به یاد تـــزار؛
بازخوانی پرونده وحشتناکترین انفجار هستهای تاریخ.
_____________________________________
بمب تزار قویترین بمب هستهای آزمایششده تاکنون در تاریخ بشر است. ساخت این سلاح که در روسی «مادر کوزکینا» نیز نامگذاری شده، به دستور «نیکیتا خروشچف»، رهبر وقت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰) آغاز شد و تنها چند ماه بعد توسط گروهی از دانشمندان هستهای به رهبری ایگور کورچاتوف عضو انجمن علمی آکادمی علوم اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی آماده شد. هدف روسها از ساخت این بمب اثبات برتری قدرت و فناوری خود به حریف آمریکایی بود. این آزمایش همچنین، اصول طراحی جدید برای بمبهای گرماهستهای با بازده بالا را تأیید کرد، و همانطور که در گزارش نهایی آن آمده، امکان طراحی یک سامانه انفجاری «عملاً با قدرت نامحدود» فراهم شد.
بمب تزار در تاریخ ۳۰ اکتبر سال ۱۹۶۱ (آبان ۱۳۴۰) در مجمعالجزایر نوایا زملیا (به معنی سرزمین نو) در اقیانوس منجمد شمالی و نزدیک به کشورهای سوئد و فنلاند آزمایش شد. موج انفجار این بمب سه بار دور کره زمین چرخید! در فنلاند شیشه برخی خانهها شکست. هر موجود زنده تا شعاع ۱۰۰ کیلومتری نقطه انفجار، بخار یا خاکستر شد. شعاع تخریب مؤثر (۱۰۰٪) این انفجار ۵۰۰ کیلومتر بود و پس از آن ابر قارچی به ارتفاع ۶۸ کیلومتر به آسمان رفت که تا ۱۰۰۰ کیلومتری با چشم دیده میشد. همچنین، یونیدگی جو باعث شد تا امواج رادیویی حتی در فواصل بسیار دور از آزمایش، نزدیک به ۴۰ دقیقه مختل شود.
برای اینکه بمبافکن فرصت کند تا از محل دور شود، یک چتر ۸۰۰ کیلوگرمی به بمب وصل شده بود تا بمب بهکندی به ارتفاع ۴۰۰۰ تا ۳۵۰۰ متری زمین رسیده و سپس منفجر شود. با همه این پیشبینیها قدرت انفجار چنان زیاد بود که موج آن بمبافکن را در فاصله ۱۵۷ کیلومتری به فاصله یک کیلومتر در اختیار گرفت و از مسیر خارج کرد.
پیش از این آزمایش، نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده از زمان اجرای آن آگاه شده بودند و همزمان با آن یک هواپیمای شناسایی (در قالب عملیات سرعتنور) به منطقه اعزام کرده بودند. این هواپیمای شناسایی که مجهز به تابشسنجهای لازم بود، بهاندازهای به انفجار نزدیک شد که رنگ ضدتابش بدنه آن سوخت. نتایج اندازهگیری آمریکاییها نشان داد که بمب تقریباً معادل ۵۸ مگاتن TNT (یعنی ۲۴۳ PJ) انرژی آزاد کرده است. اما پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰)، دولت روسیه بازدهی بمب را ۵۰ مگاتن (۲۰۹ PJ) اعلام کرد و چون روسها ابزارهای لازم را در اختیار داشته و به محل آزمایش دسترسی داشتند، قدرت اعلامی آنها به عنوان رقم دقیقتر پذیرفته شد.
محاسبات نشان میداد که اگر پیرامون کره انفجاری این بمب را با اورانیوم-۲۳۸ (به عنوان لایه تأخیرانداز یا کوبشگر - tamper) میپوشاندند، بازده آن از آستانه وحشتناک ۱۰۰ مگاتن TNT هم فراتر میرفت، اما ترس از قدرت بالای انفجار و فرصت کم بمبافکن برای فرار از منطقه و نیز نگرانی از شدت ریزش هواپخشهای پرتوزا سرانجام سازندگان را قانع کرد تا از لایه سرب به جای U-238 استفاده کنند. این جایگزینی باعث شد تا بمب تزار با وجود قدرت وحشتناک، یکی از پاکترین بمبهای هستهای از نظر شدت پرتوزایی باشد که تاکنون ساخته شدهاست؛ آنچنان تمیز که طبق گزارشها آزمایشگران پس از ۲ ساعت به محل انفجار رفته و شروع به بررسیهای میدانی کردند!
بمب تزار تنها یک بار ساخته شد چراکه وزن ۲۷ تنی، طول ۸ متری و قطر ۲ متری آن بسیار فراتر از گنجایش کلاهک موشکهای دوربرد بود و تنها باید به کمک بمبافکنهای بزرگ به منطقه هدف برده میشد. با توجه به پیشرفت سامانههای پدافندی و جنگندههای نوین این کار خطر بزرگی به شمار میرفت.
قسمتهای باقیمانده از روکش بمب و نمونکهای آن (Mockups) در موزه جنگافزار هستهای روسیه، ساروف (آرزاماس-۱۶)، و موزه جنگافزار هستهای و مؤسسه پژوهشهای فنی فیزیک روسیه، سنژینسک (چلیابینسک-۷۰)، نگهداری میشود.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
نقطه انفجار بمب تزار در جزیره نوایا زملیا در اقیانوس منجمد شمالی.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
لحظات نخستین تشکیل گوی آتشین پس از انفجار بمب تزار.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
پسلرزههای سیاسی انفجار بمب تزار
آزمایش AN602 (نام رسمی بمب تزار) توسط اتحاد جماهیر شوروی، باعث ترس جدی مقامات غربی (و بهویژه اروپاییها) از توان هستهای شوروی شد و بهشدت این آزمایش را محکوم کردند. اروپاییها همواره بر این باور بودند که در صورت رخداد جنگ هستهای بین آمریکا و شوروی، گوشت قربانی و زمین سوخته، اروپا خواهد بود.
همچنین پس از این آزمایش، ایالات متحده دیگر ظرفیت آزمایشهای هستهای خود را افزایش نداد. تا آن زمان قویترین بمب هستهای آمریکا ۱۵ مگاتن TNT قدرت داشت (یعنی کمتر از یکسوم بازدهی بمب تزار). از این رو تلاشها برای محدودکردن رقابت تسلیحاتی شدت گرفت و دو سال بعد در سال ۱۹۶۳ (۱۳۴۲) «پیمان منع جزئی آزمایشهای هستهای» با هدف ممنوعیت آزمایشهای هستهای در جو، فضا و زیر آب (یعنی هرکجا غیر از زیر زمین) در مسکو به امضا رسید.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
اول شکافت، سپس گداخت، و باز هم گداخت!
بمب تزار یک بمب سه مرحلهای (شکافت، گداخت، گداخت) با طراحی مرحله دوم و سوم تروتنو-بابائو بود که قدرت آن ۱۵۷۰ برابر مجموع انرژی بمبهایی است که هیروشیما و ناکازاکی را ویران کردند! این بمب ۱۰ برابر انرژی ترکیبی همه مواد منفجره معمولی استفادهشده در جنگ جهانی دوم، و ۱۰ درصد از بازده ترکیبی همه آزمایشهای هستهای دیگر تا کنون قدرت داشته است! یک بمب هیدروژنی سه مرحلهای از یک بمب اولیه شکافت برای فشردهسازی یک بمب ثانویه هیدروژنی استفاده میکند، و سپس از انرژی حاصل از انفجار دوم برای فشردهکردن یک مرحله گرماهستهای بسیار بزرگتر استفاده میکند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ابعاد واقعی بمب تزار را در این عکس میتوان مشاهده کرد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
آندره ساخاروف (۱۹۲۹-۱۹۸۹)، از طراحان بمب تزار، در سال ۱۹۷۵ به علت فعالیتهای بشردوستانه برنده جایزه صلح نوبل شد!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تماشا کنید:
آزمایش بمب تزار در جزیره نوایا زملیا، اقیانوس منجمد شمالی، ۱۹۶۱.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی به ساختار داخلی و سازوکار بمب تزار.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در عمق صدها هزار کیلومتری درون #خورشید چه میگذرد؟
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ناقابل، فقط ۲۰۰۰ نفــــر!
بازخوانی #پرونده حادثه #پرتوگیری عمومی در استان #ساموت_پراکان #تایلند (۲۰۰۰)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در فوریه سال ۲۰۰۰، یک سهلانگاری باعث بیشپرتوگیری نزدیک به ۲۰۰۰ نفر از مردم در استان ساموت پراکان تایلند شد. از این تعداد ده نفر بستری شدند که نهایتاً سه نفر آنان پس از چند روز جان باختند.
داستان از این قرار است که در سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸) بیمارستان راماثیبادی در #بانکوک، پایتخت #تایلند، یک دستگاه #گامادرمانی، ساختِ زیمنس را خریداری و نصب کرد. از آنجا که نیمهعمر Co-60 حدود ۵٫۳ سال است، بیمارستان پس از ۱۲ سال چشمه قدیمی را خارج و یک چشمه تازه جایگزین آن میکند. اما سرانجام در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) بیمارستان تصمیم میگیرد تا این دستگاه قدیمی را از رده خارج کرده و از شرکت کانادایی نوردیون (Nordion) یک دستگاه بهروزتر خریداری کند. اما آن زمان، شرکت #زیمنس تولید این نوع دستگاههای قدیمی را متوقف کرده و از آن پشتیبانی فنی هم نمیکرد. بنابراین پسفرستادن دستگاه فرسوده به کشور مبدأ (آلمان) میسر نشد و شرکت کانادایی نوردیون نیز پذیرای این دستگاه نامربوط نمیشد. بهناچار، بیمارستان آن را به شرکت واردکننده تایلندی فروخت که واسط بیمارستان و سازنده دستگاه جدید بود.
از نظر قانونی، در تایلند هرگونه خرید و فروش، واردات، صادرات، نصب، بهرهبرداری، بازبینی و ایمنیسنجی تجهیزات هستهای باید با مجوز یا نظارت «دفتر انرژی اتمی برای صلح (OAEP)» صورت پذیرد، اما این نهاد به عللی همچون کمبود بودجه و متخصص و نیز سهلانگاری در اجرای قانون نمیتوانست بر همه فعالیتهای هستهای در سراسر کشور نظارت مؤثری اعمال کند. در این پرونده خاص، نه شرکت واردکننده و نه بیمارستان هیچکدام نهاد ناظر را از این واگذاری آگاه نکردند.
پنج سال بعد (۱۹۹۹)، در حالی که ۴ دستگاه پرتودرمانی قدیمی، در انبار شرکت واسط نگهداری میشد، اجارهنامه انبار به پایان رسید. از طرفی این شرکت تنها مجوز انبارداری یک دستگاه پرتودرمانی را دریافت کرده بود، در حالی که سه دستگاه دیگر از این نوع را در انبار خود نگه داشته بود. به این ترتیب، شرکت سریعاً دستگاه مجوزدار را زیر نظر نهاد حقوقی این کشور تعیین تکلیف میکند ولی درباره سه دستگاه دیگر اطلاعرسانی نمیکند. این سه دستگاه به یک پارکینگ خودرو در حومه بانکوک منتقل شده و در مکان روباز رها میشوند.
چند ماه بعد، در فوریه سال ۲۰۰۰، دو خریدار ضایعات فلزی، کلگی یکی از این دستگاهها را جدا میکنند و با خود به خانه میبرند تا سر فرصت قطعات فلزی آنها را– که در حقیقت حفاظ قرصهای کبالتی بودند – از هم وا کرده و به انبار اسقاط بفرستند. شش روز بعد، این دو نفر به همراه دو نفر دیگر با چکش و ابزار سبک به جان حفاظ استوانهای فولادی-سربی دستگاه افتاده ولی نمیتوانند آن را تکهتکه کنند. از این رو، این قطعات را به همراه دیگر ضایعات بار کرده و به انباری در استان ساموت پراکان در جنوب پایتخت میبرند. در آنجا از کارگری میخواهند تا با مشعل استیلن این استوانهها را برش دهد. پس از برشِ استوانه فولادی خارجی، استوانه داخلی سربی بیرون میافتد که دوباره کارگران به جان آن میافتند و آنها را تکهتکه میکنند.
از همان روز این ۴ نفر (۲ خریدار ضایعات و ۲ کارگر) احساس سردرد و حالت تهوع میکنند. در طول هفته بعد نیز نشانههای بیماری و ناخوشی یکبهیک در کارگران انبار ضایعات ظاهر میشود. صاحب انبار که به آهنپارههای تازه مشکوک شده بود، از خریداران آن میخواهد که آن آهنپارهها را از حیاط برداشته و به گوشه دیگری بیندازند. با وجود این، حال قراضهخرها و کارگران مرتب رو به وخامت میرود و کار به بستری میکشد. چند روز بعد، همسر صاحب انبار نیز که گهگاه به آنجا میآمد به علت خونریزی شدید از بینی در #بانکوک بستری میشود. همزمان، خود صاحب انبار و مادرش هم بیمار میشوند. در ادامه سگی نیز که در همان انبار پرسه میزد، ظرف چند روز میمیرد.
چند روز بعد، دو نفر از بستریشدگان به علت وخامت شرایط به بخش جراحی منتقل میشوند. در آزمایش خون همه آن بیماران هم شمار گلبولهای سفید خون کاهش غیرعادی را نشان میداد.
سرانجام، پس از چند روز پزشکان با بررسی نشانهها و روند بیماری به این فرضیه میرسند که احتمالا منشأ ناخوشی، پرتوگیری شدید است و از این رو دفتر انرژی اتمی برای صلح (OAEP) تایلند را در جریان رخداد قرار میدهند.
با پیگیری کارشناسان OAEP و بازپرسی از بیماران، سرنخ ماجرا به انبار ضایعات میرسد. پس از رسیدن کارشناسان به ورودی انبار، در همانجا دزسنج آنان تابش قابل ملاحظه 1.0mSv/hr را نشان میدهد (بیشینه دز مؤثر مجاز برای مردم ۱٫۰ میلیسیورت بر سال است!).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای