خـانهای در:هیـچ کجـا
Hum hum~🌧
توی فیلم معلوم نیست ولی بارون بود و ماشینمون راه نداشت باقی راه رو پیاده رفتیم؛
ولی با وجود اینکه بارون عینکمو لکدار میکنه خیلی چسبید بهم، من روی مرتب و تمیز بودن لباسام یجورایی وسواس طور دارم ولی دیدم جونم مهم تره و تا رسید به مقصد سر تا پا خیس و گلی شدیم.
•⛰🏕🏞🍃🌾…~
چسبید:)
خـانهای در:هیـچ کجـا
⊹ ࣪ ˖ Dιɳɠ! >> ƬV BӨY⭒-: 📺
💔وای یاد یه چیزی افتادم؛
من کلا توی خانواده به اینکه چقدر بدن ضعیفی دارم و همیشه مریضم معروفم به طوری که:
• سر کلاس دلم داشت درد میگرفت گفتم حتما بخاطر گشنگیه چیزی صدام در نیومد...
یهو دیدم نه این درد داره جـ🔥ـرم میده معلمم گفت برای خونه رفتن باید بری دفتر بگی مامانت بیاد دنبالت؛حق میدم میدونید که، بعضیا واقعا قابل اعتماد نیستن...
منم گفتم نه بزار مزاحمش نشم، کلا یک روز در هفته سر کار نیست بزار استراحتشو بکنه(و کلی بخاطرش سرزنشم کرد😃) دیگه زنگ خونه خورد و من کشان کشان با گرفتن دیوار خودمو تا دم در مدرسه کشوندم دوستان دیدن که نه، این تا خونه نمیرسه یاری لازمه.حتی یکیشون که خونشون نزدیکه گفت میخوای برم گوشیم رو بیارم اسنپ بگیرم برات؟ منم بعد از اندکی محاسبه که راه خونه درازه و گرون در میاد گفتم:نه
(و باز هم کلی بخاطرش سرزنش شدم😃 )
دیگه سه تاشون اومدن تا دم خونه اسکورتم کردن .حتی نفس کشیدن هم برام زجر آور بود و یکی از این بروبچ از اون دلقکاست که توی همه ی اکیپا هست و اضطراب اجتماعی ازش خجالت میکشه🤡 اومد حالم رو عوض کنه جوک میگفت منم میخندیدم و بابت فشاری که به شکمم بر اثر خنده میومد دو ساعت رو زمین مچاله میشدم😂 دوباره این هی میگفت و من هی از درد خنده جمع میشدم، بقیه بچه ها شاکی شدن که دلقک بزار راه بره یکم🤦🏻♀
دیگه به خونه هم رسیدیم و کاشف به عمل اومد که یه معده درد معمولی نبود و کلیه هام صداشون درومده بود(مامانم میگفت سه تا از بد ترین درد ها یکیش زایمانه یکی دندون درد و درد کلیه👌) و تا الان دوتاشون تیک خورده🎀