امروز با سما به این نتیجه رسیدیم خانوم معینیفر از اول قصد رفتن نداشته، میخواسته ترم بعد هم خودش تدریس کن-
با وجود تمام چیزایی که دارن راهمو میبندن و منو از رویاهام دور میکنن بازم ته دلم میگم
" یعنی ممکنه یه روز اتفاق بیفته؟ "
امیدوارم نتیجه کارایی که الان دارم برای آیندم انجام میدم رو بعدا بگیرم ، با این وضعیتی که توش گیر افتادیم معلوم نیست فردا چی میشه