2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 چگونه در خانه #پلاسما تولید کنیم؟
(البته پیشنهاد میکنم این کار رو تکرار نکنید!)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
♦️ دلتنگیهای خانم کریمی، همسر شهید دکتر مسعود علیمحمدی
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡BWRX-300 | GE Hitachi SMR
💡طرح نوآورانه BWRX-300 همچنانکه از نامش پیداست، یک واکنشگاه کوچک پودمانی (SMR) از نوع آب سبک جوشان با توان ۳۰۰MWe است که محصول مشترک دو ابرشرکت جنرال الکتریک (GE) آمریکا و هیتاچی ژاپن به شمار میرود. برتری این سامانه – که بر آن تأکید زیادی میشود – در برخورداری از ایمنی انفعالی (Passive Safety) است که میتواند بدون نیاز به دخالت کارگردان نیروگاه یا منابع قدرت خارجی تا ۷ روز قلب واکنشگاه را حتی در بدترین شرایط عملیاتی (از جمله حادثه قطع کامل برق، SBO) از ذوب شدن محافظت کند. مدار آب و بخار این سامانه در هر دو حالت بهرهبرداری عادی و حادثه به طور کامل بر مبنای همرفت و گردش طبیعی کار میکند و در آن هیچ پمپی به کار نرفته است.
♦️این سامانه در حقیقت نمونه کوچک شده طراحی پیشین شرکت GE، یعنی *ESBWR است که قرار بود یک نیروگاه برق بزرگمقیاس اما با مزایای اقتصادی باشد. در عین حال کوشیدهاند ویژگیهای نوآورانه طرح *ABWR را نیز در طراحی BWRX-300 لحاظ کنند.
💰واکنشگاه کوچک پودمانی BWRX-300 توانست خیلی زود مشتریان خود را در اروپا و آمریکا دست به جیب کند و هماکنون سازندگان آن پیشنهادهایی برای ساخت این نیروگاه در کشورهای آمریکا، کانادا، سوئد، لهستان، استونی، مجارستان و بلغارستان دریافت کردهاند. هزینه نسبتاً پایین ساخت این نیروگاه (کمتر از یک میلیارد دلار) ناشی از سادگی تأسیسات به کار رفته در آن و حجم کمتر عملیات عمرانی لازم، در کنار خروجی قابل توجه آن، در رغبت کشورهایی با توان اقتصادی متوسط به این نوع SMR اثرگذار بوده است.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌پروازی کوتاه بر فراز یک ساختگاه BWRX-300.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️تجهیزات BWRX-300 در حال ساخت.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
فناوری هستهای ⚛️🇮🇷
⚡BWRX-300 | GE Hitachi SMR 💡طرح نوآورانه BWRX-300 همچنانکه از نامش پیداست، یک واکنشگاه کوچک پودم
ESBWR: Economically Simplified Boiling Water Reactor.
ABWR: Advanced Boiling Water Reactor.
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 تهدید معنادار و بیسابقه یک دانشمند هستهای اسرائیل توسط گروه سایبری حنظله.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
27.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظات #بحرانی شدن یک واکنشگاه استخری را از نمای نزدیک و زیر آب تماشا کنید!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📚ایـــران و اتـــم
📌خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
🖍️به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۱۹) دو عامل مدیریتی مهم که باعث موفقیت ما شد.
صفحات ۱۵۴ تا ۱۵۷ (با اندکی ویرایش)
________________ـ
بد نیست بگویم در نتیجه دو عامل اساسی مدیریتی موفق شدیم در سازمان انرژی اتمی کارهای بزرگی بکنیم:
♦️اول این بود که من به همکارانم و به مسئولان سازمان همیشه اعتماد میکردم و اختیار تام میدادم. به هر کدام از همکارانم میگفتم این وظیفه توست، خودت برو انجام بده. از من نپرس، مسئول تویی. اینجا وظیفهٔ رئیس سازمان این نیست که دستور بدهد، وظیفه رئیس سازمان این است که وسایل کار تو را فراهم بکند. من وسایل کار شما را فراهم میکنم، شما بروید کارتان را بکنید. این به آنها اعتماد میداد و میرفتند کارهایشان را میکردند. همهشان هم جوان بودند و کارهای بزرگ نکرده بودند.
حتی یادم هست یک دفعه برای این که جرأت پیدا بکنند به آنها گفتم بروید تصمیم بگیرید و کارهایتان را بکنید؛ اگر نتیجهاش خوب درآمد چه بهتر، برایتان افتخار است؛ اما اگر دیدید جایی اشکالی هست و گرفتاری دارید و بد درآمده، یواشکی بیایید به من بگویید، من دستور آن کار را کتباً به شما میدهم تا در هر صورت چیزی تقصیر شما نباشد. خطاهای همۀ شما را به گردن میگیرم. شما فقط بروید انجام بدهید. به این ترتیب همهشان دل و جرأت پیدا کردند، رفتند کار کردند و خیلی هم موفق بودند.
این نشان میدهد درگیری فکریای که بعضیها دارند که اگر برای کارها خودشان تصمیم نگیرند ممکن است خراب شود، اشتباه محض است. من همیشه میگفتم من با آنهای دیگر تفاوتی ندارم؛ تفاوت من این است که وظیفهای به من دادهاند که به او ندادهاند. حالا ممکن بود یکی دیگر از ما رئیس من باشد و این وظیفه را به او داده باشند، بنابراین چه لزومی دارد که من از او بهتر بفهمم یا از او بهتر بدانم؟ خب او میرود کارش را میکند. دیگر نه از من کمتر وطن پرست بود و نه کمتر سواد داشت. شاید مثلاً چند سال از من جوانتر بود.
♦️عامل دیگر از این هم مهمتر بود. در اشعار مولوی شعری است که مرا خیلی تحت تأثیر قرار داده و واقعاً خارقالعاده است. فلسفهٔ زندگی در این شعر است. میگوید:
آب در کِشتی هلاک کِشتی است؛
لیک در بیرون کشتی پُشتی است.
یعنی آب را داخل کشتی بریزی غرق میشود، ولی همان آب را زیر کشتی بگذاری نگهش میدارد. کشتی و آب هماناند، هیچ فرقی نمیکند. مانده به این که شما این دو را چه جوری با هم در ارتباط قرار بدهید. من فکر کردم اگر سازمان انرژی اتمی بیش از حد بزرگ بشود به یک دستگاه بوروکراتیک (دیوانسالار) تبدیل میشود و کاراییاش را از دست میدهد.
از طرف دیگر در دستگاههای دولتی مثل سازمان برنامه و وزارتخانهها افراد با تجربهای بودند که کارهای خیلی خوبی بلد بودند، ولی من نمیتوانستم آنها را به سازمان انرژی اتمی بیاورم. چون سازمان انرژی اتمی جوان بود همکارهای ما همهشان جوان بودند ولی آنها مسنتر بودند و رتبههای بالایی داشتند که در داخل سازمان ما نمیگنجیدند. من برای این که بتوانم از آنها استفاده کنم همهشان را تشویق میکردم شرکت برپا کنند و تضمین میکردم تمام هزینههای شرکت را بدهم به این شرط که فقط برای سازمان انرژی اتمی کار بکنند. بعد با آنها قرارداد میبستم کارهایی را که ما میخواستیم انجام دهند. همه آدمهای تراز اول آمدند و این کارها را کردند و همهشان هم موفق بودند. در واقع اینها همان آبی بودند که باید بیرون کشتی میبود تا پشتی باشد. اگر آنها را داخل کشتی میریختیم خراب میشد، غرق میشد.
— ادامه در مطلب بعد
Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه از مطلب قبل
از جمله این افراد رضا نیازمند بود که شاید پرتجربهترین آدم در صنایع ایران بود. سالها رئیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع و رئیس مس سرچشمه بود. هم صنعت میفهمید هم معدن میفهمید. آن هنگام رضا نیازمند در مس سرچشمه بود، ولی به سن بازنشستگی رسیده بود. ... با رضا نیازمند صحبت کردم و از او خواهش کردم برود از هر جا که خواست متخصص بیاورد و شرکتی درست بکند برای انجام کارهای سوخت هستهای برای ما. قرار شد بازنشسته شود. رفت یک شرکت درست کرد به نام «یورایران» که صرفاً برای ما کار میکرد. من با او قرارداد بسته بودم و برای ما کار میکردند. همهٔ آن اکتشافات هوایی را که عرض کردم آنها انجام دادند و در نتیجه مقداری اورانیوم یافتند. ما در معادن اورانیوم نامیبیا سهم داشتیم. او رفته بود این کار را کرده بود.
یکی دیگر پرویز حکمت بود که از متخصصان و مهندسان سازمان برنامه بود و بعد وزیر نیرو شد. بعد از آن که پرویز حکمت را از وزارت نیرو برداشتند، من رفتم حضور شاه و گفتم «قربان، این آدم بسیار کار کرده و فهمیده است. من تصمیم گرفتهام که از او استفاده کنم.... فرمودند «بیعرضه است!» عرض کردم «قربان، ممکن است به عنوان یک وزیر بیعرضه باشد؛ او را بر بنده خرده نگیرید، بلکه به آن نخستوزیری که او را وزیر نیرو کرد خرده بگیرید که چرا آدم بیعرضه را کرد وزیر نیرو. ولی من که نمیخواهم او را به عنوان وزیر نیرو انتخاب کنم. من به عنوان یک نفر آدمی که کار زمین شناسی و کار غیردولتی را خوب میشناسد میخواهم از او استفاده بکنم.»... قبول کردند. حکمت مؤسسهای درست کرد که مطالعات سایت نیروگاه را برای ما میکرد. دو سه تا سایت را آنها پیدا کردند که خیلی خوب بود. در دو مرحله مطالعات کلی، یک سری سایت را به صورت پتانسیل مطرح کردند. بعد بر اساس آن گزارش، ما برایشان وظیفه تعیین میکردیم که کجا بروند و چه کار بکنند. یعنی اول یک گزارش به ما میدادند، سپس
روی آن وظیفهشان را نهایی میکردیم بعد هزینهشان را بودجهریزی میکردیم و با آنها قرارداد میبستیم.
دیگری خداداد فرمانفرمائیان معروف بود که رئیس سازمان برنامه رئیس بانک مرکزی و بهترین متخصص مالی ایران بود. در مذاکرات مالی که با کشورهای خارجی داشتیم خیلی مؤثر بود. از جمله همهٔ مذاکرات مالی مربوط به پنج میلیارد فرانکی را که برای ساختن نیروگاه دارخوین از فرانسه قرض کردیم، خداداد فرمانفرمائیان انجام داد. با حضور چندین نفر، یک دفتر حقوقی جدا در بیرون سازمان درست کرده بودیم که کیوان طبری - که واقعا حقوقدان خوبی بود ـ اداره اش میکرد. اگرچه در سازمان یک دفتر حقوقی داشتیم ولی حجم کار به قدری زیاد و مسائل به قدری متنوع بودند که مجبور بودیم به میزان وسیعی از خارج از سازمان خدمات بگیریم و این کار را دفاتر حقوقی برای ما انجام میدادند. از جمله لازم میدانم از خدمات بسیار ارزنده سیروس غنی و همکارانش یاد کنم. ولی باز این هم کافی نبود، مخصوصاً که ما میل داشتیم تخصص حقوقی لازم را در زمینه انرژی اتمی و مخصوصاً موافقتنامههای دو جانبه در ایران ایجاد کنیم. بعد از آن که کوروش آموزگار هم از دولت کنار رفت، شرکتی درست کرد و مقداری کار ساختمانی ما را او میکرد. بیشتر برنامهریزی ساختمانی، فازهای مختلفش را آنها میکردند.
خلاصه این مؤسسات مختلف را در اطراف سازمان انرژی اتمی درست کرده بودیم که همهشان منحصراً برای ما کار میکردند ولی آزادی عمل داشتند. به اندازه کافی به آنها پول میدادیم که هر متخصصی میخواهند بیاورند کار میکردند و مزاحم سازمان هم نبودند. کارشان را تحویل سازمان میدادند.
📌این دو عامل مدیریتی که عرض کردم باعث شد سازمان تحرک خیلی عجیبی پیدا کند و توانست واقعا در زمینههایی موفق باشد.
Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای