قابل توجه حضرات بیمه در ایران!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
نماینده اسبق ج.ا. ایران در IAEA، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۱۲۵-۱۲۶.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
سال ۱۳۶۶ به پیشنهاد دکتر امراللهی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران برای یک فرصت مطالعاتی یکساله عازم آرژانتین شدم تا در یک شرکت هستهای به نام «انِاسه» کار کنم. چند ماه مانده به پایان کارم در آرژانتین از پدر و مادرم دعوت کردم تا به این کشور سفر کنند و آنجا را ببیند. آنها آمدند و من برای آنها و خانواده بلیت اتوبوس گرفتم که از بوئنوسآیرس (پایتخت) به یک منطقه زیبا و دیدنی در جنوب آرژانتین و نزدیک قطب به نام باریلوچه سفر کنند.
اتوبوس باید بیش از ۲۰ ساعت راه میرفت تا به مقصد برسد. بعد از رسیدن به مقصد و ورود به هتل، مادرم بدحال شده بود، بهطوریکه مجبور شده بودند درخواست اورژانس کنند. فرزندانم از آنجا تلفن کردند و مرا در جریان وضعیت نامناسب مادرم قرار دادند. حال مجسم کنید در یک کشور غریب یکدفعه زنگ بزنند و بگویند مادرت در بیمارستانی در فاصلهی ۲۰۰۰ کیلومتری بستری شده، در این وضعیت چه کاری میتوانستم بکنم؟
صبح روز بعد به شرکتی که در آنجا کار میکردم رفتم. در آن شرکت خانمی مسئول روابط بینالملل بود. برایش موضوع را تعریف کردم. او بلافاصله دستبهکار شد و گفت جای نگرانی نیست. الان یک هواپیمای اختصاصی میگیریم تا مادر و خانواده شما را از آنجا به بیمارستان بوئنوسآیرس منتقل کنند! از برخورد خوب این خانم مات و مبهوت ماندم. فوراً یک هواپیمای اختصاصی کوچک مادر و سایر اعضای خانواده را سوار کرد و به بوئنوسآیرس آورد و مادر مستقیم به بیمارستان منتقل شد. در آن زمان یعنی سال ۱۳۶۶ عمل قلب باز در آرژانتین بهتازگی رایج شده بود. خلاصه مادرم را عمل کردند و رگهای گرفته قلب او را باز کردند. جراحی چند ساعتی طول کشید و الحمدالله همهچیز بهخوبی انجام شد.
هزینه بیمارستان حدود ۱۱۵۰۰ دلار شد که پرداخت کردیم. آن موقع برادرم، دکتر جواد (استاد برق دانشگاه شریف و چهره ماندگار ۱۳۸۹)، در آمریکا در یک شرکت تحقیقاتی کار میکرد و پدر و مادرم را نزد همان شرکت بیمه کرده بود. رسید بیمارستان را برای او فرستادم و گفتم اگر بیمه هزینه بیمارستان را پرداخت کرد که خوب است وگرنه مهم نیست. اما بیمه آنها بدون معطلی پول را پرداخت کرده و حتی گفته بودند «اگر این روند در آمریکا انجام میشد ۳۶ هزار دلار هزینه برمیداشت، درحالیکه شما ۱۱ هزار دلار میگیرید و این یعنی ما ۲۵ هزار دلار کمتر میدهیم که برای ما سودمند است» و تشکر هم کرده بودند!
شما یک لحظه شرایط را با شرایط بیمه کشورمان مقایسه کنید. تعجب کردم که چقدر کار سریع انجام شد. چون ما هنوز پرونده پزشکی مادر را بهصورت کامل نفرستاده بودیم و فقط یکی ۲ صفحه که بیمارستان به عنوان رسید به ما داده بود برای شرکت بیمه ارسال کرده بودیم ولی آنها بهراحتی قبول کردند. بهنظرم این شیوه برخورد هوشیاری و هوشمندی سیستمها را نشان میدهد، چراکه آنها میدانند فردی مانند دکتر جواد که بهعنوان یک پژوهشگر نزد آنها کار میکند قابلاعتماد است و پسندیده نیست که بگویند شما بروید پرونده را کامل بیاورید یا اینکه به تأیید سفارت آمریکا در آرژانتین برساند یا...(ص ۱۲۵-۱۲۶)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
آوازه بزرگان ما در آمریکای لاتین.
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۱۲۷.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در سال ۱۳۶۶ برای استفاده از فرصت مطالعاتی استادان دانشگاه راهی آرژانتین شدم. در مدت یک سالی که آنجا بودیم خودرو نداشتیم و با اتوبوس یا مترو رفتوآمد میکردیم. من برای تقویت زبان اسپانیایی اغلب در اتوبوس با افراد باب گفتوگو را باز و شروع به صحبت میکردم. یک روز در اتوبوس مسافری کنار من نشست و بعد از اینکه فهمید من ایرانی هستم، از بزرگانی مانند شهید مطهری، مرحوم شریعتی و شهید بهشتی یاد کرد. او اطلاعات خوبی از افکار و اندیشههای آنها داشت. خیلی تعجب کردم که چگونه آوازه بزرگان ما به آنجا رسیده است. به او گفتم شما مرحوم شهید مطهری را از کجا میشناسید. پاسخ داد «من اکثر کتابهای این استاد بزرگ را خواندهام». برای من خیلی عجیب بود که در آن سر دنیا یک جوان دانشگاهی با افکار بزرگان معاصر ما چنین آشنایی داشت.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ای که پنجاه رفت....بیداری؟!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
نماینده اسبق ج.ا. ایران در IAEA، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۵۳۱-۵۴۱. (با ویرایش و تلخیص)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
متن زیر بخشی از مصاحبه دکتر علیاکبر صالحی در سال ۱۳۷۰ با مجله «دانشمند» است. آن هنگام ایشان رئیس دانشگاه صنعتی شریف بودند. این مصاحبه هنوز هم تازگی دارد.
«... حق تا وقتی حق است که پشتوانهای از قدرت داشته باشد و قدرت امروزه یعنی علم و تکنولوژی. بهصراحت به شما میگویم که اگر به نان شب محتاج شویم نباید از علم و تکنولوژی معاصر غفلت کنیم و مسئولان باید بهصراحت به مردم بگویند: «ای مردم! چند ده سال کمتر بخورید و صاحب علم و تکنولوژی شوید، از آن پس فرزندان شما حیات تضمینشده خواهند داشت. ولی اگر فقط زندگی مرفه امروز را بخواهید، هیچ آیندهای نخواهید داشت، چرا؟! چون قانون خداست که و أن لَیسَ للإنسانِ إلا ماسَعی».
هر ملتی کِشتهی خویش را دِرو میکند و خداوند هم هیچ نعمت و پیروزی را خارج از قاعده نظام خلقت و طبیعت به هیچکس نمیدهد. اگر اصل اولیه این است که آبها در سرازیریها جاری شوند، خداوند به خاطر مسلمین و ملت و امت خاصی اراده نمیکند که آب سربالا حرکت کند و نظام خلقت و طبیعت بهخاطر ما عوض نخواهد شد .
یوگسلاوی را مثال میزنم. ۲۵ سال پیش وقتی از ایران به یوگسلاوی رفتم، به نظرم آمد که از شهر به ده رفتهام! تهران آن روز در مقابل زاگرب مثل اروپا بود. ۲-۳ سال پیش دوباره از یوگسلاوی دیدن کردم و در یکی از مراکز تحقیقات ایشان کار کردم. اینبار از دیدن پیشرفتهای آنها و عقبماندگی خودمان اندوه به دلم نشست. ۲۵ سال پیش حتی آسفالت نداشتند، اما امروز یوگسلاوی را از حیث عمران و آبادی، بناهای زیبا، تکنولوژی و غیره مثل همسایهاش، اتریش، پیشرفته میبینید. در این دو دهه آنقدر پیشرفت کردهاند که تصور ناپذیر است. آنها هم نفت ما را ندارند. در این دو دهه در یوگسلاوی چه شدهاست؟ مطمئناً معجزهای نشده و اگر هم معجزهای باشد اعجاز کار است و ایمان و رهبری درست و اندیشمندانه.
چرا راه دور برویم؟ همین ترکیه را نگاه کنید. دو هفته پیش که برای بازدید از دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به پاریس رفته بودم، در تلویزیون آقای «تورگوت اوزال» رئیسجمهور ترکیه را دیدم که در مصاحبه خیلی با قدرت حرف میزد. از او پرسیدند از تورم سرسامآور ترکیه ناراحت نیستید؟ با اطمینان و اعتمادبهنفس گفت: «خیر! خیر! ما باید این مرحله را پشت سر بگذاریم و ملت ما باید این رنجها و مصائب را تحمل کند. ما باید از این دوران برزخ بگذریم و ۱۰ سال به خودمان فرصت دادهایم که سخت کار کنیم و کم بخوریم تا وقتیکه به سال ۲۰۰۰ میلادی رسیدیم، چنان زیربنای قدرتمند صنعتی و فناوری داشته باشیم که هر چه اراده کردیم، بتوانیم انجام دهیم.» بهنظرم ترکها اگر بجنبند به آنچه میخواهند، خواهند رسید. من کالاهای ترک و حضور این کشور را در همهجای اروپا، در سوپرمارکتها، بانکها، مؤسسات جهانگردی، مراکز اقتصادی و غیره دیدم. توجه کنید که امکان حضور در صحنههای جهانی وقتی به دست میآید که چیزی در چنته داشته باشید، یا جنس مرغوب و ارزانی در دست. اروپا بیدلیل کسی را تحویل نمیگیرد. حالا خیال نکنید که در ترکیه رفاه و نعمت از دیوار میبرد. نه! تورم سالیانه بالای ۶۰ تا ۷۰ درصد است. ارزش پولشان خرد شده. گرانی وحشتناک است و حتی نان که در ایران ارزان و فراوان است، در ترکیه کالای چندان آسانیاب و ارزانی نیست. هر کس وقتی نان میخرد حسابوکتاب میکند و همانقدر میخرد که میتواند بخورد. نه اینکه ۲ کیلو بخرید و ۱ کیلوی آن را توی ظرف آشغال بریزد!
نان که گفتم به یاد آرژانتین افتادم! ۲-۳ سال پیش (۱۳۶۶) من یک سال در آنجا گذراندم. آرژانتین کشور بزرگی است که یک برابر و نیم ایران مساحت دارد و جمعیتش تنها دوسوم جمعیت ایران است. رودخانههایش دریاست و به افق وصل شده و کرانههایش را نمیتوان دید! همه این کشور مرتع سرسبزی است و بیشاز چندصد میلیون رأس دام دارد. سالانه ۴۰ میلیون تن گندم برداشت میکند و نفت هم نمیفروشد و وارد هم نمیکند و خودکفاست. کشور فقیری نیست، اما در همین کشور با تولید ۴۰ میلیون تن گندم در سال، نان بهراحتی به دست نمیآید. یعنی گران است و بیحسابوکتاب نمیشود چند کیلو نان خرید. مردم بهای هر ذره نان را خوب میدانند. واقعیت این است که مردم ما گاهی بحق از گرانی حرف میزنند، اما نمیدانند که در کشورهای دیگر چه خبر است و کسی هم به آنها نمیگوید. بهراستی ما با ملت خودمان تعارف میکنیم. وقتی ما این حرفها را میزنیم، عدهای میگویند که نان و آب و برق و نفت و گاز و غیره باید در کشور ما ارزان [حتی مفت!] باشد، چرا که ما نفت داریم! بله تا چندسالی هم نفت داریم، اما مگر یک نسل حق دارد همه این میراث پدری را یکجا ببلعد؟ جواب فرزندانتان را چه خواهید داد؟
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
به پاکستان برویم. به خاطر دارم که وقتی بنگلادش از پاکستان جدا شد، «ذوالفقارعلی بوتو» رئیسجمهور پاکستان در سخنانی قریب به این مضمون گفت: «اگر بنا باشد که ما از این پس علف بخوریم، باید بخوریم و خودمان را از نظر علمی و فنی قوی کنیم تا دیگر اینطور توسریخور نباشیم». از آن هنگام پاکستان فقیر که با مساحت کم حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد و بهزحمت میتواند شکم مردمان خود را سیر کند و نفت و نعمات خدادادی کشور ما را هم ندارد، شروع کرد به سرمایهگذاری برنامهریزیشده روی یک رشته از تکنولوژیها از جمله هستهای و حالا در دانش هستهای بهجایی رسیده که دنیا از او حساب میبرد و مدام تهدیدش میکند که از فضولی در کار اتم دست بردارد...
در هند هم وقتی جواهر لعل نهرو به نخستوزیری رسید به پروفسور بابا که شخص مبرز و کاردانی بود حکم داد که هند را به دانش هستهای مجهز کند و الان هند در این زمینه یکی از پیشرفتهترین کشورهای جهان است و کسانی که از این کشور دیدن کردهاند میگویند با آنکه فقر از در و دیوار هند میبارد، هنگامی که وارد مرکز تحقیقات هستهای هند میشوید از نظافت، نظم، ترتیب و برنامهریزی عالی آن متحیر میشوید...
خلاصه آنکه ملتها هرگاه اراده کنند میتوانند عقبماندگیهای تاریخی خود را جبران کنند و ما ایرانیها هم میتوانیم در یک بازه زمانی معقول فاصله خود را با کشورهای پیشرفته از میان برداریم و فراموش نکنیم که برای اینکار فرصت زیادی نداریم. (ص ۵۳۱-۵۴۱).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
دکتر علیاکبر صالحی در مقام رئیس دانشگاه صنعتی شریف.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Introduction to the ATLAS detector of the Large Hadron Collider (LHC) at CERN — Part I of II
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Introduction to the ATLAS detector of the Large Hadron Collider (LHC) at CERN — Part II of II
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کتاب روایت بحران هستهای ایران اثر حسین موسویان | انتشارات تیسا
کتابی که جان کری خواند و قانع شد!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
سید حسین موسویان سفیر سابق ایران در آلمان و سخنگوی سابق تیم مذاکرات هستهای در زمان ریاست جمهوری خاتمی، این کتاب را مهمترین اثر خود معرفی کرده است. این کتاب که متن انگلیسی آن توسط بنیاد کارنگی در آمریکا چاپ شده، در محافل فکری و اندیشکدههای این کشور بسیار مورد استقبال قرار گرفت و کارشناسان بسیاری خواندن آن را برای آشنایی با جزئیات بحران هستهای ایران توصیه کردهاند. انبوه دادههایی که برخی از آنها برای اولین بار منتشر میشوند، این کتاب را به اثری در خور تامل برای کارشناسان و علاقهمندان تبدیل کرده است.
«روایت بحران هستهای ایران؛ ناگفتههای یک دیپلمات»، سرگذشت بخشی از کنشگری سیاسی آقای موسویان نیز هست. زیرا موسویان از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۸۴ مسئول کمیتۀ روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی ایران بوده است. خواندنیترین بخشهای این سرگذشت، وقایع مربوط به بازداشت و بازجویی موسویان را بازگو میکند. وی در سال ۱۳۸۶ به اتهام جاسوسی بازداشت شد. این کتاب در عین حال، اثری تحلیلی محسوب میشود. موسویان بارها به گذشته باز میگردد و چالشهای فراروی دولت ایران و نیز گزینههای مورد بررسی ایران را در مواجهه با چالشها ترسیم میکند.
این کتاب نخستین گزارش پرجزئیات ایرانی است که تقابل وتلاش همهجانبه دیپلماتیک ایران و طرفین مذاکره را در جریان بحران هستهای ایران از سال ۱۳۸۱ برای خوانندگان کتاب روایت می کند. روایتی که موسویان ارائه میدهد، با بهرهگیری از تحقیقات گسترده و دسته اول، مصالح ایرانی مورد نیاز را به آنچه تاریخ از این وقایع ثبت کرده است، اضافه میکند و نشان می دهد ایران در واقع هیچ تخلفی نکرده بود، بلکه تنها بر اساس پادمان هستهای منتظر بود شش ماه پیش از افتتاح پروژه نطنز و آب سنگین اراک آن را به اطلاع IAEA برساند.
روایت های دست اول موسویان از پشت پرده برخی مسایل جنجالی از جمله در بحث تبادل سوخت، پیشنهاد ایجاد مجمع بینالمللی غنیسازی، سانتریفیوژ P2، استعفا و در واقع کنارهگیرب علی لاریجانی، قرارداد ترکمانچای نامیدن پروتکل الحاقی توسط ولایتی، کنارهگیری مهندس آقازاده، مذاکرات پاریس و دهها موضوع جذاب دیگر این کتاب را برای هر خوانندهای جذاب میکند.
جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا بعد از خواندن این کتاب گفته بود: «من متقاعد شدم که ایران از غنیسازی دست برنخواهد داشت»؛
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای