18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از هزارتا فیلمی که با این برنامه درست کردم فقط این مونده،مثلا داره با بچگیش حرف میزنه🤷🏻♀(خیلی قدیمیه)
هدایت شده از لیلیوم-
تقدیم به«خانه ای در:هیچ جا»🏡
از طرف لیلیوم-😦
و آنگاه میبینی که چقدر زندگی در خیالات خوشایند است!
هدایت شده از کانال محسن آریانیک
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی جاها ادم میره حالش 360 درجه بهتر میشه، یکیش همنیجاست، امروز اومدم باغ کتاب، اولش فکر میکردم یه نمایشگاه کوچیک باشه جای خالی نمایشگاه تهران ولی چیزی که دیدم فرای این حرفا بود
تا سوم خرداد اینجا دایر هست بیاین منم هستم یه دوری لابهلای کتاب ها بزنیم
هر روز از ساعت 10 صبح تا 10شب
باغ کتاب تهران
خـانهای در:هیـچ کجـا
بعضی جاها ادم میره حالش 360 درجه بهتر میشه، یکیش همنیجاست، امروز اومدم باغ کتاب، اولش فکر میکردم یه
به عنوان یک کتابخور روحم بال بال زد برای این ویدیو~
افسوس که با این قیمت ها حتی منی که کل کتاب هام رو باید فیزیکی می داشتم تا لذت ببرم هم به پیدیاف خوندن وا داشته شدم و نمیتونم داستان رو با بوی نویی کتاب تصویر پردازی کنم…
•همیشه به تیره پوست ها حسودیم میشده.. چطور میتونی انقدر پوست صاف و یکدستی داشته باشی لعنتی ؟
هدایت شده از ـ در آغوش خورشید "
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چنل در آغوش خورشید دوباره میخواد تقدیمی بده ))
شما این پیام + یکی پستای چنل رو فور کنید توی چنلتون تا منم یه نقاشی براتون بکشم و یه سناریوی کوچیک بنویسم ~ 🌸 .
[ امیدوارم دوباره ایگنور نشم ]
هدایت شده از ـ در آغوش خورشید "
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی ای که واقعا بهش تعلق دارم :
این دورهزمونه همه زمستون فن و تابستون هیتر شدن ؛ صد البته مشکلشون با دمای هواست و من موافقم که گرما میتونه روی اعصاب آدم تأثیر گذار باشه با این حال بنده تابستان را خیلی دوست می دارم~🌱
نه اون تابسون های همیشگی که با گذران روز ها توی مجازی و رسانه،در گوشه ی تاریک اتاق سپری میشد.📲نه...
+هر وقت که حتی بعد از ساعت شش هم آسمون آبی باشه و بابام بره سراغ تمیز و تعمیر کردن کولر آبی(یه کولر آبی خیلی قدیمیه که بخاطر باد خنک طبیعیش از کولر گازی نوـمون بیشتر می پسندیم🎐) و به نقل خودم«بوی تابستون»بیاد گل از گلم میشکفه🌻
به امید اینکه این دفعه هم یه تابستون پر بار مثل دوران قبل کرونا داشته باشیم🔆
•از اون تابستون ها که کاغذ میکندیم و با تا کردنش بادبزن درست می کردیم🪭
•از اون تابستون ها که پول هامون رو میزاشتیم روی هم و کلی خوراکی می خریدیم🍿
•از اون تابستون ها که مامانبزرگمون با یه پلاستیک پر از بستنی عروسکی میومد و ما سر قیافه هاشون بحث می کردیم🍨
•از اون تابستون ها که جلوی پنکه دهنمون رو باز می کردیم و میگفتیم آاآاآاآاآاآ🌀
•از اون تابستون ها که دغدغمون این بود که فلانی با توپ زد تو صورتم⚽️
•از اون تابستون ها که اکسسوری های دختر کفشدوزکی درست می کردیم.🐞
•از اون تابستون ها که با گل و چمن و سنگ غذا درست میکردیم.🍽
•از اون تابستون ها که گل های قشنگ رو می کندیم و دسته گل رو میدادیم به مامانمون💐
•از اون تابستون ها که مینشستیم کنار بزرگ های فامیل تا ببینیم چطور نون درست میکنن🫓
•از اون تابستون ها که بعد از کلی بازی کردن تو کوچه از شیر آب حیاط آب میخوردیم و هرکی که دهن می زد رو نفرین می کردیم🚰
•از اون تابستون ها که کنار هم با مداد دوازده رنگمون خودمون و هم دیگه رو با کلی قلب می کشیدیم و مینوشتیم فلانی دوستت دارم💖
•از اون تابستون ها که توی زمین خالی سرسبز روبهروی خونه ی مامانبزرگ بابابزرگ بازی میکردیم و سنگ های شکل دار جمع می کردیم🪨
•از اون تابستون ها که...