علیاکبر صالحی، نماینده وقت جمهوری اسلامی ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در کنار محمد البرادعی مدیرکل وقت این نهاد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
نقشه سعودیها که بر آب شد، حالا از آنور بام افتاده بودند!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۳۶۶-۳۶۷ (با تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
[در اوج بحران سوریه و اختلاف شدید با اعراب و ترکیه] در نیمه دوم مرداد ۱۳۹۱ مقارن با ایام ماه مبارک رمضان و ۲ - ۳ هفته مانده به اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران، ناگهان از طرف ملک عبدالله پادشاه عربستان به اجلاس اضطراری سران سازمان همکاریهای اسلامی دعوت شدیم؛ همان سازمانی که من قبلاً معاون دبیرکل آن بودم. سعودیها برای اینکه ضرب شستی به ایران نشان دهند، درست ۲ - ۳ هفته قبل از برگزاری اجلاس عدم تعهد در ایران، درخواست نشست اضطراری سران سازمان همکاریهای اسلامی را کردند و از ۵۷ کشور از جمله ایران هم به عنوان عضو دعوت کردند که در مکه حاضر شوند.
در این هنگام باز هم بعضی از دوستان ما موضع منفی گرفتند و گفتند ضرورتی ندارد برویم، چراکه خیلی راغب نبودند برای تلطیف فضای سیاسی بین ایران و عربستان ابتدا ما پا پیش بگذاریم. اما من در اینجا کوتاه نیامدم و به قول معروف ۲ پایم را در یک کفش کردم که باید برویم و اعتقاد داشتم که اگر شرکت نکنیم واقعاً فاجعه میشود. به جناب آقای دکتر احمدینژاد گفتم ما حتماً باید به اجلاس مکه برویم و اگر نرویم به احتمال زیاد آنها علیه ایران مصوبهای تصویب خواهند کرد، زیرا اجلاس در مکه برگزار میشود و عربستان با نفوذی که دارد ۱۰۰۱ دلیل میتراشد که اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران را تحریم کند. اگر چنین مصوبهای را بگذرانند و از ۱۲۰ کشور عضو عدم تعهد، ۵۷ کشور اسلامی نیایند، احتمال دارد که بقیه هم تبعیت کرده و در اجلاس شرکت نکنند. در این صورت اجلاس جنبش عدم تعهد با شکست کامل روبرو میشود و برای ما افتضاح سیاسی به بار خواهد آورد. لذا ما حتماً باید به مکه برویم تا اگر چنین نیتی دارند، آن را خنثی کنیم.
در نهایت خوشبختانه ایشان با رفتن به عربستان و حضور در اجلاس اضطراری سازمان همکاریهای اسلامی موافقت کرد و به اتفاق ایشان عازم عربستان شدیم. البته سعودی تا آن زمان تصور میکردند که ما در اجلاس آنها شرکت نخواهیم کرد و در واقع حضور ایران آنها را غافلگیر کرد. وقتی وارد مکه شدیم، ملک عبدالله استقبال بسیار گرمی از خود نشان داد، به طوری که حالا سعودیها از آن طرف بام افتاده بودند! یعنی در سطحی جناب دکتر احمدینژاد را تحویل گرفتند که همه متعجب مانده بودند و از خود میپرسیدند که چه اتفاقی افتاده است؟! زیرا سردی روابط به گونهای بود که حتی در رسانههای آن زمان مطالبی در خصوص آن نوشته بودند. اما در اجلاس مکه، ملک عبدالله دست دکتر احمدینژاد را گرفته بود و با هم راه میرفتند. در این شرایط وقتی رؤسای کشورها میآمدند و مراسم استقبال انجام میشد، آنها هم با ملک عبدالله دست میدادند و هم با رئیسجمهور کشورمان و بعد سر جای خودشان مینشستند! از این رو بعضی از مهمانان میپرسیدند که «مگر این اجلاس ۲ میزبان دارد؟!»
چنین استقبالی از سوی مقامات سعودی تا آن زمان بیسابقه بود و بیانگر آن بود که ما در آن زمان تصمیم درست و منطقی گرفته بودیم. یعنی پیشبینی ما درست از آب درآمده بود و آنها تصمیم گرفته بودند اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران را تحریم کنند ولی با حضور ما همه توطئهها خنثی شد و عکس آن اتفاق افتاد. هنگام خداحافظی، ملک عبدالله به دکتر احمدینژاد گفت «خیلی دلم میخواست به ایران بیایم و در اجلاس سران کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها شرکت کنم، اما حالم مساعد نیست و به همین خاطر پسرم را میفرستم». همینگونه هم شد و (۲-۳ هفته بعد) پسرش را که آن زمان قائممقام وزارت خارجه عربستان بود به عنوان نماینده ویژه خودش به نشست تهران اعزام کرد. همچنین همه ۵۷ کشور اسلامی در سطح بالا در اجلاس تهران شرکت کردند. من البته همه اینها را لطف و مشیت الهی میدانم. (ص ۳۶۶-۳۶۷)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
استقبال گرم ملک عبدالله پادشاه سعودی از محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران در اجلاس اضطراری سران کشورهای اسلامی - مکه مکرمه ۱۳۹۱.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
سردار سلیمانی تماس گرفت که تهدیدشان جدی است، هر کاری میتوانی بکن!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۳۷۰-۳۷۱ (با تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در روزهای ابتدایی بحران سوریه بعضی از دوستان خواستار قطع اعزام کاروانهای زیارتی به سوریه بودند، ولی عدهای دیگر معتقد بودند که اگر رفتوآمد زوار ایرانی به سوریه ادامه داشته باشد اوضاع داخلی این کشور از منظر بینالمللی بیشازحد ناامن جلوه نخواهد کرد و این موضوع بر روحیه ملت سوریه و نیز درآمد ناشی از گردشگری این کشور مسلمان تأثیر مثبت میگذارد. با وجود شرایط خطرناک، نظر دوم ارجح دانسته شد و در همین راستا گروهی از بازنشستگان نیروهای نظامی برای زیارت عتبات مقدسه عازم دمشق شدند. تروریستها این گروه را هنگام بازگشت به فرودگاه در یک ۲ راهی از مسیر اصلی خارج کرده و به گروگان گرفتند و مدتی از سرنوشت آنها خبری نبود. ابتدا اقداماتی از طریق وزارت خارجه و سپس برادر عزیزم شهید سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران برای آزادی آنها شروع شد، اما ماهها گذشت و نتیجهای حاصل نشد. تا اینکه یک روز این شهید بزرگوار با من تماس گرفت و گفت: «الان مطلع شدیم که تروریستها اعلامیه دادهاند که میخواهند فردا این ۴۸ گروگان ایرانی را اعدام کنند. چنین بهنظر میرسد که آنها در تهدیدشان جدی هستند، لطفاً هر کاری که میتوانید برای نجات این هموطنان انجام دهید».
نزدیک غروب بود. مبهوت ماندم که تا فردا چه معجزهای میتوان کرد. بعد از مکث و تأملی کوتاه، تنها این به ذهنم رسید که با شیخ حمد بن جاسم نخستوزیر قطر که همزمان وزیر امور خارجه این کشور نیز بود، تماس تلفنی بگیرم. در آن زمان بیشتر معارضین سوریه و لیبی زیر چتر قطر فعالیت میکردند. روابط ما با قطر هم در شرایط نسبتاً خوبی قرار داشت، اما همیشه یکی از سرلشگران مرحوم -که خدا رحمتشان کند- یک کیسهای به تن قطریها میکشید و روابط ما را حسابی به هم میریخت! (این جمله از ص ۲۷۱).
در تماس با شیخ حمد گفتم: «من قبلاً در مورد تروریست بودن برخی از معارضین سوریه مطالبی به شما گفته بودم. ولی الان جدیتر میگویم که ۴۸ نفر از هموطنان عزیز ما در بند گروهی از آنان هستند و گفتهاند که فردا اعدامشان میکنند. اگر فردا چنین شود، حداقل چیزی که میتوانم بگویم این است که نمیدانم روابط دوجانبه ما به چه سمتوسویی خواهد رفت. من به شما میگویم که این یک هشدار است و اگر تهدید تروریستها عملی شود، خیلیها آن را از چشم شما خواهند دید!». حمدبنجاسم در پاسخ گفت: «این چه حرفی است که شما میزنید؟ چرا فکر میکنید که همه معارضین سوریه زیر نظر ما کار میکنند؟ درست است که ما از تعدادی از آنها حمایت میکنیم ولی همه آنها با ما نیستند. من عبارت «تروریست» را به کار میبردم و او کلمه «معارضین» را. در ادامه گفت که «شما بگویید کدام گروه از معارضین. لطفاً مشخصات آنها را بدهید».
بعد از این استفسار موضوع از سردار سلیمانی دوباره تماس گرفتم و گفتم: «ما هیچ آدرس و تلفن و یا سرنخی از آنها نداریم». خوشبختانه خود نخستوزیر باهوش بود و گفت: «پس من خودم یک کاری میکنم، از جمله اینکه امشب به شبکه الجزیره میروم به آنها پیام زنده میدهم و میگویم که اگر کسی به گروگانهای ایرانی آسیب برساند، چنینوچنان خواهد شد. ضمناً درخواست دارم شما هم شخصاً پیام مرا گوش کنید.»
ساعتی از شب گذشته بود که نخستوزیر قطر در شبکه الجزیره ظاهر شد و ابتدا خیلی از منظر انسانی به موضوع پرداخت و بعد به تندروها اخطار داد و گفت: «این کار شما آبروی دیانت و معارض را میبرد و از شما میخواهم این ۴۸ زائر بینوا را رها کنید!» یکی دو ساعت بعد از پخش پیام نخستوزیر، گروگانها بیانیه دادند و اعلام کردند که بنا به درخواست قطر تا اطلاع ثانوی از این اقدام صرفنظر میکنیم. بعد از این مرحله فعالیت مشترکی با قطر برای آزادی گروگانها شروع شد و ادامه کار را به آقای دکتر امیرعبداللهیان معاون عربی و آفریقایی وزارت خارجه سپردم. ایشان از مسئولین بسیار مطلع و توانمندی هستند که افتخار داشتم در حضور من در وزارت امور خارجه به این سمت منصوب شوند. پساز آن آقای دکتر امیرعبداللهیان با همتای قطری خود دائماً در تماس بود و یک اتاق عملیات در تهران ایجاد شد و سرانجام پساز فرازوفرودهای فراوان و کار فشرده و بیسروصدا، این ۴۸ هموطن عزیز پساز ماهها اسارت و شکنجه آزاد شدند.
خدا را سپاسگزارم که این موضوع با درایت همه مسئولین ذیربط در جمهوری اسلامی و تلاشهای بیوقفه وزارت خارجه و سفارتخانههای ما در دمشق و بیروت بهخوبی و خوشی تمام شد. به نظرم این یک کار بزرگی در آن شرایط حساس بود و البته در فرآیند آن جزئیات دیگری هم هست که از ذکر آن معذورم. (ص ۳۶۹-۳۷۱)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
تصویری از ۴۸ ایرانی ربوده شده توسط تروریستها در سوریه - ۱۳۹۱
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب «بررسی معاهده منع جامع آزمایشهای هستهای (CTBT)»
اثر: دکتر کاظم غریبآبادی
ناشر: دانشگاه امام حسین (ع)
در این نوشتار معاهده «منع جامع آزمایش های هسته ای (CTBT)» تحلیل و بررسی شده است. در قسمتی از کتاب آمده است:
«انعقاد معاهده منع جامع آزمایش های هستهای (CTBT) نمایانگر عمق شکاف میان شمال - جنوب در صحنه روابط بینالملل پس از جنگ سرد بوده و نشان میدهد که دولت های غربی به رهبری آمریکا در فضای ایجادشده ناشی از خلأ قدرت جهانی پس از فروپاشی شوروی (سابق) درصدند که هنجارهای خود را بر جهان تحمیل نموده و از موقعیت ایجادشده به نحو احسن در جهت تثبیت ارزش ها‹ هنجارها و منافع خود استفاده نمایند.»
مباحث کلی کتاب عبارتند از:
۱. کلیاتی درباره خلع سلاح هستهای؛
۲. بررسی سیر تحولات تاریخی انعقاد معاهدات منع آزمایش های هستهای؛
۳. بررسی معاده منع جامع آزمایشهای هستهای (CTBT) و نظر جمهوری اسلامی ایران.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
دکتر کاظم غریبآبادی
وی از ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰ نماینده دائم ج.ا. ایران در دفتر سازمان ملل متحد در وین و نیز نماینده ج.ا. ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) بود. او پیش از آن به عنوان سفیر ایران در هلند و نماینده دائم ج.ا. ایران نزد سازمان منع سلاحهای شیمیایی و سازمانهای حقوقی بینالمللی مستقر در لاهه فعالیت میکرد. غریبآبادی از سال ۱۳۹۳ تا تیر ماه ۱۳۹۷ به عنوان معاون امور بینالملل و همکاریهای بینالمللی قضائی ستاد حقوق بشر و دبیر کمیته برجام شورای عالی امنیت ملی خدمت کردهاست.
غریبآبادی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته «دیپلماسی و سازمانهای بینالمللی» و دکتری حقوق عمومی از دانشگاه علامه طباطبایی است. وی در زمان علی لاریجانی عضو تیم مذاکرهکننده هستهای ایران و رئیس هیئت ایرانی در شانزدهمین همایش سالانه سازمان منع سلاحهای شیمیایی بودهاست.
سوابق غریبآبادی:
کارشناس سرپرست آسیا و اقیانوسیه، اداره کل امور بینالملل مجلس شورای اسلامی (۱۳۷۷)؛
کارشناس ارشد وزارت امور خارجه (۱۳۸۲–۱۳۷۸)؛
مدیر ارتباطات و امور بینالملل، برون مرزی صداوسیما (۱۳۸۴–۱۳۸۲)؛
مشاور وزیر خارجه در امور هستهای (۱۳۸۵–۱۳۸۴)؛
معاون مدیرکل امور سیاسی بینالمللی وزارت امور خارجه (۱۳۸۸–۱۳۸۵)؛
سفیر ایران در هلند و نماینده دائم نزد سازمانهای بینالمللی مستقر در لاهه (۱۳۹۲–۱۳۸۸)؛
معاون امور بینالملل و همکاریهای بینالمللی قضائی ستاد حقوق بشر (۱۳۹۷–۱۳۹۳)؛
دبیر کمیته برجام شورای عالی امنیت ملی (۱۳۹۷–۱۳۹۵)؛
معاون بینالملل قوه قضایه (۱۴۰۰-۱۴۰۲)
مدیرکل گزینش وزارت خارجه ۱۴۰۲.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
وزارت لذتبخشی بود!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۳۷۹-۳۸۰ (با تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
من واقعاً از دوران حضور در وزارت امور خارجه لذت بردم. اگر کسی علم و ذوق سیاست را داشته باشد، وزارت خارجه خیلی برایش جذاب است. در وزارت خارجه دانستن علم سیاست خیلی خوب است، ولی لازم است که توانایی و علاقه به کار دیپلماتیک هم در فرد وجود داشته باشد. سیاست خارجی به میزان زیادی بر محور برقراری ارتباط میچرخد. مثلاً شما اگر تاریخ آفریقا را از الف تا یاء بدانید اما بلد نباشید با آفریقاییها رابطه برقرار کنید، چگونه در کار موفق میشوید؟ پس یک فرد سیاسی باید هم هنر و هم علم سیاست را داشته باشد.
من وزارت خارجه را از این جهت دوست داشتم که احساس میکردم با روحیهام سازگار است. به علت اتفاقاتی که در دوران کودکیام در عراق رخ داده بود (تشدید اختلاف عرب و عجم) و همچنین ماجرای کودتای عبدالکریم قاسم در عراق برایم اتفاق افتاد (اخراج ایرانیها) به سیاست و روابط بینالملل و فضای سیاسی علاقهمند شدم. متواضعانه بگویم، قدرت برقراری ارتباط با دیگران و تسلط به زبانهای خارجی از ویژگیها و امتیازات حقیر بود. تسلط به زبان هم یکی دیگر از ابزارهایی است که یک فرد سیاسی حتماً باید داشته باشد. اصلاً اگر در وزارت خارجه باشیم و زبان ندانیم، هر چقدر هم که متفکر عالیمقام باشیم، نمیتوانیم کار را آنگونه که مطلوب است پیش ببریم. خدا را شاکرم که به زبان عربی و انگلیسی در حد نسبتاً خوب و با زبانهای دیگر نیز آشنا هستم و این توانایی در پیشبرد امور دیپلماسی خیلی به من کمک میکرد. مثلاً زبان عربی در قضیه بیداری اسلامی برای من بسیار مفید بود.
نیاز دیگر یک سیاستمدار، شناخت واقعی فرهنگ و ویژگیهای جوامع مختلف است. سیاست چنانکه گفتم هنر و علم توأمان است. مثلاً وقتی شما با یک آمریکایی روبرو میشوید باید بفهمید فرهنگ فرهنگش چیست. از چه چیزی خوب خوشش میآید یا از چه چیزی بدش میآید و وابستگیها فرهنگی او چیست. یا همچنین آفریقاییها و عربها چه خصوصیاتی دارند. برای نمونه در آمریکا افراد را همیشه به اسم کوچک صدا میزنند و این یک فرهنگ است، ولی در ایران ما همیشه افراد بزرگ را با نام خانوادگی صدا میزنیم و اگر به اسم کوچک صدا بزنیم تلقی بر بیاحترامی میشود. این یک مثال کوچک است. همینطور عربها و چینیها غربیها و آفریقاییها ویژگیهای خودشان را دارند. حالا اگر توفیق یافته باشیم که در این جوامع زندگی کرده و این ویژگیها را بشناسیم، در برقراری ارتباط و نزدیک شدن به آنها خیلی کمکمان میکند، زیرا اصولاً سیاست به معنای برقراری ارتباط است و برای جنگ پدیدار نشده است. سیاست آمده که جنگ را دفع کند و وظیفه یک فرد سیاسی این است که با استفاده از ابزارهای نرم شر را از مملکتش دور کند و تعامل برقرار کند و از طریق سیاسی برای کشورش فرصتهای اقتصادی و تجاری ایجاد کند. این وظیفه یک فرد سیاسی است درحالیکه یک نیروی نظامی با جنگ و ابزار سخت بهدنبال رفع مشکل است و این دو مکمل یکدیگرند. (ص ۳۷۹-۳۸۰)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب: امنیت ملی و دیپلماسی هستهای،
نوشته: دکتر حسن روحانی
#حسن_روحانی نخستین دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود. وی در اواخر دولت سید محمد خاتمی و همزمان با بالا گرفتن تنشها بر سر برنامه اتمی ایران، مسئول پرونده اتمی کشور شد. او در این کتاب، خاطرات خود از مسائل و حوادث به وجود آمده در ۶۷۸ روز مسئولیت خود و همکارانش (۱۳۸۲/۷/۱۴ تا ۱۳۸۴/۵/۲۴) حول موضوع انرژی هستهای ایران و چالشهای به وجود آمده توسط کشورهای غربی به خصوص آمریکا و سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا را بیان میکند. در این کتاب به تاریخچه فنآوری هستهای در کشور و فرایند دستیابی کشور به چرخه سوخت هستهای نیز پرداخته شدهاست.
این اثر، اولین کتابی است که توسط یکی از مسئولین ارشد ایران نگارش شده که زمانی ریاست تیم مذاکرهکننده هستهای را برعهده داشتهاست. دربارهٔ موضوع هستهای ایران، کتب دیگری همچون کتاب «#عصر_فریب» خاطرات محمد البرادعی (دبیر کل وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی)، کتاب خاطرات یوشکا فیشر (وزیر خارجه وقت آلمان)، کتاب خاطرات جک استراو (وزیر خارجه وقت بریتانیا) و کتاب خاطرات حسین موسویان (از اعضای اسبق تیم مذاکرهکننده هستهای) نیز منتشر شدهاست.
اطلاعات کامل درباره این کتاب را در این پیوند بخوانید.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای