— ادامه از مطلب قبل
میخواهم بگویم پول زیادی در این کار بود و آن شرکتی هم که میتوانست بیاید پای قرارداد به این زودیها که رها نمیکرد. فرض کنید من با آن کانادایی آن طور رفتار کردم. او که ول کن ماجرا نبود، این میرفت، آن یکی میآمد. میدیدی آنهایی که حرفشان همه جا برو دارد، افتادهاند به جان شاه و نخستوزیر و من و این و آن - به جان همه میافتادند - که مثلاً بیا این پیشنهاد را پذیر، با آن صحبت کن و از این دست حرفها. من اسم نمیبرم، اما هر کسی یک جوری میخواست وارد داستان بشود. خب آدم باید ایستادگی کند و من میتوانستم ایستادگی کنم، چون شاه پشت سرم بود و روش و رفتار من را قبول داشت. به هیچ عنوان مرا تحت فشار قرار نمیداد. هیچوقت نشد شاه من را تحت فشار سیاسی یا اداری بگذارد و مثلا بگوید «با این مملکت معامله نکن، با آن بکن، از اینجا بخر، از آنجا نخر...» مطلقاً! سیاستمداران خارجی که میآمدند با شاه صحبت میکردند، نوشتهاند که او میگفته اعتماد در زمینهٔ مذاکره با تمام کشورهای خارجی اختیار تام دارد و هیچکس هم به او هیچ نمیتواند بگوید. این را به خارجی هم میگفت تا حساب همه روشن باشد. بنابراین این سیستم را پذیرفتم چون جز با این روش در این سیستم نمیشد کار کنیم و به هیچجا نمیرسیدیم.
اوایل کار بود که از جایی روی من فشار گذاشتند و با اصرار زیاد از من خواستند که بعضی از صاحبان صنایع خارجی را بپذیرم و با آنها صحبت کنم و آنها کسانی بودند که من نمیخواستم ببینمشان. وقتی فشار زیاد شد دیدم این فشار را باید بالأخره یک کارش بکنم در آن موقع شاه در سن موریس تشریف داشتند یک روز صبح زنگ زدم به نخستوزیر، هویدا، گفتم که شما لطف بفرمایید دستور بدهید ناهار حاضر کنند، چون من ناهار خدمتتان هستم! گفت: «تو برای من تصمیم میگیری؟!» گفتم «اجازه بدهید امروز میخواهم تصمیم بگیرم ولی در مورد خودم، خودتان اگر گرفتاری دارید و میخواهید جایی بروید، اختیار با شماست، ولی من امروز ناهار در نخستوزیری خواهم بود!» گفت «چرا؟» گفتم: «میآیم دلیلش را میگویم». سوار شدم رفتم پیش هویدا گفتم «ناهار که هیچ؛ امر بفرمایید تخت خواب و رخت خواب هم برای شب تهیه بکنند چون من امشب مهمانتان هستم و از این جا هم بیرون نخواهم رفت!» گفت «چرا؟ چه شده؟» گفتم «روی من فشار است و تا این فشار برداشته نشود، ممکن نیست از نخستوزیری خارج شوم، اعلیحضرت تشریف ندارند، شما که نخستوزیر هستید باید چارۀ درد مرا بکنید» گفت «کی فشار میآورد؟» گفتم «این وظیفه من نیست که به شما اطلاع بدهم. شما دولت دارید، دستگاه اطلاعاتی دارید، هر چه میخواهید دارید. از آنها بپرسید. ولی من تا این فشار برداشته نشود کار نمیکنم. نه تنها کار نمیکنم، بلکه اصلا از این جا هم بیرون نمیروم!» هویدا گفت «من چه کار میتوانم بکنم؟» گفتم «همین الان اعلیحضرت هر جا هستند به ایشان اطلاع بدهید اعتماد آمده اینجا و متحصن است و اصرار دارد».
هویدا بالأخره غفاری را که در دفترش بود، صدا کرد گفت بین اعتماد هر چه میگوید بنویس حضور اعلیحضرت تلکس بکنیم. من حرفم را زدم و به شاه تلکس کردند. بعد ناهار را که خوردیم هویدا گفت «ناهارت را خوردی؟ حالا برگرد به دفترت.» گفتم «نمیروم! حالا جواب میخواهم.» بالأخره او قول داد و گفت «تا ساعت شش بعد از ظهر جواب را میگیرم» من رفتم دفترم و ساعت شش هویدا زنگ زد گفت «بیا اعلیحضرت جواب دادند». برگشتم نخستوزیری. شاه خیلی صریح به هویدا دستور داده بود باید هر جا فشار هست فوری جلویش را بگیرید و به تمام سفرای کشورهایی را که ما با آنها کار داریم بگویید اعلیحضرت خیلی نگران هستند که در زمینۀ اتم هیچ فردی خارجی یا ایرانی در کارها دخالت نکند و سعی نکند که به نحوی استفادۀ غیرموجه بکند. طی روزهای بعد، هویدا دستور شاه را عملی کرد و سفرای کشورهای خارجی را خواست و به آنها موضوع را تذکر داد که هیچ ایرانی و هیچ فرنگی به هیچ عنوان نباید در موضوع اتم از دری خارج از روال عادی سازمان انرژی اتمی وارد شود و تهدید کرد که اگر عکس این مشاهده شود، داد و ستد با آن کشور در مورد اتم قطع خواهد شد.
سرانجام شاه به اصطلاح مسئول سازمان انرژی اتمی شد و بنده شدم رئیس سازمان و فقط به شاه گزارش میدادم. عجیب است که در آن چند سال که من به شاه گزارش میدادم، نخست وزیر مملکت یک دفعه نیامد بگوید اکبر بیا بگو ببینم چه کار میکنی؟... وضع چه طور است؟...این چیست؟... آن چیست؟ پول چه قدر است؟... هیچ چی نمیگفت. فقط برایش مهم این بود که در قدرت بماند و نخستوزیر باشد، بقیه برایش اهمیتی نداشت. وزیرها هم هیچ کدام اهمیت نمیدادند و یک دفعه نیامدند بگویند اکبر بیا برای ما شرح بده چه کار میکنی؟ نیروگاه چیست؟ غنی کردن اورانیوم چیست؟... هیچ! اصلا یک نفر هم از من سؤال نمیکرد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۳۹۹/۰۵/۱۰ — پنج سال پیش، چنین روزهایی...
⚠️ هشدار آیت الله خامنهای، رهبر معظم انقلاب در رابطه با کمبود برق در کشور و لزوم جبران ناترازی آن توسط انرژی هستهای
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پاسخ جالب و قاطع ارتشبد محمد ضیاءالحق، رئیس جمهور و حکمران نظامی پاکستان (۱۳۵۶-۱۳۶۷) به خبرنگار آمریکایی درباره پروژه هستهای پاکستان.
🎤 خبرنگار آمریکایی: اگر شما برق اتمی میخواهید بیایید NPT را امضا کنید تا ما آمریکاییها در کمترین زمان برای شما نیروگاه هستهای بسازیم!
🇵🇰 ارتشبد ضیاءالحق: هرگز! آزادی قیمت ندارد. آزادی دارایی گرانبهای هر ملتی است…ما انرژی را به بهای از دست دادن استقلال و اراده خدادادی خود نمیخواهیم. زیرا چنین ممنوعیتی بر توسعه هستهای با نیات نظامی نباید تنها بر پاکستان اعمال شود، بلکه باید شامل هند نیز بشود و این سیاست در همه منطقه باید اعمال شود. ما برای رقابت با هند به دنبال انرژی هستهای نرفتهایم، بلکه ما برای پاسداشت و حفظ آزادی و اراده خود آن را دنبال میکنیم، ما به هند اجازه قلدری نخواهیم داد. انپیتی باید برای هر دو کشور هند و پاکستان باشد. این سخن امروز به این معنی نیست که ما بمب اتمی میخواهیم ولی اگر [به وسیله بمب] بتوانم ایالات متحده و دیگران را وادار به اندیشه درباره حقیقتی که میگویم بکنم، [بمب را] خواهیم داشت.
🎤 خبرنگار آمریکایی: شما با سخنتان این توهم را ایجاد میکنید که هم بمب دارید و هم بمب ندارید. پس هم دارید کمک [اقتصادی] آمریکا را دریافت میکنید و هم توازن قدرت با هندوستان را حفظ میکنید.
🇵🇰ارتشبد ضیاءالحق: من اهل افراط در تمجید از خود نیستم ولی پاکستانیها مردم باهوشی هستند!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
29.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کاربردهای صلحآمیز انفجار هستهای!
در پیمان NPT کاربردهای صلحآمیز انفجار هستهای ممنوع نشده است. اما منظور از انفجار صلحآمیز چیست؟! منظور آن دسته از کاربردهای انفجار هستهای است که اهداف نظامی ندارد. در این کلیپ میبینید که چگونه #انفجار هستهای صلحآمیز #شوروی پس از ۱۰۷۴ روز (۳ سال) به شعلههای مهارناپذیر #چاه_نفت پایان داد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🏴🇮🇷 ۴۰ روز گذشت...
🥀از تلخترین روز تاریخ هستهای کشور، چهل روز گذشت، اما اگر چهل قرن هم بگذرد، نام دانشمندان و مجاهدان شهید این روز از دفتر پرافتخار تاریخ کشور و صفحات سرخ صنعت هستهای ایران پاک نخواهد شد. آیندگانی خواهند آمد که هرگز این شهیدان را از نزدیک ندیدهاند و در محضرشان نبودهاند، اما با سرمشق از آنان و با اعتماد به پروردگار توانا و با عزم جزم خود، مأموریت ناتمام این استادان را پی میگیرند و به فرجام غرورآفرین خود خواهند رساند. خواهیم دید که این ارادتمندان پراراده در هر گوشه این سرزمین با تلاش ستودنی و همت پولادین، بدون توجه به آیههای یأس خستگان و شِکوههای بیپایان نشستگان، تأسیسات فنآورانه و کارآمد هستهای را از نو برپا کرده و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران را بر بام آن برافراشته خواهند کرد. این وعده خداست که پس از هر سختی در مسیر حق، روزگار آسانی و راحتی خواهد آمد، به قول پیر شجاع و فرزانه انقلاب:
🇮🇷 «به ملّت ایران هم عرض میکنم همانطور که در طول این سالهای متمادی با حوادث گوناگون شجاعانه برخورد کردند، با روحیه برخورد کردند، بعد از این هم با روحیه و با امید برخورد کنند با همهی حوادث، و مطمئن باشند که تلخیها خواهد گذشت، و «اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرًا»»
آری، اگر از روزهای سرخ تاریخ با امید و انگیزه بگذری، به روزهای سپید و سبز خواهی رسید، و اگر در همان ایام خونین درجا بزنی، روزگار سیاه خودش به سوی تو خواهد آمد.
✅ دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دکتر صالحی:
🥀 برایم سخت است ببینم خودم ماندهام و شاگردانم رفتهاند. دانش و صنعت هستهای در ایران ریشه دوانده و با شهادت چند نفر از بین نمیرود.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب: امنیت ملی و دیپلماسی هستهای،
نوشته: دکتر حسن روحانی
#حسن_روحانی نخستین دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود. وی در اواخر دولت سید محمد خاتمی و همزمان با بالا گرفتن تنشها بر سر برنامه اتمی ایران، مسئول پرونده اتمی کشور شد. او در این کتاب، خاطرات خود از مسائل و حوادث به وجود آمده در ۶۷۸ روز مسئولیت خود و همکارانش (۱۳۸۲/۷/۱۴ تا ۱۳۸۴/۵/۲۴) حول موضوع انرژی هستهای ایران و چالشهای به وجود آمده توسط کشورهای غربی به خصوص آمریکا و سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا را بیان میکند. در این کتاب به تاریخچه فنآوری هستهای در کشور و فرایند دستیابی کشور به چرخه سوخت هستهای نیز پرداخته شدهاست.
این اثر، اولین کتابی است که توسط یکی از مسئولین ارشد ایران نگارش شده که زمانی ریاست تیم مذاکرهکننده هستهای را برعهده داشتهاست. دربارهٔ موضوع هستهای ایران، کتب دیگری همچون کتاب «#عصر_فریب» خاطرات محمد البرادعی (مدیرکل وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی)، کتاب خاطرات یوشکا فیشر (وزیر خارجه وقت آلمان)، کتاب خاطرات جک استراو (وزیر خارجه وقت بریتانیا) و کتاب خاطرات حسین موسویان (از اعضای اسبق تیم مذاکرهکننده هستهای) نیز منتشر شدهاست.
اطلاعات کامل درباره این کتاب را در این پیوند بخوانید.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب حسن روحانی در دستان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونسیتی.
بنیامین #نتانیاهو در مصاحبه با خبرنگار BBC در آمریکا در سال ۱۳۹۲، کتاب «دیپلماسی هستهای و امنیت ملی» نوشته دکتر #حسن_روحانی را در دست داشت و بارها به بخشهایی از آن اشاره میکرد. به گزارش عصر ایران، نتانیاهو در سخنرانیاش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد هم بخشهایی از این کتاب را نقل میکرد.
منبع
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای