آن شخص احتمالاً با خود گفته بود که اگر کاشف به عمل آمد که میگوییم ببخشید! تشابه اسمی بوده و اگر کسی پیگیر نشد که شگرد ما گرفته است.
به هر حال به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در آژانس منصوب شدم و به وین رفتم (۱۳۷۷-۱۳۸۲). آن اوایل رفتار آقای مهندس آقازاده با من دوستانه نبود، اما در ادامه کار رفتارشان بهکلی تغییر کرد و خیلی ارتباط صمیمانه بین ما برقرار شد. (ص ۱۶۱-۱۶۵)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
آن شخص احتمالاً با خود گفته بود که اگر کاشف به عمل آمد که میگوییم ببخشید! تشابه اسمی بوده و اگر کسی پیگیر نشد که شگرد ما گرفته است.
به هر حال به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در آژانس منصوب شدم و به وین رفتم (۱۳۷۷-۱۳۸۲). آن اوایل رفتار آقای مهندس آقازاده با من دوستانه نبود، اما در ادامه کار رفتارشان بهکلی تغییر کرد و خیلی ارتباط صمیمانه بین ما برقرار شد. (ص ۱۶۱-۱۶۵)
دکتر علیاکبر صالحی در کنار همسرشان خانم «زهرا رادا».
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
مستند آزمایشهای هستهای فرانسه
https://www.aparat.com/v/rSIul
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در دوران ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی (سال ۲۰۰۲) محمد البرادعی [رئیس وقت آژانس] برای بار دوم به ایران سفر کرد. ایشان را خدمت جناب آقای خاتمی بردم و ملاقات حدود ۱ ساعت به طول انجامید... در مدت اقامت البرادعی در ایران فرصتی فراهم شد تا حرفهای خصوصی زیادی با هم بزنیم. البرادعی در یکی از صحبتها به من گفت: «خوش به حال شما که ملتتان انقلاب کرد و در حال تلاش برای ساخت کشورتان هستید. من بهعنوان یک مصری برای کشورم افسوس میخورم که ۲۰ سال است که حُسنی مبارک بهعنوان رئیس جمهور در حاکمیت است و بعد از این همه مدت هم تصمیم گرفته پسرش را جانشین خود کند! آخر این چه حکومتی است که ما داریم؟! قدر این انقلاب و نظامتان را بدانید. هرچند وقت یکبار یک رئیس جمهور میآید و یک رئیس جمهور میرود. این نعمت خیلی بزرگی است. انقلاب به شما خیلی خدمت کردهاست. دقت کنید با همه محدودیتهایی که برایتان ایجاد شده، شماها را به کجا رسانده است. اینطور نیست که یک نفر بخواهد حکومت دائمی داشته باشد. در مسائل اقتصادی و اجتماعی سلایق مختلفی میآیند و مملکت شما را میسازند. اینگونه همیشه در تحول هستید».
البرادعی احترام خاصی برای انقلاب ایران قائل بود و این مطالب را هم در کتاب خاطراتش به نام «عصر فریب» و مصاحبههایش راجع به ایران گفته است. او تأکید کردهاست که بههیچوجه نباید ایران را با دیگر کشورها مقایسه کنید. ایرانیها فصل دیگری را باز کردهاند و اعراب عقب افتادهاند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
من سالها در کشورهای عربی زندگی کردهام، به زبان عربی مسلطم و حساسیتهای آنان را میشناسم. من ترکیه و عربستان را دو کشور کلیدی منطقه میدانم و معتقدم تا جایی که سه اصل عزت، حکمت و مصلحت اقتضا میکند، نباید بگذاریم زاویه بین ایران و این دو کشور باز شود. همکاری ایران و عربستان میتواند خاورمیانه را به ثبات و آرامش برساند.
از همان روزهای اولی که به وزارت امور خارجه آمدم بین من و سعود الفیصل (و. خارجه) تماسهای تلفنی برقرار شد. تماس اول را ایشان گرفت و انتصاب مرا تبریک گفت و اظهار داشت «آقای صالحی! من قبلاً به تهران سفر کرده بودم و بنا بود آقای متکی هم پاسخ سفر مرا بدهد، متأسفانه یکی دو بار وعده داد ولی نیامد. حالا شما به ریاض بیایید». ایشان از من دعوت کرد که به عربستان بروم ولی تعدادی از دوستان مسئول در شورای عالی امنیت ملی اجازه ندادند و گفتند حالا ضرورت ندارد. سفر به عربستان در آن برهه نیاز به تأیید شورای عالی امنیت ملی داشت و دوستان اجازه نمیدادند. فضای روابط ما و عربستان هم اگرچه گرم نبود ولی هنوز سرد هم نشده بود و سعود الفیصل یکی دو بار تماس گرفت و گفت: «آقای صالحی! اگر بیایید با هم گفتوگو کنیم، شاید خیلی از مسائل بین ما و شما حل شود». ما در آن مقطع چندین عضو القاعده را دستگیر کرده بودیم و سعودیها مایل بودند به اطلاعات آنها دسترسی پیدا کنند. من پاسخ دادم: «ما دو کشور مهم اسلامی هستیم و اساساً نباید بین ما مسئلهای بماند که بخواهد حل بشود». چندین بار تلاش کردم که به عربستان بروم و روابط دو کشور را محکمتر کنم، اما نتوانستم و هر بار مانعی ایجاد میشد، تا اینکه سلطان بن عبدالعزیز، ولیعهد عربستان فوت کرد.
دیدم که حدود ۱۰۰ هیأت عالیرتبه از مقامات کشورها از شرق تا غرب دارند آماده میشوند که به عربستان بروند و در مراسم شرکت کنند. دوباره خدمت مقامات عالی کشور رسیدم و تأکید کردم که حتماً باید برای شرکت در مراسم تدفین ایشان به ریاض بروم. از لحاظ وجهه سیاسی به صلاح بود که برویم و نرفتن ما به این معنا بود که ما خودمان داریم زاویه را باز میکنیم. خوشبختانه پس از اصرار زیاد توانستم برای رفتن به کشور عربستان سعودی اجازه بگیرم و واقعاً چقدر هم خوب شد که رفتم. مراسم در ریاض در مسجدی برگزار میشد. خیلی شلوغ بود و اصلاً جا نبود. مقامات کشورهای زیادی آمده بودند ولی علیرغم همه این شلوغیها که مختص اینگونه مراسم است، عربستانیها با عزت و احترام زیادی با ما برخورد کردند. در روز مراسم ما را به جایی بردند و روی صندلی نشاندند، در حالی که خیلی از مقامات عالیرتبه کشورها سرپا ایستاده بودند! اینجا اتفاق جالبی افتاد. نبیل العربی که بهتازگی وزیر خارجه مصر شده بود و ما همدیگر را از قبل میشناختیم وارد شد و سلاموعلیک کردیم. او ایستاده بود و من نشسته بودم. دیدم که او از من مسنتر است، تعارف کردم و گفتم: «جناب وزیر! بفرمایید بنشینید. بالاخره ایران هر زمان فرصت کرده دست مصر را گرفته است. اینبار هم ما میخواهیم دست شما را بگیریم!». تشکر کرد و نپذیرفت. دوباره گفتم: «شما از من بزرگتر هستید. ما در ایران حرمت بزرگترها را خیلی حفظ میکنیم!» درنهایت ایشان نشست و خیلی تشکر کرد و در ادامه گفتوگوها به مزاح گفتم: «اگر ایران نبود، مصر جایی نداشت!»
مراسم که به پایان رسید مقامات و شخصیتها یکییکی میرفتند و به ملکعبدالله تسلیت میگفتند. خیلی ازدحام بود. حال ملک مساعد نبود و روی ویلچر نشسته و ماسک زده بود و در برابر هر هیئت تنها چند ثانیه جواب میداد. به همین خاطر توصیه میشد که افراد فقط تسلیت بگویند و عبور کنند. اتفاقاً من داشتم مراسم را بدون دیدار با ایشان ترک میکردم که ناگهان نیروهای تشریفات سعودی دنبال من آمدند و راه را باز کردند و من را پیش ملکعبدالله بردند. وقتی پیش ایشان رسیدم، دست مرا محکم گرفت و رها نمیکرد! به نشانه احترام و ادب قدری به سمت ویلچر خم شدم تا صدایشان را بشنوم. ملک به زبان عربی گفت: «تشکر میکنم که برای عرض تسلیت آمدید. خیلی ممنون. سلام مرا به رهبری، رئیسجمهور، مردم و دولت جمهوری اسلامی برسانید». درنهایت چندینبار تکرار کرد: «شکراً. شکراً جزیلا». ما هم تسلیت گفتیم و رفتیم ولی شما باید برخی مطبوعات خودمان را در آن زمان مرور کنید که چه چیزهایی علیه من نوشتند. البته این از بداقبالی من است که هر زمان که کار خوبی انجام میدهم، تلقی دیگری از آن میشود. اتفاقاً سعودیها در مطبوعاتشان نوشته بودند ملک عبدالله با شخصیتها چند ثانیه صحبت میکرد اما با نماینده ایران یک دقیقه صحبت کرد. یعنی اینکه سفر ما در رسانههای سعودی بازتاب خوبی داشت.
مدتی گذشت و به سفارت رفتیم. گفتیم شاید خبری شود و چون خبری نشد، سوار هواپیما شدیم که برگردیم. بهمحض اینکه هواپیما روی باند درحال بلند شدن بود خلبان گفت از ریاض درخواست کردهاند تا هواپیما را برگردانیم زیرا سعود الفیصل میخواهد شما را ببیند. اما چون هواپیما در حال پرواز کردن بود دیگر صحیح نبود که ما بازگردیم و پیغام دادیم انشاءالله در فرصت دیگری این دیدار انجام خواهد شد. شاید اگر ۱ ساعت بیشتر در سفارت مانده بودیم این ملاقات انجام میشد و نتایجی هم میداشت. الله اعلم!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
دیدار دکتر علیاکبر صالحی وزیر اسبق خارجه با ملک عبدالله در ریاض. مراسم یادبود سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد سعودی. ۱۳۹۰
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
سلطان قابوس گفت بیا و مشاور علمی خودم باش!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۲۷۳-۲۷۷ (با تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای