𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
عیجان عیجان💆🏻♀😭✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁸ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
رفتم پیشه آنا نشستم کلی خندیدیم پیشش واقعا حس راحتی میکردم
خیلی دختر خوبی بودش
یکمی گذشت که با یه سینی پذیرایی گارسون ها بهمون شکلات تعارف کردن
روژین:ممنون یدونه من برمیدارم
(بقیه نخوردن)
نیم ساعت گذت نمیدونم چرا فقط داشتم میخندیدم حالم اصلا خوب نبود گردنم همه عرق کرده بود قبلش یکمی م.ش.روب خوردم ولی ال.کل نداشت ..
حتی آنیلو یادم رفته بود فقط داشتم میخندیدم . .
رفتم تو دستشویی صدای خندم میومد بیرون
مانی تعجب کرده بود
درو قفل کرده بودم همش در میزد
که آخر درو باز کردم
مانی:روژین چی خوردی خوبی؟
روژین:وای وای چیمیگی مگه خودتم نخوردی (خنده)
مانی:نه نه من هیچی نخوردم
یهو دیدم فقط داشت میخندید و افتاد تو بغلم همزمان، بردمش توی اتاق . .
اب زدم تو صورتش که یکم حالش بهتر شد . .
مانی:سوال میپرسم جوابمو بده باشه؟
روژین:بپرس بپیرس
مانی:چی خوردی؟
روژین:هیچی
مانی:یادت نمیاد یا واقعا یچیزی خوردی؟
روژین:فقط مشروب خوردم همین
مانی: مش.روب آدمو نمیندازه مستتم نمیکنه چون ال.کل نداره !
روژین:خوبم بابا چرا چرتو پرت میگی
مانی:رفتم پیشه ممد ،
حاجی روژین حالش خوب نیست
ممد:چرا چیشده؟
مانی:نمیدونم یچیزیخورده ولی یادش نیست چی همش میگه مش.روب خوردم
ممد:ببریمش دکتر؟
مانی:عاره لطفا
من میرم میارمش
ممد:باشه آنارو میفرستم کمکت
مانی:باشه
رفتم طبقه ی بالا ی باغ که کلا اتاق بود ..
دره اتاقو باز کرده بودم ک روژین از حال رفته بود . .
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁸ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . رفتم پیشه آنا نشستم کلی خندیدیم پیشش واقعا حس راحتی میکردم
پارت⁸تقدیمِنگاهزیباتون💕 .