چگونگی کار یک پیشران هواپیمای هستهای.
سیال کاری فراداغ شده در واکنشگاه هستهای با گذر از یک مبدل گرما در موتور جت، انرژی خود را به هوای گذرنده از موتور جت داده و پیشرانش لازم را (به جای انفجار بنزین) تأمین میکند. البته موتور جت هنگام برخاست میتواند از بنزین هم استفاده کند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
نمای برشی بمبافکن راهبردی WS-125 مجهز به پیشران هستهای با مدار هواخنک مستقیم، از جمله طرحهای جایگزین برای هواپیمای آزمایشی کانوِیر NB-36H که هرگز اجرا نشد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
Lockheed CL-1201
طرح پیشنهادی شرکت لاکهید-مارتین در اواخر دهه ۱۹۶۰ برای ساخت یک «ناو هواپیمابر هوابُرد» غولپیکر هستهای به وزن تقریباً ۶۰۰۰ تن هم از جمله طرحهایی بود که روی کاغذ ماند. در واقع قرار بود ردیف جنگندههای آماده پرواز از بالهای این ناو هواپیمابر آویزان باشند و در لحظه لازم اعزام شوند!
جالب است بدانید که فاصله نوک بالها از یکدیگر ۳۴۰ متر طراحی شده بود و اگر ساخته میشد، بزرگترین پرنده روی زمین میشد. پیشبینی شده که این هواپیما میتوانست با واکنشگاه هستهای خود بدون نیاز به فرود یا سوختگیری پیاپی تا ۴۱ روز پرواز مدام داشته باشد. توان گرمایی واکنشگاه آن ۱۸۳۰ مگاوات پیشبینی شده بود.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
Convair NB-36H control room
بخشی از اتاق فرمان واکنشگاه هستهای در داخل کابین هواپیما که توسط مهندسان هستهای راهبَری میشد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
جایگذاری کابین حفاظشده خدمه در دماغه هواپیمای هستهای Convair NB-36H
۱۹۵۵
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
جایگذاری واکنشگاه هستهای در شکم هواپیمای Convair NB-36H
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕ قدرتنمایی اتمی چین
چین برای نخستین بار همه موشکهای با قابلیت حمل کلاهک هستهای خود را به طور همزمان در رژه پیروزی پکن نشان داد!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📚ایـــران و اتـــم
📌خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
🖍️به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۱۴) وطنی و اجنبی به دنبال دوشیدن سازمان!
خلاصه صفحات ۷۹ تا ۸۵ (با اندکی ویرایش)
____________________ـ
از جمله کارهای من (برای جلوگیری از فساد مالی در قراردادها) این بود که همان اول مذاکرات به همه ـ هم فرانسویها و هم آلمانیها - میگفتم بدانید روز آخر که بخواهیم قراردادی امضا کنیم من از شما یک استشهاد رسمی میگیرم که در محضر باید امضا بشود. طبق آن استشهاد، شما باید گواهی بدهید که برای عقد فلان قرارداد حتی یک شاهی خارج از قرارداد به هیچ ترتیبی به هیچ کس و هیچ جا داده نشده و تا آن استشهاد را امضا نکنید من قرارداد را امضا نمیکنم. قبول کردند و روز عقد قراردادهای نیروگاه هستهای بوشهر و دارخوین، هم آلمانیها و هم فرانسویها استشهاد را امضا کردند و دادند.
ساخت نیروگاه اتمی دارخوین را فرانسویها بر عهده داشتند. هنگامیکه مذاکرات قرارداد این نیروگاه بعد از بیش از دو سال گفتوگو و نشستوبرخاست پایان پذیرفت و قرارداد برای امضا آماده شده بود، یک روز شخصی که از طرف مؤسسۀ فراماتوم فرانسه (سازنده نیروگاه) مسئولیت انجام مذاکرات را به عهده داشت، از پاریس به من تلفن کرد که «من خیلی فوری لازم است با شما مطالبی را در میان بگذارم». به او گفتم هر چه زودتر به تهران بیاید. او آمد و به من موضوعی را گفت که خیلی ناراحتکننده بود. او گفت که «شما از ما قسمنامه میخواهید که به هیچ عنوان از محل این قرارداد به کسی پولی خارج از عرف کاری داده نشده است. حالا که موقع امضای قرارداد شده من باید به شما اطلاع بدهم که ما متأسفانه در برزخ بدی قرار گرفتهایم. داستان از این قرار است که بنا به خواست ژیسکاردستن، رئیس جمهور فرانسه، مقداری پول به یکی از بازماندگان خاندان سلطنتی فرانسه به عنوان مشاور در روابط عمومی دادهایم. البته این پول به سازمان انرژی اتمی ایران ارتباط پیدا نمیکند و در قرارداد و میزان آن تأثیری ندارد و ما آن را از بودجهٔ خودمان پرداخت کردهایم،
ولی بهانه این پرداخت قرارداد نیروگاه دارخوین است.» بعد توضیح داد که در فرانسه رسم است که به بهانههای مختلف پولهایی به وارثان پادشاهی فرانسه پرداخت میشود تا به طرز آبرومندی بتوانند زندگی کنند. من اسم شخصی را که پول گرفته پرسیدم و او به من گفت. من آن شخص را میشناختم و میدانستم که شاه هم او را میشناسد. به طرف فرانسوی گفتم «در این مورد من نمیتوانم تصمیم بگیرم. باید مسأله را حضور اعلیحضرت گزارش کنم و شما باید صبر کنید تا من نتیجه را به شما اطلاع دهم.» بعد مطلب را حضور شاه مطرح کردم. بعد از گفتوگو، بالأخره شاه گفت اگر پرداخت این پول صددرصد به گردن فرانسویها است و به ما ارتباط پیدا نمیکند، مانعی ندارد و ما این مورد را به عنوان نقض شهادتنامه تلقی نخواهیم کرد.» من این پاسخ را به طرف فرانسوی دادم و بعد از چند روز قرارداد امضا شد.
یادم هست بعضی وقتها آلمانیها یا فرانسویها که میآمدند، هدیه میآوردند، مثلا خودنویس یا کتاب. خب اینها مهم نبود. خود ما هم که جایی میرفتیم، از این هدیهها میبردیم. اما یک دفعه احساس کردم این هدیهها یواشیواش دارد بزرگتر و قیمتیتر میشود! مثلاً اگر خودنویس است، از طلاست؛ یا چیزهای قیمتیتر. برایم خبر آوردند که برای همکاران سازمان هدیههای گرانبها میآورند. در سازمان انرژی اتمی بخشنامه کردم که «همه از خارجیها میتوانند هدیه بگیرند، مشروط بر آن که قیمتش زیر صد دلار باشد. اگر کسی فکر میکند قیمت هدیهاش بالای صد دلار است وظیفه دارد آن را به دفتر من بیاورد و رسید بگیرد، و بگوید از چه شخصی گرفته است». میخواستم ببینم رابطهها چه جوری است. عجیب است در مملکتی مثل ایران، شما اگر بدانید چه قدر هدیه قیمتی آوردند! همکاران ما هم میآوردند و تحویل میدادند. همه را گذاشتیم در دفتر من. حالا یادم نیست به منشیام گفتم آنها را به کی بدهد و چه کار کند، یادم نیست چه کارش کرد.
— ادامه در مطلب بعد
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه از مطلب قبل
منظورم این است که تا این حد دقت میکردیم خارجیها نتوانند به هیچ نحوی در تصمیمگیری ما در سازمان نفود کنند، آن وقت یک دفعه یک آقای ایرانی رفته بود از آلمانیها باج گرفته بود! این آقا هیچ کاره بود. من یک جا در خاطراتم نوشتم که یک ایرانی رفته بود و این کار را کرده بود ولی اسمش را نبردم. او برای آن که دهان من را ببندد، حالا شروع کرده مقاله و لاطائلات مینویسد که «من رفتم اتم را به شاه گفتم... من رفتم قرارداد بستم...» و اصلا همه چیز را به پای خودش مینویسد. اکبر اعتماد را هم یک جوری معرفی میکند که انگار خیلی هم سواددار نبوده. بگذریم، کار ندارم...
یک مورد دیگر هم به خاطرم رسید که خوب است ذکر کنم و این هم نمونهای از سوء استفادههایی است که در آن زمان رواج داشت. یک روز گفتند «کامران دیبا» (پسرعموی فرح دیبا) به سازمان انرژی اتمی مراجعه و درخواست کرده تا اطلاعات کاملی دربارۀ نیروگاه بوشهر در اختیار او گذاشته شود. من دستور دادم که به هیچ وجه هیچ نوع اطلاعی به او ندهند. کامران دیبا میکوشید با استفاده از نام خود منافعی را به دست آورد. چند روز بعد همایون جابر انصاری از من وقت ملاقات خواست و به دیدنم آمد. وقتی به دفترم آمد، کامران دیبا همراه او بود. جابر انصاری گفت که دولت دست اندرکار تهیه طرح جامع شهرهای ایران است و در قالب این برنامه تهیه طرح جامع شبه جزیره بوشهر به کامران دیبا واگذار شده و او برای تهیه این طرح باید در مورد نیروگاه بوشهر اطلاعات کافی داشته باشد.
خیلی تعجب کردم، چون طرح جامع بوشهر به شبه جزیره بوشهر ارتباط نداشت. او گفت قرارداد ما با کامران دیبا همۀ شبه جزیره را در برمیگیرد و او بدون اطلاعات نمی تواند کار خود را انجام دهد.» پاسخ دادم «این دیگر مشکل شماست و به من مربوط نمیشود». با این پاسخ مذاکرات تمام شد.
چند روز بعد نامه ای از دفتر شاه دریافت کردم که در آن قید شده بود که کامران دیبا نامهای به شاه نوشته و از سازمان انرژی اتمی شکایت کرده و شاه هم به رئیس دفترش، معینیان، دستور داده جلسهای تشکیل دهد و به این موضوع رسیدگی کند. با معینیان صحبت کردم و به او گفتم من به این جلسه خواهم آمد، مشروط بر این که علاوه بر کامران دیبا و همایون جابر انصاری، رئیس سازمان برنامه، وزیر نیرو، وزیر دارایی و یکی دو وزیر دیگر هم در این جلسه شرکت کنند. او قبول کرد و جلسه تشکیل شد. معینیان موضوع جلسه را شرح داد و آن را به بحث گذاشت. من فوری گفتم «من بحثی ندارم و پاسخ من تنها یک جمله است. من در مورد جزئیات تأسیسات اتمی هیچ نوع اطلاعی به هیچ کس نمیدهم و این که خواستم آقایان وزرا در این جلسه باشند، برای این است که میخواستم آنها هم از این امر مطلع باشند.»
چند روز بعد شاه به من گفت که کامران دیبا به او مراجعه میکند و جواب میخواهد. به شاه گفتم «پاسخ من همان است که در جلسه گفتم. به هیچ کس در مورد جزئیات تأسیسات اتمی اطلاعی نخواهم داد.» شاه پذیرفت و موضوع خاتمه یافت. اما این که طرح جامع بوشهر را بزرگ کرده و به همۀ شبه جزیره بوشهر اطلاق کرده بودند، به طور حتم برای این بود که پول سرشاری عاید کامران دیبا شود.
این موارد نشان میدهند که گرفتاری در کجا بود. ما در ایران توانستیم جلوی هر نوع تخلف در سازمان را بگیریم و به هر زحمتی بود موفق شدیم، ولی فساد غربیها، هم در مورد آلمانیها و هم در مورد فرانسویها، باعث شد که سوء استفادههایی از این مسیر به وقوع پیوست، البته به هزینهٔ خودشان.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌾 «هسـتی»، هدیه ارزشمند فنآوری هستهای به کشاورزی ایران
❗شالیکار شمالی: پارسال ۸ کیسه در هکتار برداشت کردم، امسال با هستی ۱۱ کیسه!
📌 رقم هستی از جهش القایی رقم هاشمی به دست آمده و برآمد همکاری پژوهشکده کشاورزی هستهای و مرکز تحقیقات برنج کشور است.
📊 مقایسه بازدهی رقم هاشمی و هستی
در سال ۱۳۹۸ رقم هستی به همراه رقم محلی هاشمی در چهار شهرستان استان گیلان در مزارع کشاورزان پیشرو در قالب طرح تحقیقی-ترویجی کشت شد. میانگین بازده دانه این رقم در هر چهار شهرستان مورد بررسی ۵۸۸۰ کیلوگرم در هکتار بود ولی میانگین عملکرد دانه رقم هاشمی در ۴ شهرستان مورد بررسی ۴۱۱۲ کیلوگرم در هکتار بود. متوسط تعداد خوشه در بوته در رقم هستی بین ۲۴ تا ۳۲ خوشه و در رقم هاشمی بین ۱۸ تا ۲۹ خوشه بود. در کلیه مناطق آزمایش، رقم هستی از نظر تعداد دانه در خوشه با میانگین ۱۲۸ دانه نسبت به رقم هاشمی با میانگین ۱۰۰ دانه برتری داشت. ارتفاع بوته رقم هستی ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر کوتاهتر از رقم هاشمی بود.
این رقم علاوه بر برخورداری از خصوصیات مطلوب کیفیت پخت و تبدیل دانه مشابه ارقام محلی (میزان آمیلوز ۲۲ درصد، درجه حرارت ژلاتینه شدن متوسط، عطر خوب، درصد تبدیل برنج سالم ۵۶ درصد و درصد تبدیل کل ۷۴ درصد)، مقاوم به تنش آبی بوده و ارتفاع ساقه آن کوتاهتر و عملکرد آن در شرایط تنش و عادی بالاتر است.
مطالعه بیشتر
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای