سلطان قابوس گفت بیا و مشاور علمی خودم باش!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۲۷۳-۲۷۷ (با تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در اولین سفرم به عمان قرار شد برای عرض سلام و ملاقات تشریفاتی پیش سلطان قابوس پادشاه عمان بروم. آقای حسن نوشآبادی، سفیر ما در عمان به من گفت: «سلطان معمولاً خیلی اهل صحبت نیست و ممکن است این ملاقات بیش از یک ربع طول نکشد»، یعنی اگر زود تمام شد ناراحت نشو و ظاهراً رویه سلطان این بود که خیلی صحبت نمیکرد. من هم گفتم مشکلی نیست. خیالتان راحت، من ناراحت نمیشوم.
پیش سلطان رفتیم و دیدار ما با پادشاه تقریباً ۴۰ دقیقه طول کشید. یعنی نسبت به رویه معمول سلطان نیمساعت بیشتر با ما صحبت کرد. بهخاطر همین سفیر ما خیلی تعجب کرد. من با سلطان به زبان عربی صحبت میکردم و از همان لحظه که صحبت را شروع کردیم، گویی همدیگر را از قبل میشناختیم. احساس کردم سلطان شیوه مذاکره و بحث را پسندیده و علاقهمندی ایشان را احساس میکردم. پساز آن چند سفر دیگر هم به عمان رفتم و ایشان دیگر من را به صورت خصوصی ملاقات میکرد. ملاقات آخرم با سلطان قابوس بیشتر از ۲ ساعت طول کشید. بر روی ۲ صندلی خیلی نزدیک به هم نشسته بودیم و در مورد ابعاد مختلف روابط دوجانبه، منطقهای و بینالمللی صحبت میکردیم. نشست مفیدی بود. ایشان به ایران اظهار علاقهمندی زیادی میکرد و همواره میگفت: «من سپاسگزار مردم ایران هستم و سلطنتم را مدیون خون شهدای ایرانی میدانم که در سرزمین عمان ریخته شدهاست! اشاره ایشان به جنگ ظفّار بود که دولت وقت ایران (پهلوی) علیه شورشیان وابسته به اردوگاه چپ به کمک پادشاه عمان رفت و جایگاه وی را تثبیت کرده بود.
در آخرین دیدار ایشان بین ما و آمریکا واسطه بود. البته کارهای زیادی از نظر تجاری و اقتصادی با این کشور داشتیم که آنها مسیر معمولی خودش را طی میکرد. ما از کمک سلطان برای آزادی زندانیان ایرانی که در آمریکا بودند و همچنین آزادسازی آقای نصرتالله تاجیک بهرهمند شدیم که به اتهام خرید دوربینهای دید در شب برای ایران دستگیر و در انگلیس به مدت ۵ تا ۶ سال در حبس خانگی بود و در نهایت با تلاش و پادرمیانی سلطان توانستیم ایشان را هم آزاد کنیم. من دو سه بار در زمان اوج کار سیاسی با عمان به سبب واسطه شدن این کشور در مذاکرات محرمانه بین ایران و آمریکا به حضور سلطان رسیدم و این موضوع را با او مرور میکردم. گاهی بهخاطر عدم اجماع داخلی جلوی مذاکراتمان گرفته میشد و عقب میافتاد، لذا مجبور میشدم برخی مواقع خودم بدون هماهنگی تصمیم بگیرم. آن موقع مثل الان نبود و هر کسی ساز خودش را میزد، اما ما برای تأمین مصلحت کشور و با رعایت ۴ شرطی که رهبری گذاشته بودند، تلخیهایش را به جان خریدیم.
چند باری که نزد سلطان رسیدم نتیجه مذاکرات را با هم ارزیابی کردیم. ایشان مکنونات قلبیاش را برای من بیان میکرد، یعنی از زندگی شخصیاش و از شرایط سیاسی منطقه تعریف میکرد که اینها رازهایی است که در سینهی من میماند و قرار نیست که بازگو کنم، چراکه یک دیپلمات باید رازدار باشد. ایشان هر بار به صورت مرسوم هدایای نفیسی به من میدادند و من طبق سنت حسنهای که آقای دکتر خرازی گذاشته بودند این هدایا را تحویل موزه وزارت خارجه میدادم. آخرین بار یک ساعت سفارشی که خودش طراحی کرده و سفارش ساخت تعداد محدود آن را به یک شرکت سوئیسی داده بود، به من هدیه داد و از من خواهش کرد که آن را برای خودم به یادگار نگه دارم و تحویل موزه ندهم. من هم همانجا ساعت خودم را باز کردم و آن ساعت را به دستم بستم و از ایشان پذیرفتم.
سلطان قابوس که به من اعتماد پیدا کرده بود در آخرین دیدارش گفت: «اگر روزی از مسئولیتهای دولتی کنار رفتی و کارهایت سبکتر شد، من علاقهمند هستم شما را بهعنوان مشاور علمی خود منصوب کنم تا یک شهرک علمی را در عمان تأسیس کنی!» من هم در پاسخ به ایشان گفتم «من یک فرد دانشگاهی هستم و به این کار علاقهمندم. اگر فرصت پیدا شد و از کارهای دولت فارغ شدم حتماً در خدمت شما خواهم بود»، اما اینکه چرا نرفتم، ماجرایی دارد که بعداً خواهم گفت.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب تندباد حوادث؛ گزارش یک مأموریت در مواجهه با بحران برنامه صلحآمیز هستهای ایران.
اثر: دکتر علیاکبر صالحی
ناشر: اطلاعات
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
این اثر دربرگیرنده مجموعه خاطرات آقای دکتر علیاکبر صالحی در دوران ماموریتشان در نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در IAEA در وین است. به اعتقاد نگارنده، ارتقای سطح دانش عموم آحاد جامعه و حفظ خاطره جمعی نسل حاضر در کشاکش دوران و تندباد حوادثی که از سر گذراندهاند، بنمایه اندیشه جمعآوری این گزارش بوده و کتاب بر آن است که فصل دیگری از مهمترین پروندههای مذاکراتی بلند و جامع در تاریخ روابط خارجی ایران را به تصویر بکشاند.
به عقیده دکتر صالحی، مهمترین رویکرد برای مستندسازی همانا مدونسازی یک فصل از شرایط و فضای تاریخی دورانی است که با طرح پرونده ایران نزد مرجع ناظر بینالمللی- آژانس- روی داد که برای نخستین بار، یک همآوایی جمعی میان قدرت های بزرگ و مجامع تخصصی و فنی جهان علیه جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت و در نظر بود تا در قالب خبرپردازی منافقانه نزد رسانه های غربی، تصویری نامطمئن و ابهامآمیز از فعالیتهای علمی و فنی دانشمندان ایرانی ایجاد کرده و ایران را از حقوق خود محروم کنند.
به نظر نویسنده، یکی دیگر از جنبه های تالیف این اثر، آگاهسازی نخبگان اجتماعی از اهمیت به کار بستن تمام ظرفیت های متنوع در عرصه بینالمللی برای صیانت از منافع ملی کشور و دستیابی به امکانات و فرصتهای موجود است تا با بهرهمندی از این امکانات بتوان سطح توان علمی–آموزشی نسل جوان کشور را افزایش داده و دروازههای رشد و توسعه متوازن را در همه شاخههای علوم و فنون بر روی فرزندان این کشور گشود.
همچنین از دلایل دیگر برای پرداختن به جمعآوری این خاطرات، پرتوافکنی بر ضرورت کار میانبخشی در عرصه بینالمللی نزد ارکان اجرایی کشور، تبادل سریع اطلاعات، استفاده مناسب از فرصتها و یا مواجهه بهنگام با تهدیدهای متصور بوده است.
در این کتاب، نویسنده بحث خود را از آغاز ماموریتش در وین در سال ۱۳۷۷ شمسی به عنوان نماینده جدید ایران در آژانس شروع میکند و در ادامه و طی فصول بعدی موضوعات زیر را مورد توجه قرار میدهد:
۱. آغاز پرونده سازی علیه برنامه صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران؛
۲. تلاش برای ایجاد شاخه وین جنبش غیرمتعهدها و دلایل اهمیت ایجاد آن جنبش؛
۳. موضوع شورای حکام در ماه ژوئن ۲۰۰۳ و قرارگیری برنامه صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران در دستور کار این شورا؛
۴. موضوع شورای حکام در سپتامبر و نوامبر ۲۰۰۳ میلادی و شورای حکام مارس ۲۰۰۴ میلادی؛
۴. ارزیابی مواضع آمریکاییها در برخورد با برنامه صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران و تلاش آنها برای انصراف اروپاییها از مذاکره با جمهوری اسلامی ایران.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
علیاکبر صالحی، نماینده وقت جمهوری اسلامی ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در کنار محمد البرادعی مدیرکل وقت این نهاد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
نقشه سعودیها که بر آب شد، حالا از آنور بام افتاده بودند!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۳۶۶-۳۶۷ (با تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
[در اوج بحران سوریه و اختلاف شدید با اعراب و ترکیه] در نیمه دوم مرداد ۱۳۹۱ مقارن با ایام ماه مبارک رمضان و ۲ - ۳ هفته مانده به اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران، ناگهان از طرف ملک عبدالله پادشاه عربستان به اجلاس اضطراری سران سازمان همکاریهای اسلامی دعوت شدیم؛ همان سازمانی که من قبلاً معاون دبیرکل آن بودم. سعودیها برای اینکه ضرب شستی به ایران نشان دهند، درست ۲ - ۳ هفته قبل از برگزاری اجلاس عدم تعهد در ایران، درخواست نشست اضطراری سران سازمان همکاریهای اسلامی را کردند و از ۵۷ کشور از جمله ایران هم به عنوان عضو دعوت کردند که در مکه حاضر شوند.
در این هنگام باز هم بعضی از دوستان ما موضع منفی گرفتند و گفتند ضرورتی ندارد برویم، چراکه خیلی راغب نبودند برای تلطیف فضای سیاسی بین ایران و عربستان ابتدا ما پا پیش بگذاریم. اما من در اینجا کوتاه نیامدم و به قول معروف ۲ پایم را در یک کفش کردم که باید برویم و اعتقاد داشتم که اگر شرکت نکنیم واقعاً فاجعه میشود. به جناب آقای دکتر احمدینژاد گفتم ما حتماً باید به اجلاس مکه برویم و اگر نرویم به احتمال زیاد آنها علیه ایران مصوبهای تصویب خواهند کرد، زیرا اجلاس در مکه برگزار میشود و عربستان با نفوذی که دارد ۱۰۰۱ دلیل میتراشد که اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران را تحریم کند. اگر چنین مصوبهای را بگذرانند و از ۱۲۰ کشور عضو عدم تعهد، ۵۷ کشور اسلامی نیایند، احتمال دارد که بقیه هم تبعیت کرده و در اجلاس شرکت نکنند. در این صورت اجلاس جنبش عدم تعهد با شکست کامل روبرو میشود و برای ما افتضاح سیاسی به بار خواهد آورد. لذا ما حتماً باید به مکه برویم تا اگر چنین نیتی دارند، آن را خنثی کنیم.
در نهایت خوشبختانه ایشان با رفتن به عربستان و حضور در اجلاس اضطراری سازمان همکاریهای اسلامی موافقت کرد و به اتفاق ایشان عازم عربستان شدیم. البته سعودی تا آن زمان تصور میکردند که ما در اجلاس آنها شرکت نخواهیم کرد و در واقع حضور ایران آنها را غافلگیر کرد. وقتی وارد مکه شدیم، ملک عبدالله استقبال بسیار گرمی از خود نشان داد، به طوری که حالا سعودیها از آن طرف بام افتاده بودند! یعنی در سطحی جناب دکتر احمدینژاد را تحویل گرفتند که همه متعجب مانده بودند و از خود میپرسیدند که چه اتفاقی افتاده است؟! زیرا سردی روابط به گونهای بود که حتی در رسانههای آن زمان مطالبی در خصوص آن نوشته بودند. اما در اجلاس مکه، ملک عبدالله دست دکتر احمدینژاد را گرفته بود و با هم راه میرفتند. در این شرایط وقتی رؤسای کشورها میآمدند و مراسم استقبال انجام میشد، آنها هم با ملک عبدالله دست میدادند و هم با رئیسجمهور کشورمان و بعد سر جای خودشان مینشستند! از این رو بعضی از مهمانان میپرسیدند که «مگر این اجلاس ۲ میزبان دارد؟!»
چنین استقبالی از سوی مقامات سعودی تا آن زمان بیسابقه بود و بیانگر آن بود که ما در آن زمان تصمیم درست و منطقی گرفته بودیم. یعنی پیشبینی ما درست از آب درآمده بود و آنها تصمیم گرفته بودند اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران را تحریم کنند ولی با حضور ما همه توطئهها خنثی شد و عکس آن اتفاق افتاد. هنگام خداحافظی، ملک عبدالله به دکتر احمدینژاد گفت «خیلی دلم میخواست به ایران بیایم و در اجلاس سران کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها شرکت کنم، اما حالم مساعد نیست و به همین خاطر پسرم را میفرستم». همینگونه هم شد و (۲-۳ هفته بعد) پسرش را که آن زمان قائممقام وزارت خارجه عربستان بود به عنوان نماینده ویژه خودش به نشست تهران اعزام کرد. همچنین همه ۵۷ کشور اسلامی در سطح بالا در اجلاس تهران شرکت کردند. من البته همه اینها را لطف و مشیت الهی میدانم. (ص ۳۶۶-۳۶۷)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
استقبال گرم ملک عبدالله پادشاه سعودی از محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران در اجلاس اضطراری سران کشورهای اسلامی - مکه مکرمه ۱۳۹۱.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
سردار سلیمانی تماس گرفت که تهدیدشان جدی است، هر کاری میتوانی بکن!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۳۷۰-۳۷۱ (با تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در روزهای ابتدایی بحران سوریه بعضی از دوستان خواستار قطع اعزام کاروانهای زیارتی به سوریه بودند، ولی عدهای دیگر معتقد بودند که اگر رفتوآمد زوار ایرانی به سوریه ادامه داشته باشد اوضاع داخلی این کشور از منظر بینالمللی بیشازحد ناامن جلوه نخواهد کرد و این موضوع بر روحیه ملت سوریه و نیز درآمد ناشی از گردشگری این کشور مسلمان تأثیر مثبت میگذارد. با وجود شرایط خطرناک، نظر دوم ارجح دانسته شد و در همین راستا گروهی از بازنشستگان نیروهای نظامی برای زیارت عتبات مقدسه عازم دمشق شدند. تروریستها این گروه را هنگام بازگشت به فرودگاه در یک ۲ راهی از مسیر اصلی خارج کرده و به گروگان گرفتند و مدتی از سرنوشت آنها خبری نبود. ابتدا اقداماتی از طریق وزارت خارجه و سپس برادر عزیزم شهید سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران برای آزادی آنها شروع شد، اما ماهها گذشت و نتیجهای حاصل نشد. تا اینکه یک روز این شهید بزرگوار با من تماس گرفت و گفت: «الان مطلع شدیم که تروریستها اعلامیه دادهاند که میخواهند فردا این ۴۸ گروگان ایرانی را اعدام کنند. چنین بهنظر میرسد که آنها در تهدیدشان جدی هستند، لطفاً هر کاری که میتوانید برای نجات این هموطنان انجام دهید».
نزدیک غروب بود. مبهوت ماندم که تا فردا چه معجزهای میتوان کرد. بعد از مکث و تأملی کوتاه، تنها این به ذهنم رسید که با شیخ حمد بن جاسم نخستوزیر قطر که همزمان وزیر امور خارجه این کشور نیز بود، تماس تلفنی بگیرم. در آن زمان بیشتر معارضین سوریه و لیبی زیر چتر قطر فعالیت میکردند. روابط ما با قطر هم در شرایط نسبتاً خوبی قرار داشت، اما همیشه یکی از سرلشگران مرحوم -که خدا رحمتشان کند- یک کیسهای به تن قطریها میکشید و روابط ما را حسابی به هم میریخت! (این جمله از ص ۲۷۱).
در تماس با شیخ حمد گفتم: «من قبلاً در مورد تروریست بودن برخی از معارضین سوریه مطالبی به شما گفته بودم. ولی الان جدیتر میگویم که ۴۸ نفر از هموطنان عزیز ما در بند گروهی از آنان هستند و گفتهاند که فردا اعدامشان میکنند. اگر فردا چنین شود، حداقل چیزی که میتوانم بگویم این است که نمیدانم روابط دوجانبه ما به چه سمتوسویی خواهد رفت. من به شما میگویم که این یک هشدار است و اگر تهدید تروریستها عملی شود، خیلیها آن را از چشم شما خواهند دید!». حمدبنجاسم در پاسخ گفت: «این چه حرفی است که شما میزنید؟ چرا فکر میکنید که همه معارضین سوریه زیر نظر ما کار میکنند؟ درست است که ما از تعدادی از آنها حمایت میکنیم ولی همه آنها با ما نیستند. من عبارت «تروریست» را به کار میبردم و او کلمه «معارضین» را. در ادامه گفت که «شما بگویید کدام گروه از معارضین. لطفاً مشخصات آنها را بدهید».
بعد از این استفسار موضوع از سردار سلیمانی دوباره تماس گرفتم و گفتم: «ما هیچ آدرس و تلفن و یا سرنخی از آنها نداریم». خوشبختانه خود نخستوزیر باهوش بود و گفت: «پس من خودم یک کاری میکنم، از جمله اینکه امشب به شبکه الجزیره میروم به آنها پیام زنده میدهم و میگویم که اگر کسی به گروگانهای ایرانی آسیب برساند، چنینوچنان خواهد شد. ضمناً درخواست دارم شما هم شخصاً پیام مرا گوش کنید.»
ساعتی از شب گذشته بود که نخستوزیر قطر در شبکه الجزیره ظاهر شد و ابتدا خیلی از منظر انسانی به موضوع پرداخت و بعد به تندروها اخطار داد و گفت: «این کار شما آبروی دیانت و معارض را میبرد و از شما میخواهم این ۴۸ زائر بینوا را رها کنید!» یکی دو ساعت بعد از پخش پیام نخستوزیر، گروگانها بیانیه دادند و اعلام کردند که بنا به درخواست قطر تا اطلاع ثانوی از این اقدام صرفنظر میکنیم. بعد از این مرحله فعالیت مشترکی با قطر برای آزادی گروگانها شروع شد و ادامه کار را به آقای دکتر امیرعبداللهیان معاون عربی و آفریقایی وزارت خارجه سپردم. ایشان از مسئولین بسیار مطلع و توانمندی هستند که افتخار داشتم در حضور من در وزارت امور خارجه به این سمت منصوب شوند. پساز آن آقای دکتر امیرعبداللهیان با همتای قطری خود دائماً در تماس بود و یک اتاق عملیات در تهران ایجاد شد و سرانجام پساز فرازوفرودهای فراوان و کار فشرده و بیسروصدا، این ۴۸ هموطن عزیز پساز ماهها اسارت و شکنجه آزاد شدند.
خدا را سپاسگزارم که این موضوع با درایت همه مسئولین ذیربط در جمهوری اسلامی و تلاشهای بیوقفه وزارت خارجه و سفارتخانههای ما در دمشق و بیروت بهخوبی و خوشی تمام شد. به نظرم این یک کار بزرگی در آن شرایط حساس بود و البته در فرآیند آن جزئیات دیگری هم هست که از ذکر آن معذورم. (ص ۳۶۹-۳۷۱)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
تصویری از ۴۸ ایرانی ربوده شده توسط تروریستها در سوریه - ۱۳۹۱
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب «بررسی معاهده منع جامع آزمایشهای هستهای (CTBT)»
اثر: دکتر کاظم غریبآبادی
ناشر: دانشگاه امام حسین (ع)
در این نوشتار معاهده «منع جامع آزمایش های هسته ای (CTBT)» تحلیل و بررسی شده است. در قسمتی از کتاب آمده است:
«انعقاد معاهده منع جامع آزمایش های هستهای (CTBT) نمایانگر عمق شکاف میان شمال - جنوب در صحنه روابط بینالملل پس از جنگ سرد بوده و نشان میدهد که دولت های غربی به رهبری آمریکا در فضای ایجادشده ناشی از خلأ قدرت جهانی پس از فروپاشی شوروی (سابق) درصدند که هنجارهای خود را بر جهان تحمیل نموده و از موقعیت ایجادشده به نحو احسن در جهت تثبیت ارزش ها‹ هنجارها و منافع خود استفاده نمایند.»
مباحث کلی کتاب عبارتند از:
۱. کلیاتی درباره خلع سلاح هستهای؛
۲. بررسی سیر تحولات تاریخی انعقاد معاهدات منع آزمایش های هستهای؛
۳. بررسی معاده منع جامع آزمایشهای هستهای (CTBT) و نظر جمهوری اسلامی ایران.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای