نیوکلیدر
لاریجانی: برخلاف فضاسازی جنگ رسانهای تصنعی، شکلگیری ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است. @Nuc
۴۰۰ کیلو اورانیوم ارزش اینو نداره که دختر حاج علی و دوستاش رو ریجکت کنن.
اگر سود آزادسازی ارز تو جیب شما مردم رفت، تجارت «ترس از جنگ» هم به نغع شما ملت عزیز ایران میشه.
@Nucleader
اطلاعیه دفتر ریاست جمهوری، نام شهید و قاتل او رو در کنار هم با نام «قربانیان» منتشر کرد و نامش را «شفافیت» گذاشت و نوشت:
«همه قربانیان حوادث اخیر، فرزندان این سرزمین بودهاند!»
@Nucleader
🕳 عراقچی در پاسخ به سوال درباره لغو اعدامها به درخواست ترامپ:
هیچ برنامهای برای اعدام وجود نداشت و اکنون حقوق هر فرد بازداشت شده، رعایت و تضمین خواهد شد.
@Nucleader
۴۰۰ کیلو مواد غنیشده، آخرین بازدارنده علیه امکان حمله هستهای به ایران
۱- در دور قبلی مذاکرات هستهای، مشخص شد که اصلیترین عامل اختلاف هئیتهای مذاکرهکننده ایرانی و آمریکایی، حق و توانایی غنیسازی در ایران است {۱}. لازم به ذکر است که ظرفیت غنیسازی و انباشت مواد غنیشده (قابل تبدیل به سلاح در چند هفته)، آخرین عامل بازدارنده ایران علیه هرگونه تکرار سناریو ناگازاکی- هیروشیما در روز مبادا در ایران است (این سناریو به صورت واقع بینانه در آمریکا و اسرائیل مطرح شده است){۲}.
از همین جهت، سلب توانایی غنیسازی و خروج ۴۰۰ کیلو مواد غنیسازی شده از ایران، مقدمه بسیار لازمی برای استمرار هرگونه تجاوز گسترده نظامی علیه ایران و هدف بسیار مهمی از دید آمریکا و اسرائیل است.
۲- اکنون، اجماعی بین طیفی از تحلیلگران آمریکایی و صهیونیستی دارد با این مضمون شکل میگیرد: هرچند ترور رهبری نمیتواند منجر به فروپاشی نظام شود، ولی میتواند موجب تقویت طیفهای «معتدل» در سپاه و دیگر نهادهای بالادستی همچون شورای عالی امنیت ملی (در مسائلی همچون خروج مواد غنیشده) باشد {۳}.
۳- استفاده از ترور برای تغییر معادلات درون گروهی، ریشه دیرینهای در نهادهای امنیتی آمریکا دارد.{۴} در همین راستا، ترور بازیگران موثر در پروندههایی همچون حفظ ۴۰۰ کیلوگرام مواد غنیشده ایران (آخرین بازمانده اصلی برنامه هستهای ایران)، از جمله اولویتهای احتمالی هرگونه دخالت نظامی-امنیتی احتمالی آمریکا میتواند باشد.
۴- استقبال آمریکا از مذاکرات هستهای در شرایط بنبست مذاکرات قبلی، در کنار خرید زمان برای تکمیل بانک اهداف و شناسایی پروتکلهای حفاظتی نیروها و سران، قدمی برای شناسایی بازیگران موثر و مُصرّ بر حفظ مواد غنیشده ایران نیز هست. در صورتی که طی مذاکرات هستهای مشخص شود که افراد مشخص و معدودی، همچون رهبری، عامل اصلی مُصرّ بر حفظ ۴۰۰ کیلوگرام مواد غنیشده هستند- و طیفی دیگر از سران موافق تسلیم آن هستند - هرگونه مذاکره در این زمینه، ناخواسته سیگنال مثبتی به ارتش آمریکا در جهت کارایی ترور آن اشخاص برای تحقق اهداف سیاسی- امنیتی جنگ و پذیرش خروج ۴۰۰ کیلوگرام مواد غنیشده توسط ایران خواهد بود.
{۱} https://www.nytimes.com/2025/06/03/world/middleeast/us-iran-nuclear-talks.html
{۲} https://www.youtube.com/watch?v=Moujypox2pc
{۳} تحلیلگرانی همچون راز زمیت، گرگوری برو و دانی سیترونویتز
{۴} https://www.andrew.cmu.edu/user/krack/documents/pubs/2001/2001%20Destabilizing%20Networks.pdf
@Nucleader
وزیر ورزش و جوانان، وزیر بهداشت، وزیر علوم، معاون زنان و شخص رییس قوه مجریه پیگیر ازادی زندانیان هستند، اما کسی پیگیر خانواده شهدا نیست.
کاش به جای آن جوانی که تکهتکه شد، یا آن جوانی که با تابلو روی سرش کوبیدند، یا ان پدری که گلویش بریده شد، یا آن جوان هجده ساله که در مسجد زنده زنده سوخت یا همه ان شهدایی که به میدان آمدند، یوسف پزشکیان تکهتکه میشد و میسوخت و دولت پیگیر آزادی زندانیان و دستگیر شدگان میبود.
@Nucleader
در نکوهش تزویر (پیرامون شبکه افق)
مدتی قبل برای برگزاری جلسهای وارد یک «مرکز رسانهای» شدم. یکی از کسانی که آنجا نشسته بود من را با یک برچسب به آنها که اطرافش نشسته بودند معرفی کرد. قصد ندارم به آن دیالوگ اشاره کنم چون ممکن است خودش بخواند و نمیخواهم انقدر مستقیم بگویم که از حرفش به شدت ناراحت شدم. ماجرا چه بود؟ من در فضای مجازی حرفهایم را خیلی صریح و رک میزنم و برایم تفاوتی ندارد که موضوع دولت پزشکیان است یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. این را هم خوب میدانم که علت برخی فاصلهگذاریها یا دعوت نشدنها یا مثلا عدم همکاریها برای همین اخلاق است. من میدانم، آنها هم میدانند، عمدتا هم فکر میکنند من این را متوجه نیستم. او که آن برچسب کذایی را به من زد، از قضا با حرفهای من مخالف نبود. حتی شاید خیلی هم موافق بود. فقط چون در یک «دفتر» یا در یک «خانه» یا در یک «مرکز» یا «موسسه» مشغول به کار بود و از قضا آن دفتر و دستک و خانه و بتخانه متصل به دولت یا صداوسیما یا سپاه است، بهتر میبینند که خواننده باشند تا گوینده. بهتر میبینند که در لایهای از تزویر زندگی کنند و اسمش را زرنگی یا حفظ و حضور در سنگر بگذارند.
موارد دیگری هم پیش آمده که از برخی برادران رسانهای، دفعتا شنیدم که فلانی ما نوشتههای تو را در کانالت میخوانیم یا در گروهی که هستیم فوروارد میشود. دمت گرم. اما نه در این کانال عضوند، نه هیچوقت چنین حرفهایی میزنند و از قضا کلماتی مشابه همان برچسب گاهی از دهانشان درمیرود یا به گوشم میرسد.
یک چیز دیگر هم بگویم تا به اصل قصه برسم. مدتها قبل برای برگزاری کلاس «مبانی اندیشه و آثار آوینی» از سوی یک موسسه رسانهای دیگری دعوت شدم. چند جلسه ادامه دادیم. در اثنای یک جلسه، صحبتها به جایی کشیده شد که من اکراه داشتم،اما با همان اخلاق همیشگی حرفم را زدم. حرف چه بود؟ اینکه اگر فرهنگ را امنیتی کردیم یا دست امنیتیها دادیم، درست نمیشود. از قضا کسی در آنجا بود که هم من میدانستم او امنیتی است هم وقتی وارد شد همه کارمندان همان موسسه سکوت کردند که جلویش حرف نزنند. بعد از آن جلسه من دعوت نشدم و نزدیک به ۷ ماه بیکار بودم و دو پروژه در دست داشتم و صبح روز بعد یکی هم برای قرارداد باید میرفتم که هر سه لغو شد.
حالا همه اینها را گفتم که به اینجا برسم. برخی از دوستان! ما آدمهای مذبذب و اهل تزویرند. هم ریش را میخواهند هم بیریشی، هم ولایت فقیه را میخواهند، هم با ضدش اهل رواداری هستند. هم با شهدا عشق میکنند هم با قاتلش عمو ترامپ. در همین ماجرای اخیر شبکه افق، بیشترین هجمه رسانهای را برخی از همین دوستان حزباللهی پیش گرفتهاند که خدای نکرده از قافله عقب نمانند و همه بدانند اینها خیلی فهمیده و روشنفکرند. «سواد رسانهای» و بازی با رسانه هم غرغره صبح و شب کلامشان است. طوری وانمود میکنند که انگار کارمند گاردین و نیوزویک و cnn اند و ما خروجی کارهایشان و عملکرد رسانههایشان را ندیدیم.
طوری این سالها از صداوسیما گفته میشود که انگار صداوسیمای دوره علیعسگری یادمان نیست. یا مثلا آثار و تولیدات این جماعت را ندیدیم، یا به همینها حمله نمیشد.
اگر موقعی که به دیوارنگاره فلان حمله میشد، دیگر حزباللهیها مثل شما رفتار میکردند امروز باید روی دیوار منزلتان دیوارنگاره نصب میکردید. یا اگر حمایت از فلان ویدیوی هفتگی نبود، امروز... یا شما که کارمند سازمانی هستید که در جشنوارههای فجر بسیاری مورد حمله بودید... یا خیلی چیزهای دیگر که در یاد آدم ثبت شده.
برادران آهستهتر! شما هم یکی هستید در همین سیستم. یکی هستید که سالها گفتهاید باید کار فرهنگی کرد و وقتی ونهای گشت ارشاد خراب شد، در سوراخهایتان خزیدید و هیچ کار فرهنگی نکردید. برخیهاتان در سازمان تبلیغات و حوزه هنری، برخی در سازمان قرب و موسسه اوج. برخی از شما در فرهیختگان و فارسنیوز و مهرو... تا آننیوز و غیره و غیره. در بینتان مشتی رسانهای مفتخور نیست؟ کسانی نیستند که سیمکارت سفید دارند و اوج هنرشان خوشمزهبازی در توییتر و فاکتور کردن آن برای انقلاب اسلامی است؟ شما لطفا «سکوت کنید». هرجا «عمویتان» پول خوب رساند آنجا سنگر انقلاب شد، هرجا خبری نبود را با برچسب «تندروی» و «افراطیگری» تخریب کردید و لگد به جامعه حزباللهی زدید.
@Nucleader
در نکوهش تزویر (پیرامون شبکه افق)- پایانی
از دیروز که ویدیویی از شبکه افق پخش شده، ریشوهای سازمانی دوباره ژست گرفتند. این جماعت خودشان تحت تاثیر «کپشنهای تلگرامی رسانههای اصلاحطلب» بازی میخورند و تحت تاثیر موج پولپاشیهای آشنا قرار میگیرند، بعد ادعا هم میکنند. اگر آن ویدیوی کذایی را زودتر از همه یکی از خودشان با کپشن «پاسخ به دروغپردازیهای ارژنگ امیرفضلی» منتشر میکرد، انقدر سروصدا میشد؟ نه! کی گفت آن هجویه که از قضا خودش نوعی کنش فرهنگی است، درباره «کشته شدگان» است؟ شما که آنقدر روادارید که در برابر بیانیه دولت سکوت میکنید و شهدای کف میدان و قاتلین در یک لیست تجمیع شده به اسم «جانبختگان» را تحمل میکنید، این را هم تحمل میکردید. شما که انقدر روادارید که بازیبازی مذاکره با قاتلین جنگ ۱۲ روزه را تحمل میکنید، هم از توبره تیتر «ترامپ قاتل فرزندان ماست» میخورید هم از آخور «مذاکره با عمو ترامپ برای حفظ ایران»، چرا به بقیه میپرید؟
سال ۹۸ هم این اتفاق تکرار شد. زینب ابوطالبی مجری شبکه افق چیزی گفت که حرف بدی هم نبود. گفت این کشور انقلابی است. مردم انقلاب کردند که در مقابل آمریکا بایستند. اگر نمیتوانید، از این کشور بروید. گفت مردم بروند؟ گفت اینجا جای شما نیست؟ نه. گفت باید مبارزه کرد و مردم این را انتخاب کردهاند. آنجا هم یک رسانه اصلاحطلب چیزی نوشت و بعد حزباللهیهای بیریشه آنقدر او را زدند که از رسانه محو شد. ویدیوی توضیحاتش با دخالت یک ریشوی مزور دیگری به اسم «مرتضی میرباقری» پخش نشد و بعد از او سفره برای خیلیها پهن بود.
درحالی اینها را مینویسم که چند روز پیش در یک گروه برای دوستانم نوشتم این برنامه طنز سخیفی دارد. از قضا منتقد برخی مدیران از جمله مدیر معزول شبکه افق بودهام. و درحالیکه نوشتن همین حرفها هم احتمالا ادامه «کار نکردنها» یا «کمکاریها» را به دنبال داشته باشد. و درحالیکه خود مسببان و تولید کنندگان آن برنامه چیزی ننوشتهاند و احتمالا فکر سنگر و پله بعدی را کردهاند. بنابراین حرفم در دفاع از اینها نیست. برخی ریشوها فهمیدهاند که تذبذب چیز خوبی است. اگر آخرت ندارد، در دنیا «نان خوبی» دارد و مثلا یک برنامهساز طنز در یک سایت خبری را به مدیریتی در یک موسسه میرساند یا یک تازه روزنامهنویس را میتواند به مدیر دیگری تبدیل کند. یا مثلا میشود سودای آینده کرد و نمدی برای آینده بافت. پس زنده باد تزویر و لگدپرانی به حرف درست. زنده باد موجسواری.
@NucLeader