eitaa logo
فناوری هسته‌ای ⚛️🇮🇷
389 دنبال‌کننده
864 عکس
418 ویدیو
29 فایل
با ما به دنیای فن‌آوری هسته‌ای سفر کنید! در این کانال با انواع فن‌آوری‌های هسته‌ای شامل گداخت، شکافت، رآکتورها، پرتوپزشکی، کاربرد پرتوها، شتاب‌دهنده‌های ذرات، آشکارسازها و... آشنا خواهید شد. Nuclear Science & Technology پیوند عضویت: @Nuc_Technology
مشاهده در ایتا
دانلود
گروهان پیاده بودیم در برابر لشگر زرهی! برگی از خاطرات دکتر علی‌اکبر صالحی، رئیس اسبق دانش‌گاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران. کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۳۸۸-۳۹۳ (با تلخیص) @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
بهمن ۹۳ بود که دکتر ظریف از مذاکرات مونیخ با دست خالی برگشت و در کمیته راهبردی مذاکرات هسته‌ای اعلام کرد که به بن‌بست رسیده‌ایم و دیگر نمی‌توان کاری کرد، چراکه ما طرح آمریکایی‌ها در مورد چیدمان سانتریفیوژها را قبول نداشتیم و حضرت آقا هم فرموده بودند که این طرح باید رد شود. در این هنگام دکتر لاریجانی رئیس وقت مجلس پیش‌نهاد پیوستن من به مذاکرات را مطرح کرد که اعضا از جمله دکتر ولایتی آن را پذیرفتند. پس از حضور در کمیته برای پیوستن به مذاکرات سه شرط را مطرح کردم که نخستین آن حضور همتای آمریکایی من یعنی «دکتر ارنست مونیز» وزیر انرژی آمریکا در مذاکرات بود، چراکه در شأن نظام نمی‌دانستم که معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در مقابل نمایندگان دون‌پایه‌تر طرف مقابل نشسته و مذاکره کند. بر خلاف گمان اعضا، آمریکایی‌ها این پیش‌نهاد را پذیرفتند. روزی از آن روزها که اتفاقاً ایام فاطمیه بود خیلی دلم گرفته بود. در دل می‌گفتم خدایا این چه سرنوشتی است؟ چرا من باید در این سی و چند سال همیشه با بن‌بست‌ها مواجه شوم و هیچ‌وقت یک راه هموار پیش رویم نبوده و همیشه باید از گردنه‌ها و سنگلاخ‌ها بگذرم؟ من اعتقاد راسخی به حضرت زهرا علیها سلام دارم و با توکل بر خدا و توسل به آن حضرت به مذاکرات فنی برجام پیوستم چراکه «وَ مَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِۦۚ قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَيۡءٖ قَدۡرٗا (طلاق: ۳)». در جلسه اول که من همراه با همکاران ایرانی‌ام در برابر مونیز وزیر انرژی آمریکا و تیم او حضور داشتیم، فضا خیلی سنگین بود. ایشان بهترین کارشناسان را از بهترین آزمایشگاه‌ها و دانشگاه‌های امریکا آورده بود و در واقع ما یک گروهان پیاده بودیم در مقابل یک لشکر زرهی! حالا نه‌فقط از نظر تعداد، بلکه از نظر امکانات و پشتیبانی هم قابل‌ مقایسه نبودیم. ما باید با استدلال محکم علمی طرح آن‌ها را رد و از آن‌ها می‌خواستیم که از پیشنهادهایشان عقب‌نشینی کنند، اما این کار آسانی نبود. آن‌ها مقتدرانه آمده بودند ولی لطف الهی شامل حال ما شد و ما از این هماورد سربلند بیرون آمدیم و اتفاقاً بعداً خود آمریکایی‌ها در گزارش‌ها اعتراف کردند که ایرانی‌ها در این قضیه خیلی دقیق عمل کردند و نگذاشتند که ضرری به منافع ملی کشورشان وارد شود. سخت‌ترین لحظه زمانی بود که روبه‌روی هم نشستیم و هر دو از قبل کلی محاسبات کرده بودیم که چگونه یک‌دیگر را در مورد طرح چیدمان سانتریفیوژها قانع کنیم. ما بحث علمی خود را خیلی با حرارت مطرح می‌کردیم ولی هرچه استدلال می‌کردیم آن‌ها پیش‌فرض‌های علمی ما را قبول نمی‌کردند. بعد به آن‌ها گفتیم: «خب، پس شما پیش‌فرض‌ها و استدلال‌های علمی خودتان را ارائه دهید!» در پاسخ گفتند: «ما نمی‌توانیم، چراکه این کار انتقال دانش فنی محسوب می‌شود!». در پاسخ گفتم: «این‌که مذاکره نمی‌شود. دلایل فنی ما را قبول ندارید و توجیهات علمی خودتان را هم که ارائه نمی‌کنید. پس چه باید کرد؟!» در نهایت من یک بحث چالشی را پیش‌نهاد کردم که آن‌هم کار خدا بود. به آقای مونیز گفتم: «من از طرف کشورم با اختیار کامل در این‌جا حاضر شده‌ام و می‌توانم از طرف دولتم تصمیم بگیرم. آیا شما نیز چنین اختیاری دارید یا باید برای هر تصمیم با واشنگتن هماهنگ کنید؟» ایشان گفت: «بنده هم با اختیار کامل آمدم». گفتم: «حالا که از راه محاسباتی به‌ جایی نمی‌رسیم، پیش‌نهاد آسان‌تری دارم. شما فقط یک‌جا در دنیا به من نشان دهید که غنی‌سازی را به این شیوه که شما می‌گویید با تمام مراحل و فرآیندش انجام بدهند، آن‌وقت من پیش‌نهاد شما رو قبول می‌کنم!» می‌دانستم که این روش غنی‌سازی در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد. مونیز سکوت کرد و بعد از لحظاتی گفت: «جلسه را متوقف کنیم». بعد در صحبت خصوصی به من گفت: «آقای صالحی! من قبول می‌کنم که پیشنهاد ما از نظر اجرایی مشکلات فراوانی دارد». گفتم: «پس این پیش‌نهادتان را کنار بگذاریم و سراغ پیش‌نهاد دیگری برویم». الحمدلله از این مرحله به بعد راه برای ادامه مذاکرات فنی باز شد و این را نتیجه آن توسل و توفیق الهی می‌دانم. یعنی در اولین جلسه مذاکرات فنی که برگزار شد در کمال ناباوری یک‌دفعه راه باز شد و بن‌بست‌ها کنار رفت و در همان جلسه اول توانستیم پیشنهاد آمریکایی‌ها را کنار گذارده و پیشنهاد خودمان را تثبیت کنیم، چون شیوه غنی‌سازی که آمریکایی‌ها پیشنهاد کرده بودند یک شیوه غیرمعمول و غیرفنی بود و حضرت آقا هم نپذیرفته بودند. این‌هم کار خدا بود که اسباب این موفقیت را فراهم کرد. @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
مذاکرات دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران با دکتر ارنست مونیز وزیر انرژی ایالات متحده در شهر ژنو سوئیس - سال ۱۳۹۴. @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
کتاب ماراتن مذاکرات هسته‌ای از سعدآباد تا کوبورگ این کتاب در ۱۰ فصل و ۲۷۷ صفحه تنظیم شده است. بیش از اینکه یک روایت صرف تاریخی باشد، بیشتر بر ابعاد، پیش نیازها و تبعات تصمیمات سیاسی، حقوقی و فنی طرفین پرداخته است. ضمن این‌که نویسندگان با گفت‌وگو با اعضای تیم های مذاکره کننده طرفین به برخی اسناد دست‌اول دست یافته‌اند که برای نخستین بار منتشر شده‌اند. ماراتن مذاکرات هسته ای که با نگاهی تاریخی و البته تحلیلی به پیشینه برنامه هسته‌ای ایران در زمان رژیم پهلوی پرداخته، در ادامه به صورت دقیق‌تر به همه ادوار مذاکراتی در دوران روحانی، لاریجانی، جلیلی و ظریف پرداخته است. کتاب «ماراتن مذاکرات هسته ای، از سعدآباد تا کوبروگ» به قلم نادر انتصار رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه بوستون و کاوه افراسیابی، استاد دانشگاه بوستون آمریکا توسط سعید جعفری و روح‌الله فقیهی که در ادوار مختلف مذاکراتی به عنوان خبرنگار همراه تیم هسته ای حضور داشته اند، ترجمه شده است. در این کتاب با اشاره به پیشینه برنامه هسته ای ایران وتک تک ادوار مذاکرات، تلاش شده جدا از نگاه تاریخی-توصیفی، برداشتی حقوقی و استراتژیک از برنامه هسته‌ای ایران و مذاکرات ۵+۱ با ایران تازمان دست‌یابی به توافق برجام ارائه شود. این کتاب یک بررسی تاریخی در باره نزدیک به بیش از یک دهه مذاکرات هسته ای ایران است روندی بسیار مهم و حساس برای کشور که افراد و شخصیت های مختلفی در ان مشارکت داشتند. @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
کمی دیرتر جنبیده بودیم مرغ از قفس پریده بود و ما ضربه‌فنی می‌شدیم! برگی از خاطرات دکتر علی‌اکبر صالحی، نماینده اسبق ج.ا. ایران در IAEA، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران. کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۲۳۸-۲۴۱. (با ویرایش و تلخیص) @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
همان روزهای اول که [پس از شروع دوره دوم ریاست‌جمهوری دکتر احمدی‌نژاد (۱۳۸۸) به عنوان رئیس جدید] به سازمان انرژی اتمی آمدم، آقای مهندس آقازاده [رئیس سابق] مرا به مرکز در حال ساخت غنی‌سازی «فوردو» برد. در زمان ریاست ایشان تأسیسات فوردو به آژانس اعلام نشده بود چراکه هنوز فعالیت هسته‌ای در آن‌جا آغاز نشده بود و صرفاً در مرحله ساختمان‌سازی بود. طبق مقررات قدیم آژانس هم نیازی نبود که آن را اعلام کنیم، چراکه هنوز مواد هسته‌ای وارد مرکز یا سایت هسته‌ای نشد بود. البته بعداً این آیین‌نامه تغییر کرد (کد اصلاحی ۳٫۱) و کشورها باید قبل‌ از ساخت تأسیسات هسته‌ای جدید، موضوع را به آژانس گزارش کنند. آن زمان ما طبق تصمیمات سیاسی خودمان را مکلف به اجرای بند جدید آژانس نمی‌دانستیم. اما من با توجه به تجربه ۵ ساله خود در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، خدمت آقای دکتر احمدی‌نژاد رفتم و گفتم: «درست است که ما در آن‌جا فقط ساختمان‌سازی می‌کنیم، اما بهتر است به آژانس اعلام کنیم که تصمیم داریم در فوردو تأسیسات هسته‌ای ایجاد کنیم و اگر این اطلاع‌رسانی انجام نشود، با توجه به آن‌که آن‌ها دنبال بهانه هستند دوباره همانند نطنز شیطنت می‌کنند و می‌گویند که این‌ها باز هم کار سرّی می‌کند و متأسفانه در میان کارکنان هم هستند کسانی که اطلاعات را می‌برند. خواهش می‌کنم سریعاً آژانس را مطلع کنید و اگر این کار را نکنیم ضربه بزرگی خواهیم خورد». ایشان هم گفت: «اشکالی ندارد، این کار را بکنید». وقتی اجازه را گرفتم، خیالم راحت شد. براساس تجربه، نمی‌خواستم بهانه‌ای به آمریکایی‌ها بدهم، هرچند می‌دانستم که آن‌ها شیطنت خودشان را خواهند کرد. نامه‌ای تنظیم کردم و به وین فرستادیم. آن زمان نماینده ما در نزد IAEA آقای دکتر علی‌اصغر سلطانیه بود به ایشان پیغام دادم که هر چه سریع‌تر موضوع فوردو را به آقای البرادعی گزارش کنید. در نامه به‌وضوح یادآور شدیم که تا حالا هیچ ماده هسته‌ای به آن‌جا نبرده‌ایم و هرچند تکلیفی هم برای این اعلام نداشتیم، از باب شفاف‌سازی این موضوع را اعلام می‌کنیم. وقتی آقای سلطانیه به دفتر آقای البرادعی می‌رود به او می‌گویند که ایشان برای عزیمت به واشنگتن به فرودگاه رفته است. وقتی این خبر را از دکتر سلطانیه شنیدم، به او گفتم: «فوراً به فرودگاه بروید و نامه را به دست آقای البرادعی برسانید، طبیعی است که وقتی آقای البرادعی نامه را ببیند خوش‌حال می‌شود و می‌گوید که احسنت به ایران که یک مرکز هسته‌ای را قبل‌ از راه‌اندازی اعلام کرده‌است». البرادعی پس‌ از رسیدن به واشنگتن به وزارت خارجه آمریکا می‌رود و با خوش‌حالی به آمریکایی‌ها می‌گوید: «ببینید! ایرانی‌ها یک مرکز هسته‌ای را قبل‌ از راه‌اندازی رسماً اعلام کردند!». اما برخلاف انتظار او، آمریکایی‌ها یک‌ دفعه با البرادعی تندی می‌کنند که: «یعنی چه؟ شما چرا این نامه را گرفتید؟!» البرادعی جواب می‌دهد که: «من نمی‌فهمم! اگر ایران به شما اعلام نکند، می‌گویید چرا اعلام نکرده؟! و حالا که اعلام کرده می‌گویید چرا نامه را گرفتم؟!» این مطلب در کتاب خاطرات آقای البرادعی [به نام عصر فریب] ذکر شده‌است. اما نکته ماجرا در این است که از قضا یکی از عناصر نفوذی (که بعداً دست‌گیر شد) قبلاً اطلاعات فوردو را به آمریکایی‌ها لو داده بود و آن‌ها هم این اطلاعات را نگه‌داشته بودند که در روز مناسب بهره‌برداری کنند و ایران را در زمینه هسته‌ای به قول معروف ضربه‌فنی کنند و خیلی از مسئولین در ایران هم فکر نمی‌کردند که آن‌ها مطلع باشند. قرار بود همان روزها اجلاس گروه ۲۰ در پیتسبورگ آمریکا برگزار شود و آمریکایی‌ها هم خود را آماده کرده بودند که موضوع را در آن‌جا فاش و این‌گونه طرح کنند که «ایرانی‌ها در مکانی اطراف شهر قم در دل کوه و به‌ صورت مخفیانه در حال احداث تأسیسات هسته‌ای هستند و آژانس را هم مطلع نکرده‌اند. پس ببینید که این ادعای آن‌ها که ما به‌ دنبال اهداف صلح‌آمیز هستیم، با این برنامه‌ها هم‌خوانی ندارد و...» به لطف خدا مقدمات دسیسه‌ای که آن‌ها آماده کرده بودند، به یک‌باره از بین‌ رفت و تمام سحر آن‌ها باطل شد. آمریکایی‌ها از غافل‌گیری خود خیلی ناراحت شده بودند و هرچند در مصاحبه‌هایشان باز هم حرف‌های تکراری گذشته را زدند و به روی مبارک‌شان نمی‌آورند، ولی دیگر فایده‌ای نداشت زیرا که سند رسمی از طرف ایران برای آژانس ارسال شده بود. (ص ۲۳۸-۲۴۱). @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
زبان فارسی نمی‌خواهد، حق با ایشان است! برگی از خاطرات دکتر علی‌اکبر صالحی، نماینده اسبق ج.ا. ایران در IAEA، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران. کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۴۳۹-۴۴۵ (با تلخیص) @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
هم‌زمان با مأموریت دکتر علی‌اکبر صالحی در IAEA، دکتر محمدحسن دریایی نیز نماینده دائم ج.ا.ایران در دیگر سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین بودند. ایشان در مصاحبه‌ای دکتر صالحی و تجربه هم‌کاری با ایشان را این‌گونه معرفی می‌کنند: «برای من افتخار بزرگی است که به‌عنوان یک شاگرد کوچک در خصوص فضائل و کمالات استاد و دانشمند بزرگی چون جناب آقای دکتر صالحی صحبت کنم. قطعاً تجربه تلمذ از محضر ایشان را یکی از بهترین موهبت‌هایی می‌دانم که خداوند در زندگی من عطا کرد. [از نظر شخصیت] ایشان عصاره اخلاق، تواضع،  ادب و رعایت حدود شرعی به‌معنای تام کلمه هستند. ایشان مدیری معتقد توانا و شجاع و با تدبیر است که جز به دفاع از منافع ملی نمی‌اندیشد و از دوستی و هم‌نشینی با ایشان هر لحظه به معلومات و فضایل و اخلاقیات انسان افزوده می‌شود. دکتر همواره موضوع ایمان و توکل به خدا را مطرح می‌کند و معمولاً نماز شب می‌خوانند و همیشه با وضو هستند و در ماشینشان همواره صدای دل‌نشین قرآن را می‌شنویم. از دروغ، غیبت و تهمت به‌شدت بیزارند و در مواجهه با این رذایل اخلاقی ملاحظه‌ی هیچ‌کس را نمی‌کنند و قطعاً تذکر می‌دهند. خانواده‌ای بسیار محترم و معتقد دارند و بسیار به حل مشکلات و شرایط سخت کارمندان زیرمجموعه خود عنایت دارند. همین موضوع ایشان را یک شخصیت محبوب در وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی کرده‌است. بعد از باز شدن پرونده هسته‌ای کشورمان در آژانس موضوع هسته‌ای تبدیل به مهم‌ترین موضوع کشور ما شد. همه دستگاه‌های تبلیغاتی غرب بسیج شدند تا نبرد همه‌جانبه‌ای را برای محرومیت کشورمان از حق غنی‌سازی به راه بیندازد. دراین‌میان بیشترین فشار به جناب آقای دکتر صالحی وارد می‌شد و البته ما هم بی‌سر بی‌نصیب نماندیم، زیرا باید با کمترین امکانات با تلاش‌های وسیعی غربیان مقابله می‌کردیم. یعنی باید هم با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رابطه خوب و حرفه‌ای برقرار می‌کردیم، هم حمایت کشورهای هم‌فکر را جلب می‌کردیم، هم وزارت خارجه را که تشنه‌ی اطلاعات و گزارش‌دهی بود سیراب می‌کردیم و در عین‌حال باید با مصاحبه‌ها هم تلاش می‌شد جو رسانه‌ها به نفع کشورمان تغییر یابد. در چنین شرایطی که مشخصات بارز یک بحران کامل را داشت، جناب دکتر صالحی یک‌تنه وارد میدان شدند و به‌خوبی توانستند شرایط را مدیریت کنند. هرگز فراموش نمی‌کنم اضطراب و فشارهایی را که به جناب دکتر وارد می‌شد. بعضاً شب‌ها تا نزدیک اذان صبح بیدار بودیم و بعد ایشان به من می‌گفت :«دیگر هر چه در توان داشتیم به کار گرفتیم، بقیه کار با خداست. لذا رفتید منزل نماز شب را بخوانید و بقیه کار را به خدا بسپارید». ایشان به ۵ زبان زنده دنیا آشنا هستند و عربی را به‌قدری فصیح صحبت می‌کنند که سفیر عراق یک‌بار گفت: «آرزویم این است که عربی را مانند جناب دکتر صالحی صحبت کنم!» ایشان مورد احترام سفرای کشورهای دوست و دشمن بودند. در همه مهمانی‌ها و گردهم‌آیی‌های مهم حتماً دعوت می‌شدند. با صاحب‌نظران و استادان علوم هسته‌ای رابطه خوبی داشتند و همه افراد دبیرخانه به‌خوبی از ایشان یاد می‌کنند. شبکه‌ پرنفوذی از اصحاب رسانه و کانون‌های اندیشه ایجاد کرده بودند و با انجام مصاحبه‌های حرفه‌ای جو خبری کاملاً در دست ایشان بود. در مذاکرات با ۳ کشور اتحادیه اروپا از مقامات آلمانی و فرانسوی شنیدم که به تیم مذاکره‌کننده کشورمان گفتند: «قدرت اقناعی دکتر صالحی و مصاحبه‌هایش در افکار عمومی غرب و مخصوصاً آمریکا بسیار تأثیرگذار بوده، کاش ایشان کماکان و مصاحبه‌هایشان ادامه دهند!» اما این امر زمانی اتفاق افتاد که دیگر مأموریت ایشان در وین خاتمه یافته بود. ایشان به همه ابعاد فنی و سیاسی موضوعات آژانس مسلط بود و اعتقاد داشتند که باید به‌صورت مرتب مردم را در جریان تحولات قرار دهیم. به یاد دارم جناب آقای صادق خرازی سفیر کشورمان در پاریس یک گروه رسانه‌ای مرکب از افراد فارسی و فرانسوی زبان را برای مصاحبه به وین فرستادند و من خواستند مصاحبه‌ای هم با دکتر صالحی هم برای آن‌ها ترتیب دهم. در مصاحبه به زبان فارسی خانمی را دیدم که به‌دقت به سخنان دکتر گوش می‌داد. از او پرسیدم: «شما که فارسی بلد نیستید، برای چه این‌همه با دقت به صحبت‌های دکتر توجه می‌کنید؟!» وی پاسخ داد: «من روان‌شناسم! آرامش و قدرت اقناعی که در صورت و کلام آقای دکتر صالحی می‌بینم‌ بدون دانستن زبان فارسی هم مرا قانع می‌کند که او فردی با صداقت است که به کار خود اعتقاد دارد و همین موضوع این پیام را به مخاطب می‌دهد که حق با ایران است!» @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
من ایشان را مصداق بارز این ضرب‌المثل می‌دانم که «درخت هرچه پربارتر افتاده‌تر». احترامی که به همه همکاران بدون در نظر گرفتن مقام، رسته و رده آن‌ها می‌کند، مصداق بارز حسن خلق اسلامی است و درعین‌حال در برابر زیاده‌خواهی‌های خارجی و سفرای غرب بسیار شدیداللحن سخن می‌گوید و سخن‌رانی‌های آتشین ایشان در جلسات بین‌المللی مثال‌زدنی است. در دفاع از منافع ملی ملاحظه هیچ‌کس را نمی‌کنند و صراحت لهجه قابل ستایشی دارند. درعین‌حال با همه افراد و گروه‌های سیاسی با احترام برخورد می‌کند و به‌معنای واقعی کلمه متخلق به ادب سیاسی هستند. ایشان با مصاحبه‌های منطقی خود باعث شدند که جان بولتون در یکی از مصاحبه‌هایش با استیصال بگوید :«به‌نظر می‌رسد غرب مقهور دستگاه تبلیغات پیچیده جمهوری اسلامی ایران شده!». حجم ملاقات‌هایی که ایشان در یک روز انجام می‌داد خارج از حد و توان یک انسان عادی بود. تصور می‌کنم واقعاً ایمان قوی دکتر صالحی چنان قدرتی به ایشان داده بود که ترس و خستگی را نمی‌شناخت. بارها به دوستان می‌گفتم :«وقتی زحمات این مرد بزرگ را می‌بینم از خودم خجالت می‌کشم که اساساً چرا شب‌ها می‌خوابم». (ص ۴۳۹-۴۴۵) @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
پادمان هسته‌ای (nuclear safeguard) چیست و چه اثراتی دارد؟ واژه پادمان در موضوعات مربوط به فعالیت‌های هسته‌ای بسیار شنیده می‌شود؛ اما به طور دقیق منظور از پادمان چیست؟ پادمان در فارسی به معنای نظارت و حراست کردن است و اسم مصدری است که از ریشه فعل پاییدن گرفته شده‌است. پادمان امروزه در اصطلاح، مقررات نظارتی آژانس است که شامل انواع بازرسی‌ها است. آژانس پیمان‌های مختلفی به نام موافقت‌نامه‌های پادمانی با کشورها امضا می‌کند و کشورهای عضو موظف هستند که این موافقت‌نامه‌ها را پس از امضا، اجرا کنند. تاکنون سه نوع الگوی پادمانی توسط آژانس تصویب شده است. برای آشنایی مقدماتی با این سه الگو، ادامه این مطلب را در این پیوند بخوانید. @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
همسر فرانسوی‌ام مرا ول نمی‌کرد! برگی از خاطرات دکتر علی‌اکبر صالحی، رئیس اسبق دانش‌گاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران. کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۱۶۱-۱۶۵ (با تلخیص) @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای
در زمان ریاست‌جمهوری آقای هاشمی من معاون آموزشی وزارت علوم بودم. آن زمان یک‌بار جناب خاتمی (رئیس وقت کتاب‌خانه ملی) بابت مشکلی در دانش‌کده اردکان با بنده تماس گرفت و تقاضای حل آن را نمود. من که ایشان را خیلی نمی‌شناختم بسیار مؤدبانه پاسخ دادم و ضمن عذرخواهی قول حل مشکل را دادم و موضوع هم به‌سرعت برطرف شد. ظاهرا این گفت‌گو تصویر مثبتی از بنده در ذهن ایشان ساخته بود، از این‌رو پس از انتخاب به ریاست‌جمهوری و با توجه به رشته تحصیلی بنده (مهندسی هسته‌ای) به آقای غلام‌رضا آقازاده (رئیس وقت سازمان انرژی اتمی) گفته بودند که شخص منتخب من برای نمایندگی ایران در آژانس دکتر صالحی است و اگر قرار است حکمی را امضا کنم فقط برای ایشان امضا می‌کنم و اگر دیگری را می‌پسندید خودتان حکم بدهید! پس از آن به دعوت رئیس سازمان انرژی اتمی نزد آقای مهندس آقازاده رفتم. ایشان تا آن زمان شناختی از من نداشت. آقای مهندس آقازاده اخلاق ویژه‌ای دارد به‌طوری‌که نمی‌توان چند دقیقه بیشتر پیش ایشان نشست، یعنی هم‌نشینی با ایشان در برخی موارد به‌گونه‌ای است که گویی روی آتش نشسته‌ای! خلاصه طوری رفتار می‌کند که تا صحبت تمام شد باید بلند شوید و بروید. البته این مطلب را به خود ایشان گفته‌ام و ان‌شاءالله غیبت نیست. ایشان به اجمال و اختصار سخن می‌گفت و البته در اغلب اوقات کار درست همین است، چراکه اگر هر کسی بخواهد مدت‌ها بنشیند و گپ بزند، طبیعتاً کارهای اداری عقب می‌افتد. ایشان خیلی شفاف و صریح صحبت می‌کرد و هرگز در ایشان ریا و نفاق مشاهده نکردم. آن روز ایشان به‌صراحت به من گفت: «آقای صالحی! شما از طرف جناب آقای خاتمی توصیه‌ شده‌اید ولی من موافق نیستم!». از این صراحت کمی ناراحت شدم و در جواب گفتم :«اگر جناب‌عالی مایل نیستید، من هم اصراری ندارم». آقای آقازاده پاسخ داد :«شما ۳ اشکال دارید! یکی این‌که همسر شما فرانسوی است، دوم، شما یک عرب هستید» و سومی را یادم نیست چه بود. گفتم: «آقای مهندس این‌ها را جدی می‌فرمایید؟!» گفتند :«بله! اطلاعات ما درمورد شما این‌گونه است». گفتم: «چرا من عرب هستم؟» گفتند: «می‌گویند شما عربی را به‌خوبی صحبت می‌کنید». [در جایی از کتاب خاطرات ایشان آمده که سفیر عراق به دکتر دریایی گفته بود آرزویم این است که بتوانم مثل دکتر صالحی عربی را به این فصاحت صحبت کنم!] به مهندس آقازاده گفتم :«اگر من یک زبان دیگر را بلد باشم به مفهوم آن است که متعلق به آن دیار هستم؟ پس من اسپانیایی هم هستم! این چه حرفی است که شما می‌‌زنید؟ اصل خانواده ما از قزوین است و شما می‌گویید عرب هستم؟ خانواده ما جزء خانواده‌های اصیل و ریشه‌دار قزوین است (منسوب به ملامحمد صالح برغانی، برادر ملامحمدتقی معروف به شهید ثالث). دیگر این همسر فرانسوی من کیست و کجاست که خودم هم نمی‌دانم؟ همسر من یک خانم ایرانی، ترک و همشهری خود شما و از اهالی آذربایجان غربی است! این چه اطلاعات نادرستی است؟ اگر جواب شما منفی است، چه نیازی به این روش‌های ناصحیح؟» خداحافظی کردم و از دفتر آقای مهندس آقازاده بیرون آمدم. موضوع همسر فرانسوی به گوش جناب آقای خاتمی و برخی نمایندگان مجلس هم رسیده بود و قبل از آن هم این موضوع را شنیده بودم. دیدم هر جا که می‌روم این خانم فرانسوی دنبال من است! تا این‌که تصمیم گرفتم برای روشن شدن موضوع نزد آقای دری نجف‌آبادی (وزیر اطلاعات) بروم. گفتم «حاج‌آقا! چند سالی است که یک زن فرانسوی همه‌جا به‌دنبال من می‌آید و هر کجا می‌روم می‌گویند که زن شما فرانسوی است. لطف کنید و پرونده‌ی مرا ببینید که داستان چیست». ایشان هم بزرگواری کردند و دستور دادند پرونده مرا آوردند و خواندند. سپس گفتند: آقای صالحی! ای‌کاش پرونده من هم مثل پرونده‌ی شما سفید بود! ما هیچ مطلبی در این خصوص نداریم و این موضوع از جای دیگر آب می‌خورد.» سرانجام با جست‌وجوی بیشتر دریافتم که در گذشته فرد دیگری به نام علی‌اکبر صالحی در دانشگاه تهران عضو هیئت علمی بوده و ظاهراً همسر فرانسوی داشته است. در زمان ریاست‌جمهوری آقای هاشمی، معاون اول ایشان مرحوم دکتر حسن حبیبی برای تصدی مقامی در یک وزارت‌خانه یا سازمان انرژی اتمی از من دعوت کرده بودند. معلوم شد در همان زمان یک رِندی که احتمال می‌داده من جای او را بگیرم نزد برخی مسئولین کشور می‌رود و می‌گوید که آقای صالحی همسری فرانسوی دارد. متأسفانه موضوع خیلی هم اثر می‌گذارد و در گزارشی به چاپ می‌رسد که برای همه مسئولان کشور ارسال شده بود. این‌گونه بداخلاقی‌های سیاسی هنوز هم متأسفانه به اشکال مختلف ادامه دارد. گاهی که به یاد این موضوع می‌افتم از خودم می‌پرسم بعضی از افراد برای این مناصب چندروزه دنیا دست به چه کارهایی می‌زنند. با این تحلیل که مثلاً این فرد، رقیب بالقوه من است و باید هر طور شده او را تخریب کرد. @Nuc_Technology ⚛️ فناوری هسته‌ای