✮تقدیم به خانوم لیلیوم ⇣
https://eitaa.com/doniayehagh
🫴🏻
#ساختمن
https://eitaa.com/bolotofaramoshshode/74
وای انقدر خواب آور بهم خوروندن متوجه منظورت نشدم دیروز...
•آقا زندگی خیلی یکنواخت شده بود گفتم بابا ما که نمیتونیم از این عروسا بیاریم حداقل یه اینقد🤏فنچ بیاریم .
یه جفت گرفتیم،اینی که تو تصویر دیدید فنچ من آقا لاورنس بود.
• قبلا ارزونتر بودن حدودا صد تومن دونه ای ،الان نمیدونم. و خییلییی سروصدا داشتن یعنی روشون رو با پارچه ی تیره میپوشوندیم تا فکر کنن شب شده یکم ساکت شن تا ما هم بخوابیم😂
•و خیلی جالب بود که از من حرف شنوی داشتن مثلا من میگفتم ایک ایک اونا هم باهام جیغ میکشیدن😁
•خلاصه~مقدمه چینی بسه~
داداشم به پرنده ها یکم آلرژی داشت و پیششون عطسه و سرفه میکرد و بهتر بود میفروختیمشون ولی حدس بزنید چیشد؟
این فنچا یکم خوی وحشی ای دارن و باید بهشون پروتئین میرسوندیم،یعنی تخم یه پرنده ی دیگه...عرفانه معذرت...🐓🥚
•و اگه یک لحظه یادمون میرفت براشون بزاریم،نره رو نمیدونم ولی مادهه تخمهاشو میخورد.اگه بگم نزدیک پنجاه تا تخم گذاشت و خورد دروغ نگفتم،تا اینکه بلاخره یک روز تخم گذاشت و یکیشون زنده موند(یکی رو خورد اونیکی هم وقتی به دنیا اومد مرد🤦🏻♀) که اینم پاش گیر کرده بود یه یه چیزی و شَل بود🙂
•ولی خیلی مظلوم بود و ما هم که انقدر منتظرش بودیم دلمون نیومد بفروشیمشون فعلا،
کم کم داشت بزرگ میشد و یکم مونده بود تا پروازو یاد بگیره🥲تا اینکه یک روز که یادم نمیاد چرا،قفسشون رو گذاشتیم پایین راه پله (درصورتیکه همیشه میزاشتیم بخش بالایی)،داشتم از پله ها میومدم پایین دیدم مامانبزرگم داره میگه «چخه چخه😂» تا رسیدم دم پله ها دیدم چهارتا پا داره از در میره بیرون🐈
•گفتم ریسکیه اینجا بمونن قفس رو بردم بالا که یهو:
-آنیتا! منوچ کجاست؟
دیگه به داداشم نگفتیم گربه خوردتش، گفتیم در قفشس باز شده پرواز کرده رفته.
آقا این متوجه نبودش بشه و بزنه زیر گریه، یکجوری عربده میزد😂
دیگه به بهونه نبود اون فروختیمشون~
998.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عه این بچگیای منوچه :)
یکم بزرگتر از این شده بود و پراش کامل درومده بود.
•آقا من هر وقت حیوون گرفتم سرنوشتشون نافرجام بوده.
(ایموجی دست به کمر)