🏴 مراسم نخستین سالگرد شهادت دکتر فریدون عباسی، استاد مهندسی هستهای و رئیس اسبق سازمان انرژی اتمی ایران
🗓️ جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵؛
🕠 ۱۷:۳۰ تا ۱۸:۳۰؛
📌 مسجد حضرت ابوالفضل(ع)، شهرک غرب، بلوار شهید فرحزادی، تقاطع بلوار دریا؛
🔶این مراسم با حضور خانواده محترم شهید، دوستان و همکاران ایشان برگزار خواهد شد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴خاطره دختر شهید دکتر ذوالفقاری، دانشمند هستهای، از واکنش پدر و مادرشان به تماس تهدیدآمیز.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡نمونهای از آزمایشهای تابآوری محفظه ترابری مجتمعهای سوخت در حوادث مختلف.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
✴️ دوره مبانی و اصول هوش مصنوعی
🕰️ زمان برگزاری: اردیبهشت تا خرداد 1405
🌐 لینک سامانه کارآمد: karamad.msrt.ir
⭕ جهت کسب اطلاعات بیشتر: @karamad_supp
ـــــــــــــــــ
🆔️ بله: @sbu_proffice
🆔️ ایتا: eitaa.com/sbu_proffice
📚ایـــران و اتـــم
📌خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
🖍️به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۲۵) درسی که به شاه و ژیسکاردستن دادم (۲)!
—آقای وزیر پایت به تهران برسد همه قراردادهای فرانسه را دود میکنم!
صفحه ۱۸۵ تا ۱۸۷ (با اندکی ویرایش)
_____________________ـ
خوب است در مورد [معاون نیروگاههای اتمی زمان خودم، دکتر احمد] ستودهنیا مطلب دیگری را هم ذکر کنم. فرانسویها برای مذاکره با ایران و ساختن نیروگاه دارخوین کنسرسیومی تشکیل داده بودند. در این کنسرسیوم چند شرکت مهم فرانسوی شرکت داشتند، از جمله شرکت برق آلستوم که مهمترین کارخانۀ برق فرانسه بود. وقتی با فرانسویها در مورد قرارداد نیروگاه دارخوین به تفاهم نزدیک شده بودیم، از ستودهنیا خواستم به آنها بگوید که مسئولان اصلی شرکتهای عضو کنسرسیوم با هم به ایران بیایند تا با آنها آشنا شویم و نحوۀ امضای قرارداد را تعیین کنیم. چند روز بعد، آنها به تهران آمدند و دو روز با ستودهنیا مذاکره داشتند و پس از آن به دیدن من آمدند. حدود یک ساعت با هم صحبت کردیم. خداحافظی کردند و از اتاقم بیرون رفتند.
ناگهان رئیس برق آلستوم از من خواست چند دقیقه بیشتر بماند. او گفت که باید سه سال پیش بازنشسته میشد، ولی هنوز به کار خود ادامه میدهد چون هنوز مدیر شایستهای برای برق آلستوم پیدا نکرده است. گفت روز قبل یک شخص شایسته برای این سمت پیدا کرده و آن شخص احمد ستودهنیا است.... اجازه خواست تا او را به پاریس ببرد و ریاست برق آلستوم را به او محول کند. از نظر او خیلی خوشحال شدم ولی به او گفتم که ستودهنیا در سازمان انرژی اتمی نقشی اساسی به عهده دارد و در ایران به کشورش خدمت میکند...
در همان زمانی که با فرانسویها کشمکش داشتیم، وزیر صنایع فرانسه از من دعوت کرد بازدیدی رسمی از فرانسه داشته باشم و گفت قرار است «لژیون دونور» (عالیترین نشان ملی فرانسه) به بنده داده شود، اما من دعوت او را قبول نکردم.
حالا چیز دیگری در مورد والری ژیسکاردستن (رئیس جمهور وقت فرانسه)و نحوۀ رفتار فرانسویها بگویم. ما سر قراردادهای دیگر هم با فرانسویها مشکل داشتیم. اشکال فرانسویها این بود که همیشه میخواستند از بالا اعمال نفوذ کنند. یادم هست یک دفعه پاریس بودم و کار داشتم. طرف فرانسوی که مسئول مذاکرۀ قراردادها با ما بود، آمد هتل و با من صبحانه خورد. حین صبحانه کمی گله کرد که قراردادها مانده و لابهلای حرفش یکدفعه گفت قرار است آقای میشل پونیاتوفسکی فردا صبح به تهران برود. پونیاتوفسکی در آن وقت وزیر کشور فرانسه و محرم اسرار ژیسکاردستن بود. ژیسکاردستن هر وقت میخواست پیام خاصی برای رؤسای دولتها بفرستد، او را میفرستاد. پرسیدم «قرار است برود چه کار بکند»؟ گفت «ژیسکاردستن به او مأموریت داده پیامی برای شاه ببرد».
فوری شستم خبردار شد که ممکن است راجع به انرژی اتمی باشد. گفتم «نکند راجع به انرژی اتمی میخواهد صحبت بکند؟» گفت «بله، گویا ژیسکاردستن ناراحت است که قرارداد عقب افتاده، میخواهد او را بفرستد که از شاه بخواهد کاری بکند». خیلی عصبانی شدم. فوری گفتم «آقا! پا شو برو همین الان تلفن کن ببین آقای پونیاتوفسکی کجاست. هر جا هست، بگو اعتماد در پاریس است و میخواهد فوری شما را ببیند» رفت، تلفن کرد، گفت در خانهاش است، گفته بیایید».
سوار اتوبوس شدیم، رفتیم خانۀ وزیر کشور. او هم تعجب کرده بود که ماجرا چیست. به پونیاتوفسکی گفتم «من آمدهام به شما چند تا مطلب بگویم که روشن بشوید. یک اینکه از لحاظ اخلاق سیاسی، رفتار بسیار غلطی دارید میکنید که فردا میخواهید به تهران بروید!». پرسید «چرا؟» گفتم «شنیدهام میخواهید راجع به انرژی اتمی با شاه صحبت بکنید. ولی شما هیچ پرسیدهاید اکبر اعتماد کجاست؟ شما وقتی میخواهید بروید تهران راجع به انرژی اتمی صحبت بکنید، نباید اول ببینید من در تهران هستم یا نیستم؟ من الان در پاریسام، آن وقت شما میخواهید بروید تهران راجع به انرژی اتمی صحبت کنید؟! این رفتار اصلا صحیح نیست. انگار من اینجا هیچکارهام. در ثانی، شما میخواهید بروید به شاه چه بگویید؟» گفت «ژیسکاردستن به من مأموریت داده برای شاه پیام ببرم که قراردادها طولانی شده». «گفتم «خب، فرض کنیم رفتید به شاه گفتید؛ او جواب شما را چه بدهد؟ خودش که وارد نیست، باید از من بپرسد ببیند اشکال چیست تا جواب شما را بدهد. من که آنجا نیستم، پس چرا میخواهید بروید؟» گفت «من چه میدانم! ژیسکاردستن گفته بروم.» گفتم «من نمیتوانم جلوی شما را بگیرم که نروید. بروید. ولی من الان رسماً به شما ابلاغ میکنم که اگر فردا به ایران بروید و با شاه صحبت بکنید، تمام قراردادهایی را که با فرانسه داریم باطل میکنم و کنار میگذارم!» پرسید «مگر میشود؟» گفتم «امتحان کنید. همین الان به شما رسماً ابلاغ میکنم دفتر تمام قراردادهای فرانسه را میبندم. حالا بروید با شاه صحبت بکنید!».
— ادامه در مطلب بعد
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه از مطلب بعد
او دید وضع بد شد، گفت «آخر من چه کار بکنم؟ رئیس جمهور به من مأموریت داده.» گفتم «همین الان رئیس جمهور را با تلفن پیدا کن، هر جا هست بگو اعتماد اینجاست و اینجوری میگوید. ژیسکاردستن اخلاق من را میشناسد، بگو اعتماد اینها را میگوید، ببین چه میگوید». همانجا تلفن را برداشت و ژیسکاردستن را پیدا کرد و مقداری با هم حرف زدند. نهایتاً ژیسکاردستن گفت «خیلی خب، پس دیگر نرو، ملاقات را لغو کن. فقط فوری به سفیر ایران در فرانسه خبر بدهید که به دفتر شاه بگوید ملاقات عقب افتاده. «فقط با یکی دو ساعت حرف، تصمیم رئیس جمهور فرانسه را به هم زدم.
بعد برگشتم ایران، رفتم دربار که به شاه هم درسی داده باشم. آخر به شاه هم باید درس داد! رفتار با شاه خیلی مهم است... خیلیها میرفتند زیر بار شاه، میترسیدند و دروغ میگفتند. خلاصه رفتم پیش شاه. شاه گفت «پونیاتوفسکی قرار بود بیاید من را ببیند، نمیدانم چه شد ملاقات به هم خورد.» گفتم «من به همش زدم قربان» گفت «تو به هم زدی؟ چهطوری؟ چرا؟». گفتم «خب آخر آنها میخواستند بیایند با شما راجع به اتم صحبت بکنند. رفتم به مردک پونیاتوفسکی گفتم شما اصلاً ادب سیاسی ندارید، تحقیق نکردهاید ببینید من در تهرانام یا نه. وقتی من در تهران نیستم، شما میخواهید بروید با شاه راجع به انرژی اتمی صحبت بکنید؟»
این حرف یعنی دارم دقیقاً به شاه درس میدهم و به او میگویم وقتی من در تهران نیستم، تو چرا قبول کردی با آنها حرف بزنی؟ در واقع حرفم دو طرف داشت. گفتم «اعلیحضرت، به پونیاتوفسکی گفتم وقتی من نیستم، شاه جواب شما را چه بدهد؟ او که نمیداند، از من باید بپرسد. خب این طرز رفتار سیاسی است؟ تازه، اگر مشکلی دارید، بیایید حل بکنید و جواب مسائل من را بدهید، چرا شاه را پیش میکشید؟» یک جوری به شاه گفتم که «آقا به شما مربوط نبوده در این کار دخالت بکنید.» دقیقاً فهمید. گفتم «تا کارشان را درست نکنند که قراردادشان امضا نمیشود، بیاید به شما چه بگوید؟ همانجا رسماً به او ابلاغ کردم اگر بیایند با شما راجع به انرژی اتمی صحبت بکنند، تمام قراردادهایشان را به هم میزنم» گفت «واقعا؟ این کار را کردی؟ بارک الله! جلوی این خارجیها باید ایستاد». گفتم «بله». گفت «بله، همینطوری که تو جلوی من میایستی!»
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🏴بِأیِ ذَنبٍ قُتِلَت؟
⚫عکسی از استاد شهید، دکتر احمدرضا ذوالفقاری و پسرشان محمد که در کنار مادر و پدرش شهید شد.
🤲شبهای جمعه شهدا را به فاتحه و صلواتی یاد کنیم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶سامانه خودکار و برخط بازرسی و کیفیتسنجی گذرگاههای مجتمع سوخت در واکنشگاههای نوع CANDU.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏮نگاهی به سامانه VacuTEC 5050 برای لایهنشانی پلاسما بر روی سطح مواد
🔶لایهنشانی با فنآوری پلاسما علاوه بر کیفیت بالا و یکنواختی لایه، باعث بهبود ویژگیهای سطحی بسیاری از مواد از جمله فلزات میشود. افزایش سختی و مقاومت در برابر خوردگی، سایش و فرسایش از جمله ویژگیهایی است که با لایهنشانی پلاسما روی سطح امکانپذیر است.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔮افشانه پلاسما
از دیگر روشهای لایهنشانی روی سطوح استفاده از افشانه پلاسمای داغ است که در این روش مادهای که باید روی سطح بنشیند، همراه با یک گاز نجیب حامل داغ (مانند آرگون) به روی سطح پاشیده میشود.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️لحظات پیوستن، دانشمند برجسته پلاسما، عارف بزرگ و مجاهد مخلص، دکتر مصطفی چمران به معبود و محبوب خویش.
«ای حیات با تو وداع می کنم
با همه زیباییهایت، با همه مظاهر جلال و جبروت، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها، با همه وجود وداع میکنم. با قلبی سوزان و غمآلود به سوی خدای خود میروم و از همه چیز چشم میپوشم. ای پاهای من، میدانم شما چابکید، میدانم که در همه مسابقهها گوی سبقت از رقیبان ربودهاید ، میدانم فداکارید، میدانم که به فرمان من به سوی شهادت صاعقهوار به حرکت درمیآیید، اما من آرزویی بزرگتر دارم. من میخواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت درآیید، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید.
این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها و نقشهها و امیدها و مسئولیتها را به سرعت به هر نقطه دلخواه برسانید. در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید. شما سالهای دراز به من خدمت کردهاید، از شما میخواهم که این آخرین لحظه را به بهترین وجه ادا کنید.
ای پاهای من سریع و توانا باشید. ای دستهای من قوی و دقیق باشید. ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید. ای قلب من این لحظات آخرین را تحمل کن. ای نفس مرا ضعیف و ذلیل مگذار. تا چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش. به شما قول میدهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من، چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم …»
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای