1_20064095265.pdf
حجم:
11.4M
📊 فصلنامه «توسعه» — شماره ۴۲
🇮🇷 گزارش عملکرد شرکت مادرتخصصی تولید و توسعه انرژی اتمی.
در این نشریه میتوانید گزارشی را درباره پیشرفت واحدهای ۲ و ۳ نیروگاه اتمی بوشهر بخوانید.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ایـــران و اتـــم
خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۱۰) دستمزد جوشکار بالاتر از همه، حتی آقای رئیس!
صفحات ۴۸ تا ۵۱ (با اندکی ویرایش)
_______________________ـ
یک روز به من گفتند که یک ایرانی به نام علی میرج در آمریکا جایزۀ سال جوشکاری صنعتی را برده. جوشکاری نیروگاههای هستهای کار فوقالعاده بغرنجی است و خیلی مهارت میخواهد. من گفتم بروید این شخص را پیدا کنید، چراکه درست همان موقع احتیاج عجیبی به یک متخصص تراز اول جوشکاری برای نیروگاه بوشهر داشتیم. هر جور شده پیدایش کردیم و به او تلفن کردم و گفتم ما به شما احتیاج فوری داریم، هر چه زودتر به تهران بیایید تا با هم صحبت کنیم.
او اصلا توی
خط ایران نبود. سالها در آمریکا بود و مدیریت اجرایی کارگاه ساختمان یک نیروگاه اتمی را به عهده داشت. بعد از اصرار زیاد، بالاخره گفت «خیلی خب. میآیم». گفتم «بلیتت رو میفرستم، بیا دو روز با من صحبت کن و برگرد». بالأخره آمد. من این قدر توی گوشش خواندم تا راضیاش کردم بیاید ایران. بعد گفت «زن و بچهام را چه کار کنم؟» گفتم «برو هر ترتیبی میدهی، بده. تمام هزینهاش با سازمان». او راجع به حقوق و مزایایی که میخواست نظراتش را گفت و من قبول کردم. بالاترین حقوق سازمان انرژی اتمی را در تمام مدت او گرفت؛ یعنی در حدود دو برابر حقوق خود من. من البته از سازمان انرژی اتمی حقوق نمیگرفتم، نخستوزیری حقوق مرا میداد. حقوق آن جوشکار بهمراتب بیشتر از حقوق من و معاونم احمد ستودهنیا - که رئیس او بود - تعیین شد. او به ایران آمد خانمش را هم که آمریکایی بود با خود آورد. مسئولیت کارگاه ساختمانی نیروگاهها را به او محول کردیم و او با دانش و تجربهای که داشت، خیلی به ما کمک کرد و مقدار زیادی از مسائل مربوط به ساختن نیروگاه بوشهر را حل کرد. بسیار آدم صمیمی و همکار شایستهای بود. منظورم این است که ایرانیها باید بدانند فنآوری هستهای بسیار حساس و بغرنج است. این جوری نیست که آدم بتواند با مقررات دستوپاگیر یا زدوبند حل و فصلش کند...
یکبار هویدا، نخستوزیر، مرا به ناهار دعوت کرد. رفتم نخستوزیری. مجیدی، رئیس سازمان برنامه و هوشنگ انصاری وزیر دارایی هم بودند. با خودم گفتم حتماً میخواهند راجع به پول چیزی بگویند. ناهار که خوردیم، دیدم هیچ چی نمیگویند. رسید به قهوه، دیدم باز هیچ چی نگفتند. یک دفعه هویدا رو کرد به این دوتا و گفت «خب این اعتماد! هر چه میخواهید به او بگویید». هوشنگ انصاری شروع کرد که «از قرار معلوم حقوقهایی که شما در سازمان میدهید خیلی زیاد است. البته نه همه حقوقهایتان، ولی به بعضیها که صلاحیت ندارند حقوق زیادی میدهید». گفتم «منظورتان کیست؟» گفت «مثلا منشیات.» اینها دلشان خیلی
درد گرفته بود که منشی من آن وقت ماهی ۱۲٫۰۰۰ تومان حقوق میگرفت. گفت «منشی نخستوزیر ماهی ۷٫۰۰۰ تومان حقوق میگیرد، منشی تو ۱۲٫۰۰۰ تومان!». گفتم «آقای نخستوزیر به منشیاش هر چه قدر میخواهد بدهد، به من چه مربوط؟ من به منشیام ۱۲٫۰۰۰ تومان میدهم، چون دلیل محکم دارم. منشی نخستوزیر فقط منشی است، ولی منشی من فقط یک منشی نیست و همزمان سه سمت دارد: هم منشی من است و هم رئیس دفتر من و هم رئیس دبیرخانه سازمان انرژی اتمی».
دفتر من خیلی بزرگ بود و ده دوازده تا آدم داشت و تمام نامهها و برو و بیاها را هم منشیام انجام میداد. رئیسش او بود. گفتم «این زن سه تا کار را دارد با هم انجام میدهد. حالا تازه فکر میکنم به او هنوز مدیونم و به او کم میدهم. خیلی هم حرف بزنی، میروم فردا به او بیشتر میدهم! آقای نخستوزیر! شما اگر با منشیتان گرفتاری دارید، هیچ به من مربوط نیست. میخواهید به او همین قدر بدهید، من به منشیام این قدر میخواهم حقوق بدهم.»
بعد، نام یکی دیگر از همکارانم را بردند و گفتند با اینکه دیپلمه است، دوازده سیزده هزار تومان حقوق میگیرد. گفتم «او مسئول خدمات اداری سازمان است که اصلا مشکلترین کار است». صبح تا عصر ما ساختار جدید و تشکیلات جدید میخواستیم که همه را او درست میکرد. فکر کنید نخستوزیر مملکت دو تا وزیر و من را صدا کرده و سر ناهار از این حرفها میزنند. گفتم «در هر صورت شما حق ندارید راجع به حقوقهایی که من میدهم حرف بزنید، چون اختیارش دست من است و هر چه قدر بخواهم میدهم. شما هم بروید به کارمندانتان هر چه قدر میخواهید حقوق بدهید، به من چه مربوط؟» بعد گفتم «شما اصلاً اطلاع ندارید آقای هویدا؛ من یک کارمند دارم که از شما هم بیشتر حقوق میگیرد. همین جوشکارمان! حالا بیا هر چه میخواهی بگو، برای این که آن کاری که او میکند شما نمیتوانی بکنی. نه من میتوانم بکنم، نه شما، ولی کار شما را ممکن است یکی دیگر بتواند بکند...»
در همان زمان در سازمان انرژی اتمی شاید بیش از سی نفر به مراتب بیشتر از من که رئیس سازمان بودم، حقوق میگرفتند و من در این باره اصلاً اشکالی نمیدیدم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🏆 روساتم: میخواهیم نخستین سازنده نیروگاههای نسل ۴ در جهان باشیم.
بهتازگی مجموعه کارخانجات روساتم تجهیزات اصلی واگنشگاه هستهای نوآورانه BREST-OD-300 را ساختند.
در این پروژه، مجموعاً شش قطعه با وزن کلی بیش از ۱۰۰۰ تن ساخته شده است. دیگ فشار (RPV) و پوشش داخلی سبد قلب، که سوخت هستهای پس از نصب در آن بارگیری خواهد شد، از کارخانه اتمماش در ولگودونسک به محل ساخت و ساز نیروگاه ارسال شدهاند. تجهیزات اصلی دیگری نیز در کارخانجات ابرشرکت روساتم ساخته شدهاند که ارتفاع آنها بیش از ۱۵ متر و عرض آنها تا ۸ متر است.
ایگور کوتوف، رئیس بخش مهندسی مکانیک روساتم، گفت: «به لطف طراحان، مهندسان و سازندگان ماشینآلات روسی، انرژی آینده در مقابل چشمان ما در حال خلق شدن است. سالها تجربه سازندگان قطعات، همراه با آخرین دستاوردهای علمی، به ما این امکان را داد که اولین کسانی در جهان باشیم که به سمت اجرای عملی پروژه ساخت نیروگاه هستهای نسل چهارم حرکت میکنیم و پایه محکمی برای فنآوریهایی ایجاد میکنیم که توسط فرزندان، نوهها و نتیجههای ما استفاده خواهد شد.»
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
💡چگونه روسها بر تولید واکنشگاههای هستهای تسلط دارند؟
نگاهی به فرآیند و فنآوری نورد گرم و ساخت قطعات مکانیکی نیروگاههای هستهای در کارخانجات روسی.
متاسفانه به علت حجم بالای کلیپ امکان بارگذاری مستقیم آن در کانال میسر نشد. کلیپ را از پیوند زیر تماشا کنید.👇
https://ifilo.net/v/4CjH8Ln#
☢️اهمیت «فنآوری هستهای» برای یک ملت صنعتی تنها در تولید انرژی پاک و شاید ارزان از شکافت یا گداخت هستهای نیست. موضوع بسیار بالاتر است. نقش این فنآوری در بهبود، هدایت و راهبری صنعت کشور بسی ارزندهتر از انرژی تولیدی از آن است. وجود استانداردهای صنعتی و زیستمحیطی سختگیرانه، لزوم بهکارگیری ابزارآلات دقیق در فرآیند ساخت و بهرهبرداری از تأسیسات هستهای، نیاز به ساخت تجهیزات گرانقیمت و فنآورانه، لزوم آموزشهای سطح بالا برای کارکنان بااستعداد و تحصیلکرده و... همه و همه در مجموع باعث افزایش توانمندی اداری، صنعتی، آموزشی و اقتصادی یک کشور و به تبع آن افزایش امنیت و رفاه ملت میشود.
💹 اگر رسیدن به نقطه مطلوب و وضعیت رقابت هستهای پایاپای با قدرتهای هستهای دنیا صد سال هم طول بکشد، نباید از آن دست کشید. فرصتهای عظیم نهفته در هستههای اورانیوم و پلوتونیم و یا آزادشونده از همجوشی هستههای هیدروژن، چیزی نیست که ملتهای دوراندیش و دولتهای خردپیشه از آن چشمپوشی کنند. پسافتادن در این بازار فنآورانه و نوآورانه، برای هر رقیبی خسارت محض است. این خسارت فقط مادی هم نیست؛ بلکه از آن نظر که استقلال و امنیت حال و آینده کشور با آن گره خورده، قابل قیمتگذاری نیست.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☢️ تکنسیم - ۹۹؛ از تولید تا مصرف.
📌 نگاهی به فرایند تولید تا مصرف پرتوداروی Tc-99 در یک مرکز درمانی مجهز به شتابدهنده سیکلوترون.
♦️ تکنسیم، (با عدد اتمی ۴۳) یک عنصر ناپایدار ساختگی است و در طبیعت یافت نمیشود. این پرتوایزوتوپ کاربردهای متنوع پزشکی و صنعتی دارد.
💉 در پزشکی هستهای از ایزوتوپ Tc-99m به علت نیمهعمر کوتاه و انرژی گامای مناسب، برای تصویربرداری از اندامهایی مانند تیروئید و قلب و همچنین تشخیص تومورهای سرطانی استفاده میشود.
⚙️ در صنعت نیز از تکنسیم و ترکیبات آن، بهویژه پرتکنات سدیم و پتاسیم، به عنوان مواد ضدخوردگی در سامانههای بسته و در مقیاسهای صنعتی استفاده میشوند.
🧲 همچنین، تکنسیم و آلیاژهای آن، در دماهای پایین ویژگی ابررسانایی دارند و میتوانند در تولید میدانهای مغناطیسی قوی برای کاربردهایی مانند شتابدهندهها و تجهیزات پزشکی استفاده شوند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📚ایـــران و اتـــم
📌خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
🖍️به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۱۱) چالشهای دامنهدار ما و آمریکا |
به کیسینجر فهماندم حرف مفت نزند!
صفحات ۶۱ تا ۶۶ (با اندکی ویرایش)
___________________ـ
انفجار اتمی هندوستان در سال ۱۳۵۳ نشان داد که یک کشور غیرصنعتی هم میتواند با بسیج نیروهای علمی و فنی خود به سلاحهای اتمی دست یابد. انفجار اتمی هند برای آمریکا غیرمترقبه نبود و بهخوبی میدانستند که هند دستاندرکار این برنامه است، ولی آمریکا به بهانه آن، شروع به سختگیریهای تازهای کرد و در فرمول موافقتنامههای دوجانبه تغییرات اساسی ایجاد نمود. آمریکاییها به ایران میگفتند ما حاضریم با شما همکاری بکنیم به شرط اینکه اگر برای شما نیروگاه ساختیم یا به شما سوخت هستهای دادیم، وقتی این سوخت از رآکتور درآمد، هر تصمیمی راجع به آن میگیرید و
هر کاری با آن میخواهید بکنید باید با موافقت ما باشد. به قول خودشان از ما «حق رضایت قبلی» میخواستند؛ یعنی هر کاری میکنید قبلا ما باید قبول کرده باشیم.
من میگفتم «اصلا با اصل و اساس این قضیه مخالفم، چون با حاکمیت ملی ما تناقض دارد. من نمیتوانم کاری را که میخواهم با اموال ملی ایران بکنم به اجازه دولت آمریکا محول کنم و چنین کاری نخواهم کرد». میگفتند «خب، مگر شما میخواهید مثلا این کار را بکنید؟... آن کار را بکنید؟...». میگفتم «من نمیدانم چه کار میخواهیم بکنیم، ولی میدانم که نمیتوانم برای نسلهای بعد که سی چهل سال بعد از من میآیند، تصمیم بگیرم. این حق را به خودم نمیدهم که برای آنها تصمیم بگیرم. آنها باید خودشان تصمیم بگیرند. بنابراین نمیتوانم این حق را به شما بدهم.»
من یادم هست یک بار که به هند رفته بودم با خانم گاندی (نخستوزیر) مذاکره داشتم. بعدش یک مصاحبه مطبوعاتی در مقر نخستوزیری ترتیب داده شده بود که من و مسئول انرژی اتمی هند در آن به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادیم. در این مصاحبه یک خبرنگار آمریکایی از من پرسید «آیا هدف ایران از نزدیکی به هند دستیابی به فنآوری جداکردن پلوتونیوم از سوخت مصرفشده نیروگاه است؟» چون هندیها این فنآوری را داشتند و آزمایش بمب اتمی آنها نتیجه استفاده از همین فنآوری بود. من پاسخ دادم «این مسأله اصلا مطرح نیست و ما مذاکرهای در این زمینه با هندیها نداشتهایم» او سپس گفت «آیا شما میتوانید بگویید که هرگز این کار را نخواهید کرد»؟ من پاسخ دادم «ببینید، من امروز مسئول یک دستگاه دولتی هستم و برای امروز میتوانم صحبت بکنم. من برای ۱۵ سال دیگر ایران نمیتوانم صحبت بکنم. نه اجازهاش را دارم و نه اصلاً این حرف مفهومی دارد، چون هرچه من بگویم باز ۱۵ سال دیگر ایران هر کار که صلاحش باشد، خواهد کرد. آن چه که من امروز میتوانم بگویم این است که ما فعلا این برنامه را نداریم.»
روز بعد از بازگشت من به تهران، ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران زنگ زد که میخواهم شما را ببینم. به او وقت دادم. آمد و گفت «من خبر مصاحبه شما در هند را خواندم. شنیدهام که شما گفتهاید که ایران بازفرآوری سوخت هستهای را بهکلی حذف نمیکند» به او جواب دادم «درست است و من این کار را نمیتوانم بکنم. ما فعلا این برنامه را نداریم ولی من نمیتوانم بگویم که برای همیشه از آن صرف نظر خواهیم کرد». او گفت «این موضوع از نظر سیاسی حساس است. ما میخواهیم ایران یک جوری روشن بگوید که بازفرآوری لزومی ندارد. این اعلام شما برای ما مهم است چون باید کشورهای دیگر را مهار کنیم. مسأله ما ایران نیست، ولی ایران شده نمونه این کار». من گفتم «مشکلات خودتان را بروید خودتان حل کنید. ما نمیتوانیم وسیلهٔ حل مشکل شما بشویم». آمریکاییها میترسیدند ما این سوخت را بازفرآوری بکنیم و پلوتونیوم را از آن بگیریم و بمب بسازیم یا بدهیم کشور دیگری از آن بمب بسازد. بنابراین میخواستند روی این فرآیند کنترل داشته باشند که خیالشان راحت باشد.
— ادامه در مطلب بعد
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای