان کم یا زیاد، تاثیرات مختلف میگذارد.
برای همین دوستی را راهی ندیدم، درحقیقت زندگی ام را طوری به جلو بردم که انگار هر لحظه، یک قطره خون است. خونی که از زخمی که روی ساعدم ایجاد کردم و باید از هر قطعه خون برای نوشتن استفاده کنم. نوشتن تصمیم هایم، حتی نوشتن اینکه کی نفس بکشم. اگر جایی قطرات خون را هدر دهم، تنها از زندگی من کم شده. پس باید از هرکدام درست استفاده کنم.
دوستی آنها هم کثیف بود، آنها به هم وابستگی چنانی داشتند که گویی یک پاره زنجیر هستند. اما همیشه اسمش قشنگ است!
پسره مرده. تمام جملاتی که در دقایق بعدی میخواستم بگویم همین بود.
و حالا او، ناراحت است و گاها به یاد او میافتد.
بعد از صحبت هایی که داشتیم و چایی که با هم خوردیم، به بیرون زدم.
همهاش در فکر این بودم که چطور میتوانم از آن مطالبی که میدانم استفاده کنم؟ هیچ..هیچ چیزی به ذهنم نمیآید. او طوری برای کمک در این قضیه علیهم گارد میگیرد که انگار به شخصی ترین قسمت زندگیاش دست زدم! به هرحال، ما در رابطه و عشقی هستیم. من که نمیخواهم او را کنترل کنم! من میخواهم همدم غم او باشم و نجات دهنده اش!
وقتی به خانه میرسیدم، یکهو فکر رفتن به آن محلی که روی کاغذ نوشته شده بود، به ذهنم رسید. کاغذ را از جیب داخلی پالتویم درآوردم و به آن نگاه کردم. میتوانم بگویم، مدت زیادی شاید بیست دقیقه تمام به آن آدرس چشم دوختم. "آیا میتواند واقعی باشد..؟" سوالی بود که جوابش با خشم از طرف خودم داده شد. او پاک است. خیر نمیروم! حتی حاضرم شرط ببندم همه اینها جفنگیاتی بیش نیست! من به او اعتماد دارم، او اگر نمیخواست، میتوانست همان اول نیاید!
این فکرها و حاضر جوابی ها همهمه خیلی وحشتناکی را در ذهنم راه میاندازند. برای همین بدون واپایش فکری، لگد محکمی به سطل آشغال نزدیکم میزنم و آن را پخش و پرتاب میکنم. حالا کمی روانم آرام تر است.
#خداحافظی
1.6
تنهایی بعد مدتی دیگر یک مشکل یا کمبود نیست، خصلت و هویته.
#Random_Notes_Written_With_Pain