33.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 MELTDOWN AT THREE MILE ISLAND
— PART II of VI.
🚨مستند «ذوب قلب در جزیره سهمایلی»
— قسمت ۲ از ۶
یکی بود، یکی نبود. روزی روزگاری روی یک جزیره شنی به طول سه مایل در میان رودخانه ساسکوهانا در ایالت پنسیلوانیای آمریکا، دو واحد نیروگاه هستهای تازه ساخته شده بود که ناگهان یک روز ...
❗میتوانید در این پیوند درباره حادثه نیروگاه هستهای جزیره سهمایلی (TMI) بیشتر بخوانید.
🎥تماشای قسمت ۱
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب «حرفه: هستهای»
برگی از خاطرات دکتر علیاصغر سلطانیه
نماینده اسبق ج.ا. ایران در سازمانهای بینالمللی.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
دیپلماسی فیروزه مشهد در آژانس!
ص ۴۴۶-۴۴۷
_________________________________________
در یکی از روزها در وین قبل از نشست علنی گروه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل (CND) در جلسهای مشورتی همه سفرا برای شنیدن توضیحات مدیرکل در سالنی حضور یافتیم. اسامی کشورها روی میز نبود و لذا بدون ترتیب اسم نشسته بودیم. در کنار بنده سفیر یکی از کشورها (اجازه دهید نام نبرم) نشست. اولین بار بود که او را ملاقات میکردم. پس از گفتوگوی دیپلماتیک و خوشامدگویی کوتاه، گفت چند روزی است استوارنامههایش را به رؤسای سازمانهای بینالمللی در وین (سازمان ملل متحد و آژانس و....) تقدیم کرده است. در معرفی کوتاه مشخص شد مقام ارشد وزارت دفاع کشورش بوده است. لحظاتی گذشت، گفت: «آقای سفیر! چقدر انگشتر شما زیباست وقتی به آن نگاه میکنم به من آرامش
میدهد. آیا از ایران خریدهاید؟» پاسخ دادم: «بله، سنگ فیروزه ایران است».
پس از جلسه به محض بازگشت به نمایندگی بیدرنگ انگشتر را در قاب مناسب کادو کرده با کارت تبریک به مناسبت آغاز مأموریتش به نمایندگی وی ارسال کردم. کمتر از نیم ساعت گذشت و ایشان تماس گرفت و گفت: «آقای سفیر، مرا شگفت زده کردید! شاید در عرف دیپلماتیک نباید از انگشتر شما تعریف میکردم». گفتم: «شما در کمال صداقت و دوستی احساستان را بیان کردید و این چیزی است که در فضای بینالمللی و دیپلماتیک کمتر احساس میشود». او گفت: «هرگز در عمرم این محبت شما را فراموش نخواهم کرد».
من تا زمان بازگشت به ایران بارها شاهد برخورد دوستانه او بودم و علیرغم موضع کشورش که جزء حامیان برنامه هستهای ما هم نبود، هرگز در سخنانش از عبارات غیردوستانه استفاده نکرد و مشخص بود از اختیاراتش برای تعدیل دستورهای پایتخت استفاده میکند. یک بار هم در اوج مباحث ناپدید شد. بعداً گفت: «صلاح دیدم به بهانه نوشیدن قهوه جلسه را ترک کنم که مجبور نشوم از چند نماینده در مقابله با شما حمایت کنم».
جالب توجه اینکه چند ماه قبل از آن به همراه معاون مدیرکل در امور بازرسان
آژانس به تهران آمده بودم. یکی از دوستان عزیز بسیجی در روابط عمومی سازمان نزد من آمد و گفت: «این انگشتر فیروزه را از مشهد به نیت هدیه به شما تهیه کردم و میخواهم به شما هدیه کنم». انگشتر به دلیل متبرک بودن به امام رضا (ع) برایم ارزش خاصی داشت و این همان انگشتری بود که به سفیر هدیه دادم. این هدیه کاری کرد که ساعتها تبلیغ و سخنرانی نمیکرد و همین امر ساده عامل دوستی عمیق نمایندگان دو کشور شد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای