12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☢️ تکنسیم - ۹۹؛ از تولید تا مصرف.
📌 نگاهی به فرایند تولید تا مصرف پرتوداروی Tc-99 در یک مرکز درمانی مجهز به شتابدهنده سیکلوترون.
♦️ تکنسیم، (با عدد اتمی ۴۳) یک عنصر ناپایدار ساختگی است و در طبیعت یافت نمیشود. این پرتوایزوتوپ کاربردهای متنوع پزشکی و صنعتی دارد.
💉 در پزشکی هستهای از ایزوتوپ Tc-99m به علت نیمهعمر کوتاه و انرژی گامای مناسب، برای تصویربرداری از اندامهایی مانند تیروئید و قلب و همچنین تشخیص تومورهای سرطانی استفاده میشود.
⚙️ در صنعت نیز از تکنسیم و ترکیبات آن، بهویژه پرتکنات سدیم و پتاسیم، به عنوان مواد ضدخوردگی در سامانههای بسته و در مقیاسهای صنعتی استفاده میشوند.
🧲 همچنین، تکنسیم و آلیاژهای آن، در دماهای پایین ویژگی ابررسانایی دارند و میتوانند در تولید میدانهای مغناطیسی قوی برای کاربردهایی مانند شتابدهندهها و تجهیزات پزشکی استفاده شوند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📚ایـــران و اتـــم
📌خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
🖍️به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۱۱) چالشهای دامنهدار ما و آمریکا |
به کیسینجر فهماندم حرف مفت نزند!
صفحات ۶۱ تا ۶۶ (با اندکی ویرایش)
___________________ـ
انفجار اتمی هندوستان در سال ۱۳۵۳ نشان داد که یک کشور غیرصنعتی هم میتواند با بسیج نیروهای علمی و فنی خود به سلاحهای اتمی دست یابد. انفجار اتمی هند برای آمریکا غیرمترقبه نبود و بهخوبی میدانستند که هند دستاندرکار این برنامه است، ولی آمریکا به بهانه آن، شروع به سختگیریهای تازهای کرد و در فرمول موافقتنامههای دوجانبه تغییرات اساسی ایجاد نمود. آمریکاییها به ایران میگفتند ما حاضریم با شما همکاری بکنیم به شرط اینکه اگر برای شما نیروگاه ساختیم یا به شما سوخت هستهای دادیم، وقتی این سوخت از رآکتور درآمد، هر تصمیمی راجع به آن میگیرید و
هر کاری با آن میخواهید بکنید باید با موافقت ما باشد. به قول خودشان از ما «حق رضایت قبلی» میخواستند؛ یعنی هر کاری میکنید قبلا ما باید قبول کرده باشیم.
من میگفتم «اصلا با اصل و اساس این قضیه مخالفم، چون با حاکمیت ملی ما تناقض دارد. من نمیتوانم کاری را که میخواهم با اموال ملی ایران بکنم به اجازه دولت آمریکا محول کنم و چنین کاری نخواهم کرد». میگفتند «خب، مگر شما میخواهید مثلا این کار را بکنید؟... آن کار را بکنید؟...». میگفتم «من نمیدانم چه کار میخواهیم بکنیم، ولی میدانم که نمیتوانم برای نسلهای بعد که سی چهل سال بعد از من میآیند، تصمیم بگیرم. این حق را به خودم نمیدهم که برای آنها تصمیم بگیرم. آنها باید خودشان تصمیم بگیرند. بنابراین نمیتوانم این حق را به شما بدهم.»
من یادم هست یک بار که به هند رفته بودم با خانم گاندی (نخستوزیر) مذاکره داشتم. بعدش یک مصاحبه مطبوعاتی در مقر نخستوزیری ترتیب داده شده بود که من و مسئول انرژی اتمی هند در آن به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادیم. در این مصاحبه یک خبرنگار آمریکایی از من پرسید «آیا هدف ایران از نزدیکی به هند دستیابی به فنآوری جداکردن پلوتونیوم از سوخت مصرفشده نیروگاه است؟» چون هندیها این فنآوری را داشتند و آزمایش بمب اتمی آنها نتیجه استفاده از همین فنآوری بود. من پاسخ دادم «این مسأله اصلا مطرح نیست و ما مذاکرهای در این زمینه با هندیها نداشتهایم» او سپس گفت «آیا شما میتوانید بگویید که هرگز این کار را نخواهید کرد»؟ من پاسخ دادم «ببینید، من امروز مسئول یک دستگاه دولتی هستم و برای امروز میتوانم صحبت بکنم. من برای ۱۵ سال دیگر ایران نمیتوانم صحبت بکنم. نه اجازهاش را دارم و نه اصلاً این حرف مفهومی دارد، چون هرچه من بگویم باز ۱۵ سال دیگر ایران هر کار که صلاحش باشد، خواهد کرد. آن چه که من امروز میتوانم بگویم این است که ما فعلا این برنامه را نداریم.»
روز بعد از بازگشت من به تهران، ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران زنگ زد که میخواهم شما را ببینم. به او وقت دادم. آمد و گفت «من خبر مصاحبه شما در هند را خواندم. شنیدهام که شما گفتهاید که ایران بازفرآوری سوخت هستهای را بهکلی حذف نمیکند» به او جواب دادم «درست است و من این کار را نمیتوانم بکنم. ما فعلا این برنامه را نداریم ولی من نمیتوانم بگویم که برای همیشه از آن صرف نظر خواهیم کرد». او گفت «این موضوع از نظر سیاسی حساس است. ما میخواهیم ایران یک جوری روشن بگوید که بازفرآوری لزومی ندارد. این اعلام شما برای ما مهم است چون باید کشورهای دیگر را مهار کنیم. مسأله ما ایران نیست، ولی ایران شده نمونه این کار». من گفتم «مشکلات خودتان را بروید خودتان حل کنید. ما نمیتوانیم وسیلهٔ حل مشکل شما بشویم». آمریکاییها میترسیدند ما این سوخت را بازفرآوری بکنیم و پلوتونیوم را از آن بگیریم و بمب بسازیم یا بدهیم کشور دیگری از آن بمب بسازد. بنابراین میخواستند روی این فرآیند کنترل داشته باشند که خیالشان راحت باشد.
— ادامه در مطلب بعد
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه از مطلب قبل
در جلساتی که در کمیسیون مشترک همکاریهای اقتصادی با آمریکا داشتیم، من یک برخورد شدید با کیسینجر داشتم. او آن وقت ایدهای آورده بود که «کشورهایی مثل ایران و پاکستان برنامۀ اتمی دارند ولی هر یک نمیتوانند جداگانه پی مسائل سوخت خود بروند، چراکه برنامههای اتمی شما آن قدر بزرگ نیست که بازفرآوری سوخت را از لحاظ اقتصادی توجیه کند». او نظرش این بود که در چند منطقۀ دنیا مراکز چندملیتی چرخه سوخت ایجاد شود و کشورهای
منطقه در آن سهیم باشند. او میخواست تصمیمگیری در مورد چرخه سوخت را از حیطهٔ حاکمیت ملی یک کشور بیرون بیاورد تا مسأله تولید پلوتونیوم و استفاده از آن در حیطهٔ اختیار یک کشور نباشد..... آن ها به من میگفتند که یک مرکز سوخت میتواند در خاورمیانه باشد و.... یک مرکز هم احیانا در ایران تشکیل بشود. یک بار کیسینجر، آمد تهران و نشستیم با هم صحبت کردیم و او مسأله را مطرح کرد. من گفتم «آقای کیسینجر، شما یکی از بهترین متخصصین علوم سیاسی و دیپلماسی جهان هستید. من فقط یک سؤال دارم اگر جواب مرا مثبت بدهید، من حرف شما را ممکن است بپذیرم، ولی اگر منفی دادید، آن وقت دیگر این نظر خود را باید پس بگیرید.» گفت «آن چیست؟» گفتم «خیلی ساده میپرسم، آیا شما میتوانید یک سازمان منطقهای را تصور کنید که ایران و پاکستان و هند و عراق و ترکیه و سایر کشورهای عربی در آن عضو باشند و این سازمان، بدون گرفتاری کار خودش را بکند؟ آیا شما مرا میبینید که با اینها بنشینم و صبح تا عصر جز نزاع و به یکدیگر پریدن کار دیگری داشته باشیم؟» او اندکی فکر کرد و گفت «راست میگویید، چنین چیزی عملی نیست!» به این ترتیب، موضوع ایجاد مراکز منطقهای سوخت اتمی پروندهاش بسته شد و دیگر آمریکاییها در این زمینه صحبت نکردند. در هر صورت ما نمیتوانستیم «حق رضایت قبلی» را به آمریکاییها بدهیم. تا آخری هم که من در ایران بودم، این داستان حل نشد.
آمریکاییها میخواستند این فرمول را به کشورهای دیگر هم بدهند. تنها ایران نبود. کشورهای دیگری هم پشت سر ما صف کشیده بودند که با آمریکا قرارداد دوجانبه ببندند. این قرارداد همکاری دوجانبه در آمریکا اصلاً فقط یک فرمول داشت که در پارلمان آمریکا تصویب شده بود و دولت موظف بود آن را رعایت کند و چون ما قبول نمیکردیم، دائم هر ماه در تهران یا آمریکا مذاکره ادامه داشت، ولی ما زیر بار نمیرفتیم.
چندین بار سر این داستان با آمریکاییها دعوا کردم؛ دعوای واقعا بد. در هر صورت به مذاکره با آمریکا ادامه میدادیم، بدون اینکه بخواهیم از آمریکا نیروگاه بخریم. چون نیازهای ما از طریق کشورهای اروپایی تأمین میشد. میدانستیم متن موافقتنامۀ دوجانبه، هرچه باشد، در غایت امر کار ما با آمریکا به مشکل برخواهد خورد، چون نهادهای مختلف آمریکا هرگز در این زمینه یکپارچه نبودند و با هم همخوانی نداشتند و این خود کار را مشکلتر میکرد. به خاطر دارم یکبار در واشنگتن با آمریکاییها مذاکره میکردیم و نمایندگان چند دستگاه آمریکایی حضور داشتند. در مذاکرات بارها گفتههای ضدونقیض از نمایندگان دستگاههای مختلف شنیدم و بالاخره یک دفعه عصبانی شدم. کاغذهای خود را جمع کردم بلند شدم و به همکارانم با صدای بلند به انگلیسی گفتم «بلند شوید برویم و وقتی برگردیم که اینها مشق خانگی خود را انجام داده باشند!»
همه از جلسه خارج شدیم و فردای آن روز به تهران بازگشتیم... علاوه بر این، تغییرات سیاست اتمی آمریکا همیشه ما را در مقابل این خطر قرار میداد که آنها تعهدات خود را محترم نشمارند و قواعد بازی را عوض کنند. به همین علت، حتی در صورت امضای توافقنامۀ دوجانبه هم تمایلی به داد و ستد با آمریکا نداشتم. ببینید برخورد آمریکاییها با بعضی کشورها چه طور واقعاً وحشیانه بود و ایرانیها هم با اینها صحبت میکردند. یک دفعه بعد از ظهر بود در وزارت خارجه در واشنگتن داشتیم با آنها صحبت میکردیم. افرادی از دستگاههای مختلف آمریکا بودند. من و همکارانم پنج شش نفر بودیم و آنها سی چهل نفری مینشستند. آنها چیزی میگفتند و ما چیزی دیگر میگفتیم و با هم توافق نمیکردیم. یک دفعه یکیشان گفت «خب حالا که با هم به توافق نمیرسیم، چرا گوشی را برنمیداری از شاه بپرسی؟ شاید شاه نظر ما را پذیرفت!». من بسیار ناراحت شدم. گفتم «اولا این مسأله به شاه مربوط نیست. این مسأله را من (با تأکید) نمیپذیرم. در ثانی الان نیمهشب است و شاه خوابیده! شما چرا میخواهید من به شاه تلفن کنم؟ رئیس جمهور شما سیصد متری ما نشسته. وسط روز هم که هست، چرا شما نمیروید، خواسته ما را بگویید؟ شاید رئیس جمهور شما به من حق بدهد. چرا میخواهید اول من مزاحم شاه بشوم؟» بلند شدم آمدم بیرون؛ برای این که آمریکایی یاد بگیرد با یک ایرانی نباید این طوری حرف بزند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۵ مرداد — سالروز بمباران اتمی هیروشیما
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روزبه وادی امروز اعدام شد.
اما او که بود و چه کرد که بر دار رفت؟
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
روزبه وادی هم از مرکز نظام ایمنی هستهای کشور حقوق میگرفت و هم از سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد). این دو فیش حقوقی با هم نمیسازند!
وادی شاگرد استادان شهید دانشگاه شهید بهشتی بود و به پاس زحمات ایشان اطلاعاتشان را به سرویسهای بیگانه فروخته بود.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
❗دکتر روزبه وادی، جاسوس اعدامی امروز، در کنار استادان شهید خود، دکتر احمدرضا ذوالفقاری و دکتر عبدالحمید مینوچهر!
⭕ بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥چرا اورانیوم غنیشده باید در خاک ایران بماند؟
📌 سعید لیلاز پاسخ میدهد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
46.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ «وادی طمع»
📌روزبه وادی، از شروع ارتباط با موساد تا عاقبت خیانت ...
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
⭕ عدسی انفجاری چیست؟
🚨 مهندسی انفجار در سامانههای انفجاری هستهای نقش بسیار مهمی در قدرت انفجار و انرژی آزادشده از سامانه فرابحرانی دارد. طراحی یک انفجار همزمان، قوی، متقارن و درونگرا، بهویژه در سامانههای مبتنی بر سازوکار درونپاشی (implosion) بسیار مهم است.
❗عدسی انفجاری (Explosive lens) یک نوع خرج انفجاری بسیار خاص است که برای نمونه در بمب هستهای کاربرد دارد. عدسی انفجاری از لحاظ مفهومی کاری شبیه به عدسی نوری میکنند و موج انفجار را به گونه دلخواه متمرکز میکنند. در حالت کلی این عدسیها از ترکیب چند ماده انفجاری مختلف با سرعت متفاوت انفجار تشکیل میشود. هر ماده انفجاری بهگونهای چیده میشود که موج نهایی رفتار و جهت دلخواه را داشته باشد. سرعت موج اولیه انفجار در مواد مختلف میتواند از ۵ تا ۹ کیلومتر بر ثانیه متفاوت باشد. برای تبدیل موج انفجاری کروی واگرا به موجهای همگرا، مرز مواد انفجاری با سرعتهای مختلف باید ترکیبی از سهمویها و هذلولویها باشد.
💢 فرمولبندی ریاضی عدسیهای انفجاری را «جان فون نویمان» ریاضیدان برجسته مجاری-آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم و در قالب پروژه منهتن ارائه داد.
🧪 آزمایش عدسیهای انفجاری در سالهای ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۵ ادامه یافت و سرانجام طرحی به نام RaLa (کوتهنوشت Radioactive Lanthanum) موفقیت قابل قبولی از خود ارائه داد که در انفجار نخستین بمب اتمی به نام ترینیتی استفاده شد.
منبع: ویکیپدیا
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای