Notes.
از پالتویم آب میچکد. ولی من که بیرون نرفته ام. شاید هم رفته ام و کاملا به فراموشی سپردم. تنها چیزی ک
درخواب کم کم به یاد میآورم، سرنخ پالتوی خیس را.
شاید هم خواب نبودم و فقط چشمانم تاریکی مطلق را هدیه کرده بود، به هرحال هرچه که بود متوجه شدم او، به خانه ام آمده و بعد از دیدن وضعیت من، مرا به طبیبی واگذار کرده. اما وقتی پزشک متوجه شده تمامش بخاطر روانم است و مرض یا ویروسی به همراه ندارم، مرا به خانه رسانده.
البته این را نمیدانم که برایم ایستاده بود یا با عجله رفت؛ ولیکن سرنخ پالتوی خیس، معجل بودن کار او را میرسانید.
یعنی آن عجله هم میتواند...نه نه! اینطور نیست!
1.8-2
#خداحافظی
اینکه بتونی انقدر شبیه یک کاراکتر از سریال باشی خیلی جالبه.
اینکه به اطرافیان و عزیزانت صدمه بزنی، ضربه بهشون بزنی تا آخرش ازت دور بشن.
اینکه بچگیت، خوب نبوده باشه و خیلی چیز ها از همون زمان بیاد.
اینکه علایقت، "حس ششمت"، غریزهت حتی شبیهش باشه.
جالب تر اینه که همه اینارو یک نفر ببینه ازت، و بعد بهت سریال دکستر رو معرفی کنه.
اینکه با تنفر انجامش داده باشه مخصوصا، اینکه صدات بزنه "بی احساس". فقط میتونم بگم خنده داره.
#Random_Notes_Written_With_Pain
Notes.
Tip: اگه سیاست نمیدونید نیاز نیست داخل بحثای سیاسی شرکت کنید.
و نیاز نیست وقتی چندبار داخل بحث سیاسی شرکت کردید و برادرزاده ۱۴ سالتون رو شکست دادید برید مسئول یه کشور شید
Notes.
"عصر بخیر📀" ʜᴀꜱʜᴛᴀɢ: #Music ᴄʜᴀɴɴᴇʟ: 『 @PAUSEDaily1』 ᴛʜᴀɴᴋꜱ ꜰᴏʀ ᴊᴏɪɴ✨
شبتون با این شاهکار بخیر.