✮خیلی شروع کردم و خیلی هم بیشتر نصفه ول کردم 😅 یعنی تنها اثرم که کامل کردم یه مانگای کوتاه در حد دو/سه چپتر بود که اونم دوستم ازم کش رفت🥷🏻
NOWHERE HOME
✮خیلی شروع کردم و خیلی هم بیشتر نصفه ول کردم 😅 یعنی تنها اثرم که کامل کردم یه مانگای کوتاه در حد دو/
✮ازش محو یادمه🌫
؛دختره یه دکتر بود که اسمش رو یادم نی که با پسره دوست بود اسمش فکر کنم فکر کنم نواه بود،خلاصه از هم خوششون میاد یکروز نمیدونم چی میشه دختره میفهمه پسره زنده نیست و دستشو ازش رد میکنه و میبینه بعله داوشمون یه روحه خلاصه آخر داستان همین الان یهویی یادم اومد که نواه از دبیرستان اونو استاک میکرده و وقتی ذهنش از حسودی درگیر بوده تصادف میکنه و بعد از کلی زجر و بدبختی زیر فشار های شیطان رتبش میره بالا و میتونه به زمین برگرده آخرشم که نمیدونم اگه دختره مرد یا کشتش یا داستان و زدم جلو یا هرچی هردوسون اون دنیا با خوشیو خوبی زندگی کردند🏰
NOWHERE HOME
✮ازش محو یادمه🌫 ؛دختره یه دکتر بود که اسمش رو یادم نی که با پسره دوست بود اسمش فکر کنم فکر کنم نواه
✮من اینو یادم رفته بود چرا یادم افتاد اهههه
NOWHERE HOME
✮من اینو یادم رفته بود چرا یادم افتاد اهههه
✮دلیل اینکه یقه دوستمو نچسبیدم اینه که هم داستان نویسیم ضعیف بود هم گرافیکش مضخرف😃
✮اتفاقا یکی از انشاء هام داستان بید مجنون و دخترکشه.
اگر حوصلم کشید و یادم موند تایپ میکنم اینجا.
هدایت شده از viva la vida.
تقدیمی یهویی داریم. 🎀
اینجوریه که شما این پیامو فور میکنی داخل چنل قشنگت.لینک کانالتم میفرستی اینجا.
منم باتوجه به وایب چنلت بهت یه عکس میدم+یه جمله یا توصیه ای که خیلی نیاز داری بشنوی. 🤏🏼
(پیام فور شده تا وقتی تقدیمی هارو بزارم بمونه داخل چنلتون.💞)
یادت نره اینجا هم عضو باشی🕯
https://eitaa.com/viva_la_vida_daily