𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁵ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
مانی:عممخبشایدموتورمندقیقهمونیباشهکهتودوستداری
روژین:شاید . .
روژین:باباحواست به جاده باشعععع
مانی:هنوز مونده دست فرمون منو ببینی
روژین:عاامم
مانی:دیگهکمکمداشتیمبهخونهنزدیکمیشدیم
درهخونشپیادشکردم .
مانی:برودیگه بچه خوشگل
روژین:خدافصص
مانی:مراقبخوتباشیاا
روژین:چشمم
رفتمسمتخونهداشتبارونمیباریدکیلیدوجاگزاشتهبودمچندبار در زدم ک انیل درو باز کرد
و رفتم تو و مانیم رفت . .
انیل:سلاااااممممم
روژین:سلااام چطوریییی
انیل:بشین تعریف کن ببینممممم
روژین:خیلی خببب صبکن لباسامو در بیارم . .
کلشو تعریف کردم تا ساعت سه شب داشتیم حرف میزدیمم
کدیگهخوابمون میومد
رفتم خومو پرت کردم رو تخت و به سقف خیره شدم . .
حرفاشو یادم میومد خندم میگرفت
گوشیموبرداشتمیهودیدمنوتیفاومده
-شمارمو سیو کردی؟
+عارهعع
-خب خوبه
+کجایی؟
-خونم
+اوکیی،من برم دیگه
-برو بچه برو برات خوب نبست تا این وقت بیداری
+شب بخیرر
-شبت بخیر جوجه .
روژین:فردا دانشگاه دارم وااایی اصن حال ندارم برم
همینجوری داشتم به امروز فکر میکردم که خوابم برد . .
فردا باز ساعت هفت بیدار شدم و اماده شدم
از خونه ک زدم بیرون دیدم مانی دمه دره با ماشینش خندم گرفت
سوار شدم
مانی:سلللااامم
روژین:سلااممم
مانی:چطوری بچه؟
روژین:افتضاححح با اون استاد سیریشه کلاس دارم ..
مانی:اوه کی برسه بیام تو دانشگات استادتو پاره کنم خیلی قلط میکنه با تو در بیوفته میرم مادرشو..
روژین:عع بی ادب😂
مانی:والاا،کسی گ.وه میخوره باتو بد حرف بزنه
روژین:عیباباااا نکن دیگعع
مانی:بعد دانشگات میام دنبالت بریم یجایی
روژین:باشع ولی قبلش باید برم تا خونه لباسامو عوض کنم
مانی:چشم
خیلی خب رسیدیم برو مراقب باشیاا
روژین:الان کجا میری؟
مانی:ویدیو داریم با بچها بریم ویدیو رو بگیریم
روژین:عهه باشدد
مانی:خب برو دیگه قلبم،
روژین:خدافصصص
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
پارت نمیدی خانومی؟ 🤡💆🏻♀
چشمصبکبنویسم🤡💞
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁶ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
تا ساعت دوزاده کلاس داشتم
وقتی از دانشگاه زدم بیرون
یهو مانیو دیدم اومده دنبالم رفتم سوار شدم
مانی:سلامم
روژین:سلاامم
مانی:چطوریی؟
روژین:خوبمم
مانی:خب بریم خونتون؟
روژین:آره
مانی:اوکی
روژین:راستیکجا میریم؟
مانی:یه مهمونیه خارج از شهره بچهای یوتیوب هستن تورم بهون معرفی میکنم اگه میخوای چنتا از دوستاتم زنگ بزن بیان
روژین:اوکیه
ولی خب مگه اینکه فقط زنگ بزنم به آنیل
مانی:جز آنیل کسیو نداری؟
روژین:نوچ تنهاییو زیاد دوست دارم
مانی:عوو
خیلی خب دورت ردم رسیدیم برو اماده شو
فقط یچیزی
روژین:جانم؟
مانی:بهترین لباستو بپوش
روژین:چشمم نمیایی تو؟
مانی:نه برو و بیااا
روژین:رفتم بالا ،لباسامو در آوردم میکاپو پاک کردم
و دره کمدو باز کردم
وععچیبپوشم
یکمی لباسامو هم زدم که بالاخره فهمیدم چی بپوشم همین خوبههه
موهامو با اتو فر کردم
و رفتم سراغه میکاپ
میکاپم ک تموم شد اکسسوری هامو انداختمو رفتم
از خونه زدم بیرون و رفتم تو ماشین نشستم
مانی همینجوری مونده بود . .
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁷ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
روژین:چیههه؟
مانی:وای حاجیییی خیلییییی خوب شدییییییییی
روژین:جدیییی
مانی:عارعع،فقط یچیزی
روژین:چیهع
مانی: عاامم لباست خیلی باز نیست؟
روژین:بده؟
مانی:نهع
روژین:یهو دیدم مانیی رفتم از صندوق عقب کتشوآوردوگفتبپوشم
مانی:الان بهترععع
روژین:بریم دیگه دیر شدد
مانی:اوکیی
توی مسیر بودیم..
روژین:آهااا یچیزی تو کیفم دارم . .
مانی:چیی
روژین:نگا نکن اینوروو
مانی:اوکک
روژبن:یهو کش موهامو در آوروم
دستتو بدع ببینم
مانی:دستمو دادم بهش کششو انداخت تو دستم
روژین:حالا باز کن
مانی:عععععع
روژین:هیییییچوقت درش نیاری ک اگر درش بیاری نه من نه تو
مانی:بابا این حکمِ چِینه واسم مگه میشه درش بیارم ؟
روژین:خندیدم . . زیاد مونده برسیم؟
مانی:نه..
روژین:چیزی نمونده بود که رسیدیم
ماشینو پارک کرد و پیاده شدیم . .
و رفتیم داخل باغ . .
خیلی شلوغ بود ساعت حدودا شیش بود
مانی منو به بچها معرفی کرد . .
مانی:خب ایشون ممد افشارن و اونیکیم کع اونورم علیرضاست که همون علی صداش میکنیم،ایشونم آنا دوسدختر ممد افشارن
آنا:خوشبختمم
روژین: همچنیننن
توی مهمونی با آنا کای گرم گرفتم که یهو یادم اومد به آنیل نگفتم بیادد
سرریع رفتم سراغه گوشیم بهش زنگ زدم ک جواب نداد چندبار زنگ زدم جواب نداد
نگرانش شدم..و دیگه فکرش نزاشت بهم خوشبگذره و رفتم یه گوشه نشستمو هی شمارشو میگرفتم . .
که مانی یهو اومد پیشم . .
مانی:چیشده خوبی؟
روژین:خوبم .
مانی:نیستی چیزی شده؟
روژین:یادم رفت به آنیل بگم بیاد الانم هرچی زنگ میزنم جواب نمیده نکنه چیزیش شده باشه
مانی:عاو نبابا چیزیش نشده شاید حمومه یا شاید بیرونه گوشیشو جا گزاشته
روژین:نمیدونم
مانی:ناراحت نباش دیگه صبکن برم بگم آنا بیاد پیشت
روژین:نه خودم الان میرم
مانی:عافرین دورت بگردم ناراحت نباشیا
روژین:باشه باشه
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar