Between paths, I chose the dark one; not like I had any other options. however, still in this darkness, light finds a way to me and shows off.~
از زمان بخواهم بگویم، او، معجزه است.
معجزه ای که نیمه گمشده را میتواند مانند راداری پیدا کند.
حتی دنبالش هم نمیگردی، دریغ از سعی. اما او، کار خودش را میکند. در تاریک ترین روز ها، خودش را به تو میرساند. شاید بعد تاریک ترین خاطرات، بدترین روزها، جوری که امیدت را بطور کامل از دست دهی؛ او خودش را میرساند.
من، باری دیگر به سرنوشت و خدا اعتقاد پیدا کردم وقتی آن زمان بندی فوق العاده دقیق را دیدم. همه چیز حی و حاضر، همه چیز مثل یک جورچین کنار هم گذاشته شده برای من، برای ما.
این، اولین باریست که با کم ترین نگرانی راهی پیدا کرده ام. من برای اولین بار احساس خوشبختی میکنم.
کلماتی که، دیگر هیچوقت فکرش هم نمیکردم میتوانم بگویم.
#Notes