🔶از بوشهر چه خبر؟
لیخاچف، رئیس روساتم:
🟢 ساخت واحد دوم نیروگاه هستهای بوشهر بهتدریج از سر گرفته شده و حدود ۲۲۰۰ نفر از کارگران پیمانکار ایرانی به این ساختگاه بازگشتهاند.
🔴اوضاع در ساختگاه نیروگاه بوشهر به طور کلی آرام است و هیچ حملهای به تأسیسات اطراف نیروگاه مشاهده نشده است.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📌اورانیوم غنیشده ونزوئلا به آمریکا برده شد!
وزارت انرژی آمریکا اعلام کرد که ۱۳.۵ کیلوگرم اورانیوم غنیشده از یک واکنشگاه پژوهشی در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، خارج و به ایالات متحده منتقل شده است.
«اداره ملی امنیت هستهای» این وزارتخانه با همکاری کارشناسانی از ونزوئلا، انگلیس و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، خروج این اورانیوم با غنای بالای ۲۰ درصد از واکنشگاه RV-1 را تکمیل کرد.
@westanews
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🇰🇵کره شمالی حمله هستهای خودکار را در قانون اساسی ثبت کرد
تلگراف: کره شمالی قانون اساسی خود را تغییر داده تا حمله هستهای خودکار را در صورت کشته شدن یا ناتوان شدن کیم جونگ اون توسط حمله خارجی الزامی کند.
بر اساس قانون اصلاحشده، اگر فرماندهی نیروهای هستهای کره شمالی تهدید شود، ارتش باید فوراً حمله هستهای تلافیجویانه را آغاز کند.
@westanews
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📚ایـــران و اتـــم
📌خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
🖍️به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۲۴) درسی که به شاه و ژیسکاردستن دادم (۱)!
—نگذاشتم قرارداد به زور بالاسریها امضا شود.
صفحه ۱۷۹ تا ۱۸۴ (با اندکی ویرایش)
______ـ
حالا اینجا داستان جالبی از نوع روابطمان با فرانسه بگویم تا ببینید آن وقتها این کشورها چه جوری با ما کار میکردند.
فرانسویها اصولا عادت دارند قراردادهایشان را از طریق دولت و اعمال سیاست دولتشان به دست می آورند. یادم هست اوایل سال ۱۹۷۶ (زمستان ۱۳۵۴) «والری ژیسکار دستن» رئیس جمهور فرانسه برای بازدید رسمی به ایران آمد. وقتی ریسکار دستن به ریاست جمهوری انتخاب شد، درست اول کار ما بود. شاه، ژیسکار دستن را قبلاً و از زمانی که وزیر امور دارایی فرانسه بود، خوب میشناخت. او بارها به ایران آمده بود و به شاه نزدیک بود. رسمشان این بود که اول مینشستند با هم دو نفری صحبت میکردند و سر چیزهایی باهم توافق میکردند، بعد نوبت به بقیه میرسید که بیایند و این توافقها را یک جوری پیاده کنند. هويدا به افتخار ژیسکار دستن در نخستوزیری ناهار داد و مرا هم دعوت کرده بود. بعد از ناهار هویدا گفت اکبر قهوه بعد از ناهار را در آن یکی اتاق میخوریم، بیا آنجا.
رفتم دیدم هویدا ژیسکار دستن و چند وزیر فرانسوی را برداشت آورد آنجا. همه وزیران فرانسوی حاضر در تهران، برای صرف قهوه به آن اتاق آمدند، از جمله وزیر دارایی، وزیر صنایع و تکنولوژی و وزیر خارجه. از طرف ما هم چند وزیر بودند... یک دفعه هویدا رو کرد به من و به فرانسوی گفت «امروز صبح شاه و ژیسکار دستن تصمیم گرفتهاند در مدتی که ژیسکار دستن در ایران است، قرارداد نیروگاههای اتمی فرانسه (دارخوین) امضا بشود.».
حالا وضع این قرارداد چه بود؟ ما یک سال و نیم بود با فرانسویها مذاکره میکردیم، اما قرارداد آماده امضا نبود. اشکال فنی داشت، اشکال مالی داشت، اشکال حقوقی داشت، هزار و یک اشکال داشت. ما سخت گرفته بودیم، فرانسویها هم درست رسیدگی نمیکردند. حالا فکر میکردند به زور صحبت ژیسکار دستن با شاه میتوانند قرارداد را تحمیل کنند.
در چنین وضعیتی هویدا آن جمله را جلوی ژیسکار دستن به من گفت. من یک دفعه خیلی ناراحت شدم. به فرانسوی به هویدا گفتم «آقای هويدا شما با کدام کلاهِ روی سر من دارید صحبت میکنید؟» گفت «کلاه دیگر چیست؟!» گفتم «فراموش نکنید روی سر من پنج تا کلاه هست!» منظورم همان وظایفی بود که برایتان گفتم در هر مملکتی تفکیک شده بود ولی در ایران همهاش یکی و وظیفه سازمان انرژی اتمی بود. همه کلاهها روی سر من بود. گفتم «آقای هوید! شما باید بگویید با کدام کلاه من صحبت میکنید. اگر با آن کلاهی که باید برایتان نیروگاه بسازد صحبت میکنید، من به مسئول طرح میگویم در این ۴۸ ساعتی که در اختیار داریم، بنشینند با فرانسویها صحبت بکنند، اگر به نتیجه رسیدند و فرانسویها توانستند پاسخ گرفتاریهایما را بدهند، من حرفی ندارم، امضا میکنم. ولی یادتان نرود کلاه دیگری سر من هست که از همه مهمتر است و آن سیاستگذاری اتمی ایران است. من نمیگذارم هیچ قراردادی امضا بشود که با منافع ملی و رشد علمی و صنعتی ما تضاد داشته باشد. یعنی آن یکی کلاهم کنار میایستد و نگاه میکند ببیند این یکی کلاه چه کار میکند. حالا اگر میخواهید مذاکره میکنیم...». بعد رو کردم به ژیسکار دستن و گفتم «آقای ژیسکار دستن اگر این قرارداد در این ۴۸ ساعت امضا شد، اولین کسی که باید ناراحت بشود شمایید!»
— ادامه در مطلب بعد
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه از مطلب قبل
ژیسکار دستن تعجب کرد و گفت «چرا؟!» گفتم :چون من در مکتب فرانسه بزرگ شدهام، اگر چه در سوییس درس میخواندم. شاهد بودم که فرانسه بعد از جنگ چه طور بدون امکانات دنبال انرژی هستهای رفت و با قدرتی عجیب و غریب و واقعا بدون هیچچی توانست به این تکنولوژی دست پیدا بکند. یادم نمیرود که آمریکاییها چه قدر به شما زور میگفتند...». همه جزئیات را به یادش آوردم که هیچ چیز به فرانسویها نمیدادند. گفتم «شما مجبور شدید اینها را خودتان بسازید و سر هم کنید. حالا امروز به وضعیتی رسیدهاید که آمدهاید و میخواهید به ما تکنولوژی بفروشید. خب الحمدلله، ولی فکر نکنید میتوانید این تکنولوژی را به هر نیرنگی به ما قالب بکنید! من چون شما و تاریخچه کار شما را دیدهام که چه طور در مقابل آمریکاییها ایستادید، یاد گرفتهام. من شاگرد شما بودهام. حالا در مقابل خود شما میایستم، همانطور که شما مقابل آمریکاییها ایستادید. ممکن نیست اجازه بدهم یک قدم از منافع ملی ایران پا فراتر برود. حالا اگر زمانی اجازه دادم شما باید ناراحت بشوید که شاگرد بدی داشتهاید.» ژیسکار دستن گفت «عجیب است... نه، ما منظوری نداریم... خب حالا ببینیم چه میشود... مذاکره میکنیم...»
خلاصه جلسه تمام شد. فوری تلفن کردم به رئیس تشریفات دربار. گفتم اعلیحضرت هر جا هستند، من الان باید بیایم ایشان را ببینم. گفتند شاه در باغ کاخ دارد قدم میزند. گفتم به ایشان بگویید من دارم میآیم. فورا سوار ماشین شدم رفتم کاخ. شاه خیلی تعجب کرد، پرسید «چه خبر شده؟» گفتم «هویدا به من گفته شما با ژیسکار دستن قراری گذاشتهاید. هیچ چیز این قرارداد حاضر نیست. اصلا شما چه طور میخواهید امضا بشود؟!» گفت «آخر این مردک گفت من نمیتوانم دست خالی به فرانسه برگردم. گفت این قرارداد امضا بشود من هم گفتم باشد؛ چه میدانستم حاضر نیست. حالا اشکالش چیست؟» گفتم «من نمیتوانم در ۱۰-۱۵ دقیقه اشکال قراردادی را که دو سال است داریم آن را بررسی میکنیم برای شما بگویم. اگر روزی فرصت داشتید میگویم، فعلا میتوانم بگویم آماده نیست و من امضا نخواهم کرد». شاه گفت «پس من جواب این مردک را چه بدهم؟» گفتم «آن مسأله خود شماست به من مربوط نیست. مسأله من این است که قرارداد را درست ببندم، مسأله شما این است که به آن مردک هر چه میخواهید جواب بدهید. به من چه مربوط است؟» گفت «تو به حرفت مطمئنی؟» گفتم «مطمئنام.» دیدم خیلی ناراحت شد.
گفتم اعلیحضرت شما دو تا انتخاب بیشتر ندارید! گفت «چیست؟» گفتم «یکی این که به من بفرمایید بروم در خانهام بنشینم. همین الان هم میروم. شما هر کس را که میخواهید صدا کنید بیاید قرارداد را امضا کند. من هیچ ناراحت نمیشوم. گفت «دومیاش چیست؟» گفتم «این که یک نفر میرغضب را صدا بکنید بیاید همین جا لب باغچه سر من را بزند!» گفت «سرت را چرا بزنند؟!» گفتم «چون تا این سر به این بدن است و تا من رئیس سازمان انرژی اتمی هستم این قرارداد امضا نخواهد شد».
به این ترتیب تکلیف شاه را روشن کردم. خندید گفت «این حرفها چیست؟ چرا سرت را بزنیم؟ چرا ناراحت میشوی؟» گفتم «چون شما چیزی میگویید که من اصلا قبول ندارم. تا آن قرارداد درست نشود من امضا نمیکنم». البته من هیچ وقت هیچ قراردادی را امضا نمیکردم اجازه امضا میدادم همکارانم امضا کنند، چون میخواستم مسیر مسئولیتشان را تا آخر بروند. شاه گفت «خیلی خب، اگر مطمئنی قرارداد حاضر نیست امضا نکن. من یک جوری با ژیسکار دستن کنار میآیم». تمام شد و رفت طوری هم نشد؛ نه بیرونم کردند، نه دعوا کردند.
— ادامه در مطلب بعد
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه از مطلب قبل
یک سال بعد که اشکال های قرارداد را برطرف کردیم و امضا کردیم، یک روز رفتم پیش شاه گفتم «اعلیحضرت سؤالی دارم. آیا میارزد من شما را یک روز ناراحت کرده باشم ولی در مقابلش چهار میلیارد فرانک از این قرارداد کم کرده باشم؟» واقعا چهار میلیارد فرانک فرق بود بین پیشنهادی که آنها داده بودند و چیزی که آخرش امضا کردیم. شاه گفت «البته که میارزد اصلا میارزد یک ماه من را ناراحت بکنی، بارک الله! واقعاً چهار میلیارد فرانک را از قرارداد کسر کردید؟» گفتم «بله من قرارداد اولیه و قرارداد امضا شده را میآورم ببینید. تازه این جنبه مالیاش است که میتوانید زود بفهمید، جنبههای فنی و حقوقیاش را الان نمیتوانم توضیح بدهم که ببینید چه قدر ناجور بود و ما درستش کردیم.» گفت «نه قبول دارم.»
البته واقعاً این نبود که فرانسویها در آن مقطع دانسته میخواستند سر ما کلاه بگذارند. علت اساسیاش این بود که تشکیلاتی که فرانسویها برای این کار درست کرده بودند، برای کاری به این بزرگی در خارج سازگار نبود. چند شرکت بزرگ دور هم جمع شده بودند که این کار را بکنند و هر کدام از این شرکتها برای خودشان ریسک در نظر گرفته بودند؛ در یک کار بزرگ ندانسته در یک کشور خارجی. بعد، آن واحدی که مذاکره میکرد هم یک ریسک اضافی روی داستان حساب کرده بود. در واقع ریسک توی ریسک. تمام محاسبات آنها فوقالعاده افزایش یافته بود و این را فوری ما متوجه شدیم. در طی این مدت دو سال، ما مجبور شدیم تکهتکه با فرانسویها مذاکره بکنیم تا ارقام را بهتدریج روشن کنیم و یک مقداری هم عوامل ریسک را از بین ببریم. مثلاً فرض بفرمایید فرانسویها برای این موضوع ریسک گذاشته بودند که اگر دولت ایران به موقع فلان اجازه را نداد... چون آنها تعهد داشتند و باید سر زمان مشخصی نیروگاه را تحویل میدادند؛ هر روز تأخیرش یک مقدار زیادی برای آنها جریمه ایجاد میکرد... اگر وزارت دارایی فلان کار را نکرد. اگر وزارت کار اجازه فلان کارگر را نداد... از این ریسکها خیلی زیاد داشت. برای همه اینها ریسک حساب کرده بودند. ما با مذاکراتی که با دستگاههای مختلف مملکتی کردیم، اجازهنامههایی برایشان گرفتیم، یا موافقتنامههایی گرفتیم و موانع را بهتدریج برطرف کردیم، که آنها هم یک کمی دلشان محکم شد و توانستند یک مقداری هزینه ها را پایین بیاورند تا بالآخره به هزینه آن قرارداد رسیدیم و امضا کردیم.
عامل اصلی موفقیت در این داستان معاونم دکتر احمد ستودهنیا و همکاران او در معاونت نیروگاههای اتمی بودند که طی دو سال، با لیاقت و صلاحیت تمام با فرانسویها مذاکره کردند تا بالاخره به من این امکان را دادند که در حضور شاه بتوانم بگویم که چه امتیازاتی از فرانسویها گرفتیم... من آن روز در مقابل ژیسکار دستن و شاه ایستادم و قرارداد امضا نشد. آن قدر جلویشان ایستادیم تا مطابق میلمان امضا شد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🔸محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی:
«غنیسازی غیر قابل مذاکره است».
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🟢 پژوهشگاه علوم و فنون هستهای، پژوهشگر پسادکتری میپذیرد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✴️نگاهی به کارخانه #وستینگهاوس، بخش تولید مجتمعهای سوخت.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
⚫ انا لله و انا الیه راجعون
🔶دکتر مهدی سهرابی، پیشکسوت و استاد برجسته حفاظت در برابر پرتو، راهی سرای جاودانی شد.
📚تدوین قانون حفاظت در برابر اشعه، ایجاد رشتههای دانشگاهی مرتبط، تربیت متخصصان و دانشجویان متعدد در سطح کشور، معرفی حفاظت در برابر پرتو به جامعه علمی، مردم و مسئولین و تلاش خستگیناپذیر برای ارتقای سطح این حوزه برخی از فعالیتهای این استاد برجسته بینالمللی بود.
🤲از خداوند متعال برای آن مرحوم مغفور رحمت واسعه و غفران الهی و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت مینمائیم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
30.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇰🇿ULBA fuel assembly manufacturering company in Kazakhstan.
👌خب! رفقا امشب بیاین با هم یه تُک پا بریم کشور روبهرشد #قزاقستان ببینیم اونجا چه خبره. محض اطلاعتون برادران قزاق ما یه کارخونه ساخت مجتمع سوخت هستهای زدن به اسم ULBA که ۵۱ درصد سهامش از شرکت دولتی قزاقاتمپروم و ۴۹ درصد بقیه هم از کشور دوست و برادر چین تأمین سرمایه شده و تازه کارشناسای شرکت فرانسوی فراماتم (framatome) هم کمکهای فنی رو آوردن وسط میدون.
ضمن خوشآمدگویی به این رقیب تازهنفس، برای بروبچههای اصفهان خودمون هم آرزوی موفقیت میکنیم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای