eitaa logo
60 دنبال‌کننده
55 عکس
12 ویدیو
2 فایل
Don't waste your time here. @Idiotic ناشناس : https://eitaa.com/NotesWithPain/29
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید فرار، طعم بهتری از طَمَع داشته باشد.
تنهایی بعد مدتی دیگر یک مشکل یا کمبود نیست، خصلت و هویته.
I'm far far away from a "good man", maybe that's why everyone hate me
هدایت شده از brainstorming.
از میان دو واژه‌ی انسان و انسانیت، اولی در میان کوچه ها و دومی لابلای کتاب ها سرگردان است. -ویکتور هوگو.
انگار که تازه کاری باشم و اسمم رودیا باشد، و قتلی را انجام داده ام، مکافاتی همراهم شده است. هی فکر های درهم و بی‌معنی، گاها شک به خودم و او، تمام فیلم‌نامه این سال هایم است. البته، برای من سال‌هاست، درواقعیت شاید چندساعت هم نباشد. این مکافات مثل آن دفعه نیست، مثل آن جهنم نیست. یک چیز جدید است. با اینکه حتی قتل های زیادی هم کردم تاحالا این داستان برایم به پیش نمیامده بود. هردفعه هی بلند میشوم، به دور و برم نگاه می‌اندازم و گیج گیج میشوم. انگار تب داشته باشم و چقدر سخت است این تنهایی که هیچکس پرستار من نیست. بعد از ثوانی، دوباره به گودنای بالش سرم را رها میکنم و این چرخهٔ خواب و بیداری هربار تکرار میشود. این چندماه...از کلمه "چرخه" چقدر متنفر شده ام. همه‌اش چرخه های مختلف و تکراری و خالی از اتلاف زمان. دوست داشتم حتی با گروهی از افراد ماجراجویی کنم در چرخه ها زندگی نکنم..! معترضم، این دفعه..به خودم. برای بار دیگری چشمانم را باز میکنم و انگار که قطب مثبتی، قطب منفی مخم را جذب می‌کند، به سمت بالا سَرَم پرتاب میشود و بلند میشوم. آیا باید به حرف او گوش کنم؟ اسمش چی بود...خدایا..حتی این را هم به یاد نمی‌آورم. همه چیز مثل یک کابوس، یک خواب، یک خاطره بود و وقتی به آن فکر میکنم هیچ چیزی را به یاد نمی‌آورم. منظورم از لحاظ جزئیات است. فقط میدانم یک پسری خودکشی کرده و حالا جرمش گویی گردن من است که او، پشت چشم برایم نازک کند و با من قهر باشد! و در دست دیگر، شک‌ بر خیانت او. باشد، باشد! به آن محله میروم تا فقط به خودم ثابت کنم مغزم چقدر کوته فکر است و همه این افکار فقط از روی شک پیشین است. بله من از قبل هم این شک را داشتم. چه کسی میداند؟ من که انقدر مریض احوالم شاید آن دخترک هم یک توهم بیش نبوده است! میروم تا حماقتم را به خودم ثابت کنم. این دفعه، به خواب عمیق و راحت‌تری فرو رفتم... 1.7
Farzad Ghadimi & Saeed DehghanTeshne.mp3
زمان: حجم: 2.7M
من، یه خونه‌ی چوبی داشتم تیکه تیکه‌ش کردم نصفشو یه قایق ساختم، که غرق شد نصفشو سوزوندم تو سرما یخ نبندم..
لطفا، ازتون خواهش میکنم وقتی میخواید از پرانتز، انواع مختلفش رو استفاده کنید یا عادیش رو، "( اینجوری)" ننویسید. خیلی راحت میتونید "(به این شکل)" یا حتی "( به شکل گشادش )" بنویسید. فقط لطفا، یک طرف رو اسپیس نذارید یه طرف رو بچسبونید. بعضیا اینجا ناراحتن.