eitaa logo
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآن‌سِـتآره
123 دنبال‌کننده
56 عکس
9 ویدیو
0 فایل
رمـآن‌سِـتآره | 𝐍𝐨𝐯𝐞𝐥 𝐬𝐭𝐚𝐫 با‌حضورِ‌یوتیوبر‌های‌ایران:مانیکسوید ، علیضتوری ، ممدافشار و .. Mi: @Anijaf "این‌رمان‌کاملا‌تخیلی‌میباشد‌لطفا‌شایعه‌درست‌نکنید" کد‌فندوم؟! 017 کد‌نویسندگی؟! 𝟭𝟯𝟱 "عضوجمعیت‌نویسندگان"
مشاهده در ایتا
دانلود
892.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیبایی‌ممبرای‌چنلِ𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 💞 .
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕   ¹⁵   |   𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . آهنگ‌تموم‌شد* مانی:خب‌چطو‌بود ؟ روژین:... مانی:گریه میکنی؟ روژین:... مانی:زدم بغل . . چیشده چرا گریه میکنی یهو دیدم خودشو انداخت تو بغلمو همزمان داشت گریه میکرد . . مانی:دیگه هیچی نگفتم و سرشو نوازش کردم . . یکنی تو بغلم بود و رفت سرجاش . . منم سرمو گزاشتم رو فرمون ماشین و نگاش کردم ، خوبی الان؟ روژین:اره.. مانی:جلوتر یه سوپر مارکت هست صبکن برم واست یه آب بگیرم الان میام روژین:ن نه نمیخوام . . مانی:چرا؟ روژین:اذیتم‌نکن باشه؟ مانی:اذیتت کردم مگه؟ روژین:نه . .هیچوقت نکن . مانی:عزیزم من.. روژین:مانی مت هیچوقت تو زندگیم عاشق نشدم مانی:یعنی الان عاشق منی؟ روژین:دارم جدی حرف میزنم مانی: ببخشید روژین:من،اولین باره جز مامان و بابام به کسی اعتماد میکنم . . همش فکر میکنم اگه یهو بزاری بری اگه اینجوری نباشی ک داری نشون میدی اگه یهو ولم کنی . . من باید چیکار کنم؟! من تو زندگیم آرومم .. خوشحالم با تو آروم تر شدم. . خرابش نکن خب؟ مانی:...مگه دلم‌ میاد اینکارو بات کنم؟ روژین:کلی گفتم اون آهنگم برام بفرستیا مانی:چشم،من یلحظه برم یکاری دارم میام .‌. روژین:برو یکم گذشت دیدم با یه آب و ابیوه و کلی کیک اومد روژین:خندیدم اینا چیهه؟ مانی:بفرمایید این دستمال اشکتونو پاک کنینن روژین:مرسی مانی:وظیفسس [ادامـه؟پــارت‌بـعدی☆] 𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕   ¹⁶   |   𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . رفتیم‌خونه* رفتم تو اتاق لباسامو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم ک یهو مانی در زد گف بیام تو؟ روژین:بیا مانی:خوابت میاد؟ روژین:نه مانی:پس بیا بریم فیلم ببینیم کلیم خوراکی گرفتم روژین:اوکی بزار برم صورتمو بشورم الان میام مانی:منتظرماا روژین:خیلی خبب از دسشویی اومدم بیرون دیدم‌مانی داره میزه جلوی تلوزیونو میچینه رفتم کمکش و بعد فیلم گزاشتیم دوتا بالشت اوردیمو رفتیم زیر پتو روژین:چ فیلمیه مانی:نمیدونم💔😂 روژین:عجب یکم از فیلمه گذشت مشخص بود یه فیلم ترسناکه منم فوبیا دارم فیلم ترسناک ببینم مخصوثا توی این ساعت شب هیچی نگفتم ولی از یجایی به بعد نتونستم جلوی خودمو بگیرم و پتورو کشیدم رو سرم و خودمو تو بغل مانی جا کردم مانی:ترسیدی؟؟! روژین:جواب ندادم مانی:دستمو انداختم دور ک‌مرش میخوای گیم بزنی؟ روژین:... مانی:پتورو از رو سرش برداشتم دیدم خوابش برده خندیدم تا صب شد . . مانی:از خواب بیدار شدم دیدم روژین زودتر بیدار شده و داره صبونه آماده میکنه روژین:خوبه بالاخزه بیدار شدیی مانی:بهه روژین خانوم چیکا کردهه رفتم دسشویی صورتمو شستم و اومدم بیرون گوشیم رو میز بود برشداشتم دید ممد کلی زنگ زده رفتم تو اتاق جوابشو دادم مانی:بله؟ ممد:هزاربار زنگ‌زدم نگران شدم چرا جواب نمیدی مانی:گوشیم رو سایلنت بود ممد:چیشد از دلش دراوردی؟ مانی:عاره،کارتو بگو ممد:نگفتی کی بریم سراغه یارو مانی:ممد باید وقت گیر بیاریم فعلا نمیشه ممد:وای خب زودتر مانی:خیلی خب فعلا کاری نداری ممد:نه برو مانی:قطش کردمو رفتم پیشه روژین صبونه بخورم روژین:من ساعت دو کلاس دارم مانی:عه تا ساعت چند‌؟ روژین:هفت مانی:؟؟خیلی دیر نیست روژین:خب من چیکار کنم تایم کلاسمه مانی:اوکی خودم بیام دنبالت؟ روژین:ن بابا ماشین خودم هست یه گوشه بیکار افتاده مانی:اون ساعت خطرناکه تنهایی برگردی میام دنبالت منتظر باش روژین:خیلی خب صبونرو خوردیم* [ادامـه؟پــارت‌بـعدی☆] 𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
بریم سراغه پارت‌ت‌ت . .✍🏼