eitaa logo
‌𝖭𝗈𝗍 𝗒𝖾𝗍
17 دنبال‌کننده
11 عکس
6 ویدیو
0 فایل
نمیتونم زندگی رو ، لطفا از من دورش کنید .
مشاهده در ایتا
دانلود
"آخرین وعده ی عشق "                       p.3 آرام دستم را روی شیشه‌ی سرد پنجره گذاشتم و به قطره‌هایی خیره شدم که بی‌صدا راه خود را میان شیشه پیدا می‌کردند. هر قطره، شبیه خاطره‌ای بود که از گوشه‌ی ذهنم می‌گذشت و پیش از آنکه بتوانم نگهش دارم، در تاریکی شب گم می‌شد. چشم‌هایم را بستم؛ اما مگر می‌شد از خاطره‌ای گریخت که در قلب آدم خانه کرده باشد؟ دوباره خودم را میان آن مزرعه دیدم؛ جایی که عطر خاک باران‌خورده با نسیم درهم آمیخته بود. و او... با همان نگاه آرامی که هنوز پس از این همه مدت، قلبم را بی‌قرار می‌کرد. آن روز نمی‌دانستم بعضی نگاه‌ها، آغاز قصه‌ای هستند که پایانش را اشک می‌نویسد. لبخند محوی روی لبانم نشست، اما دلم سنگین‌تر از آن بود که شادی را باور کند. دلم برای روزهایی تنگ شده بود که هنوز نمی‌دانستم قرار است از دستشان بدهم. چه تلخ است آدم قدر لحظه‌ای را بداند که دیگر برای بازگرداندنش دیر شده است. صدای باران همچنان می‌آمد و من میان گذشته و آینده، در جایی بی‌نام از دلتنگی ایستاده بودم. کاش آن شب می‌دانستم بعضی دیدارها، پیش از آنکه آغاز یک عشق باشند، مقدمه‌ی یک وداع‌اند... .@AvaBaran106255653563470 آمار ۴۱۰ پارت بعدی رو میزارم😮‍💨
هدایت شده از ERroR
"آخرین وعده ی عشق "                       p.3 آرام دستم را روی شیشه‌ی سرد پنجره گذاشتم و به قطره‌هایی خیره شدم که بی‌صدا راه خود را میان شیشه پیدا می‌کردند. هر قطره، شبیه خاطره‌ای بود که از گوشه‌ی ذهنم می‌گذشت و پیش از آنکه بتوانم نگهش دارم، در تاریکی شب گم می‌شد. چشم‌هایم را بستم؛ اما مگر می‌شد از خاطره‌ای گریخت که در قلب آدم خانه کرده باشد؟ دوباره خودم را میان آن مزرعه دیدم؛ جایی که عطر خاک باران‌خورده با نسیم درهم آمیخته بود. و او... با همان نگاه آرامی که هنوز پس از این همه مدت، قلبم را بی‌قرار می‌کرد. آن روز نمی‌دانستم بعضی نگاه‌ها، آغاز قصه‌ای هستند که پایانش را اشک می‌نویسد. لبخند محوی روی لبانم نشست، اما دلم سنگین‌تر از آن بود که شادی را باور کند. دلم برای روزهایی تنگ شده بود که هنوز نمی‌دانستم قرار است از دستشان بدهم. چه تلخ است آدم قدر لحظه‌ای را بداند که دیگر برای بازگرداندنش دیر شده است. صدای باران همچنان می‌آمد و من میان گذشته و آینده، در جایی بی‌نام از دلتنگی ایستاده بودم. کاش آن شب می‌دانستم بعضی دیدارها، پیش از آنکه آغاز یک عشق باشند، مقدمه‌ی یک وداع‌اند... .@AvaBaran106255653563470 آمار ۴۱۰ پارت بعدی رو میزارم😮‍💨
هدایت شده از ERroR
904.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
...... .. ࣭ ‿࣭︵ ᷼︵࣭ ࣪᭡࿔࣪ ᷼︵࣭‿࣭︵࣭ ࣭ ⌁ ᥕْᥣ𝖾᳢࣭𝖼︎᥆࣪m ᥣ͞᥆ m𐔤 ꤍ𝗁𖹭̸̲ٜ࣪ᥒᥱl ֶָ ࣭ ##V𝗂𑫙ᧉ᳢o 🎸͠ . ࣭ Cr ː @A va , @P ari 𓈒 ╰─ࣴ͜─ׅ ꒰@AvaBaran106255653563470 𑇓 ─͝─ׅ╯
هدایت شده از ERroR
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.. ࣭ ‿࣭︵ ᷼︵࣭ ࣪᭡࿔࣪ ᷼︵࣭‿࣭︵࣭ ࣭ ⌁ ᥕْᥣ𝖾᳢࣭𝖼︎᥆࣪m ᥣ͞᥆ m𐔤 ꤍ𝗁𖹭̸̲ٜ࣪ᥒᥱl ֶָ ࣭ ##V𝗂𑫙ᧉ᳢o 🎸͠ . ࣭ Cr ː @A va , @P ari 𓈒 ╰─ࣴ͜─ׅ ꒰@AvaBaran106255653563470 𑇓 ─͝─ׅ╯
هدایت شده از ERroR
346.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.. ࣭ ‿࣭︵ ᷼︵࣭ ࣪᭡࿔࣪ ᷼︵࣭‿࣭︵࣭ ࣭ ⌁ ᥕْᥣ𝖾᳢࣭𝖼︎᥆࣪m ᥣ͞᥆ m𐔤 ꤍ𝗁𖹭̸̲ٜ࣪ᥒᥱl ֶָ ࣭ ##V𝗂𑫙ᧉ᳢o 🎸͠ . ࣭ Cr ː @A va , @P ari 𓈒 ╰─ࣴ͜─ׅ ꒰@AvaBaran106255653563470 𑇓 ─͝─ׅ╯
هدایت شده از ERroR
.. ࣭ ‿࣭︵ ᷼︵࣭ ࣪᭡࿔࣪ ᷼︵࣭‿࣭︵࣭ ࣭ ⌁ ᥕْᥣ𝖾᳢࣭𝖼︎᥆࣪m ᥣ͞᥆ m𐔤 ꤍ𝗁𖹭̸̲ٜ࣪ᥒᥱl ֶָ ࣭ ##V𝗂𑫙ᧉ᳢o 🎸͠ . ࣭ Cr ː @A va , @P ari 𓈒 ╰─ࣴ͜─ׅ ꒰@AvaBaran106255653563470 𑇓 ─͝─ׅ╯
هدایت شده از ERroR
575.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برگردم؟نمیبینی‌خوابشم‌دیگه .. ࣭ ‿࣭︵ ᷼︵࣭ ࣪᭡࿔࣪ ᷼︵࣭‿࣭︵࣭ ࣭ ⌁ ᥕْᥣ𝖾᳢࣭𝖼︎᥆࣪m ᥣ͞᥆ m𐔤 ꤍ𝗁𖹭̸̲ٜ࣪ᥒᥱl ֶָ ࣭ ##V𝗂𑫙ᧉ᳢o 🎸͠ . ࣭ Cr ː @A va , @P ari 𓈒 ╰─ࣴ͜─ׅ ꒰@AvaBaran106255653563470 𑇓 ─͝─ׅ╯
هدایت شده از ERroR
یه چند روزی نیستم یکیو میخوام فورارو پاک کنه کسی مایله بیاد پرایوت بنده @Avaaaaaayu