اول شکافت، سپس گداخت، و باز هم گداخت!
بمب تزار یک بمب سه مرحلهای (شکافت، گداخت، گداخت) با طراحی مرحله دوم و سوم تروتنو-بابائو بود که قدرت آن ۱۵۷۰ برابر مجموع انرژی بمبهایی است که هیروشیما و ناکازاکی را ویران کردند! این بمب ۱۰ برابر انرژی ترکیبی همه مواد منفجره معمولی استفادهشده در جنگ جهانی دوم، و ۱۰ درصد از بازده ترکیبی همه آزمایشهای هستهای دیگر تا کنون قدرت داشته است! یک بمب هیدروژنی سه مرحلهای از یک بمب اولیه شکافت برای فشردهسازی یک بمب ثانویه هیدروژنی استفاده میکند، و سپس از انرژی حاصل از انفجار دوم برای فشردهکردن یک مرحله گرماهستهای بسیار بزرگتر استفاده میکند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ابعاد واقعی بمب تزار را در این عکس میتوان مشاهده کرد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
آندره ساخاروف (۱۹۲۹-۱۹۸۹)، از طراحان بمب تزار، در سال ۱۹۷۵ به علت فعالیتهای بشردوستانه برنده جایزه صلح نوبل شد!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تماشا کنید:
آزمایش بمب تزار در جزیره نوایا زملیا، اقیانوس منجمد شمالی، ۱۹۶۱.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی به ساختار داخلی و سازوکار بمب تزار.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در عمق صدها هزار کیلومتری درون #خورشید چه میگذرد؟
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ناقابل، فقط ۲۰۰۰ نفــــر!
بازخوانی #پرونده حادثه #پرتوگیری عمومی در استان #ساموت_پراکان #تایلند (۲۰۰۰)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در فوریه سال ۲۰۰۰، یک سهلانگاری باعث بیشپرتوگیری نزدیک به ۲۰۰۰ نفر از مردم در استان ساموت پراکان تایلند شد. از این تعداد ده نفر بستری شدند که نهایتاً سه نفر آنان پس از چند روز جان باختند.
داستان از این قرار است که در سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸) بیمارستان راماثیبادی در #بانکوک، پایتخت #تایلند، یک دستگاه #گامادرمانی، ساختِ زیمنس را خریداری و نصب کرد. از آنجا که نیمهعمر Co-60 حدود ۵٫۳ سال است، بیمارستان پس از ۱۲ سال چشمه قدیمی را خارج و یک چشمه تازه جایگزین آن میکند. اما سرانجام در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) بیمارستان تصمیم میگیرد تا این دستگاه قدیمی را از رده خارج کرده و از شرکت کانادایی نوردیون (Nordion) یک دستگاه بهروزتر خریداری کند. اما آن زمان، شرکت #زیمنس تولید این نوع دستگاههای قدیمی را متوقف کرده و از آن پشتیبانی فنی هم نمیکرد. بنابراین پسفرستادن دستگاه فرسوده به کشور مبدأ (آلمان) میسر نشد و شرکت کانادایی نوردیون نیز پذیرای این دستگاه نامربوط نمیشد. بهناچار، بیمارستان آن را به شرکت واردکننده تایلندی فروخت که واسط بیمارستان و سازنده دستگاه جدید بود.
از نظر قانونی، در تایلند هرگونه خرید و فروش، واردات، صادرات، نصب، بهرهبرداری، بازبینی و ایمنیسنجی تجهیزات هستهای باید با مجوز یا نظارت «دفتر انرژی اتمی برای صلح (OAEP)» صورت پذیرد، اما این نهاد به عللی همچون کمبود بودجه و متخصص و نیز سهلانگاری در اجرای قانون نمیتوانست بر همه فعالیتهای هستهای در سراسر کشور نظارت مؤثری اعمال کند. در این پرونده خاص، نه شرکت واردکننده و نه بیمارستان هیچکدام نهاد ناظر را از این واگذاری آگاه نکردند.
پنج سال بعد (۱۹۹۹)، در حالی که ۴ دستگاه پرتودرمانی قدیمی، در انبار شرکت واسط نگهداری میشد، اجارهنامه انبار به پایان رسید. از طرفی این شرکت تنها مجوز انبارداری یک دستگاه پرتودرمانی را دریافت کرده بود، در حالی که سه دستگاه دیگر از این نوع را در انبار خود نگه داشته بود. به این ترتیب، شرکت سریعاً دستگاه مجوزدار را زیر نظر نهاد حقوقی این کشور تعیین تکلیف میکند ولی درباره سه دستگاه دیگر اطلاعرسانی نمیکند. این سه دستگاه به یک پارکینگ خودرو در حومه بانکوک منتقل شده و در مکان روباز رها میشوند.
چند ماه بعد، در فوریه سال ۲۰۰۰، دو خریدار ضایعات فلزی، کلگی یکی از این دستگاهها را جدا میکنند و با خود به خانه میبرند تا سر فرصت قطعات فلزی آنها را– که در حقیقت حفاظ قرصهای کبالتی بودند – از هم وا کرده و به انبار اسقاط بفرستند. شش روز بعد، این دو نفر به همراه دو نفر دیگر با چکش و ابزار سبک به جان حفاظ استوانهای فولادی-سربی دستگاه افتاده ولی نمیتوانند آن را تکهتکه کنند. از این رو، این قطعات را به همراه دیگر ضایعات بار کرده و به انباری در استان ساموت پراکان در جنوب پایتخت میبرند. در آنجا از کارگری میخواهند تا با مشعل استیلن این استوانهها را برش دهد. پس از برشِ استوانه فولادی خارجی، استوانه داخلی سربی بیرون میافتد که دوباره کارگران به جان آن میافتند و آنها را تکهتکه میکنند.
از همان روز این ۴ نفر (۲ خریدار ضایعات و ۲ کارگر) احساس سردرد و حالت تهوع میکنند. در طول هفته بعد نیز نشانههای بیماری و ناخوشی یکبهیک در کارگران انبار ضایعات ظاهر میشود. صاحب انبار که به آهنپارههای تازه مشکوک شده بود، از خریداران آن میخواهد که آن آهنپارهها را از حیاط برداشته و به گوشه دیگری بیندازند. با وجود این، حال قراضهخرها و کارگران مرتب رو به وخامت میرود و کار به بستری میکشد. چند روز بعد، همسر صاحب انبار نیز که گهگاه به آنجا میآمد به علت خونریزی شدید از بینی در #بانکوک بستری میشود. همزمان، خود صاحب انبار و مادرش هم بیمار میشوند. در ادامه سگی نیز که در همان انبار پرسه میزد، ظرف چند روز میمیرد.
چند روز بعد، دو نفر از بستریشدگان به علت وخامت شرایط به بخش جراحی منتقل میشوند. در آزمایش خون همه آن بیماران هم شمار گلبولهای سفید خون کاهش غیرعادی را نشان میداد.
سرانجام، پس از چند روز پزشکان با بررسی نشانهها و روند بیماری به این فرضیه میرسند که احتمالا منشأ ناخوشی، پرتوگیری شدید است و از این رو دفتر انرژی اتمی برای صلح (OAEP) تایلند را در جریان رخداد قرار میدهند.
با پیگیری کارشناسان OAEP و بازپرسی از بیماران، سرنخ ماجرا به انبار ضایعات میرسد. پس از رسیدن کارشناسان به ورودی انبار، در همانجا دزسنج آنان تابش قابل ملاحظه 1.0mSv/hr را نشان میدهد (بیشینه دز مؤثر مجاز برای مردم ۱٫۰ میلیسیورت بر سال است!).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
به همین علت، کارشناسان از ورود به انبار ضایعات خودداری کرده و از مرکز تقاضای نیروی کمکی میکنند. با دریافت گزارش آلودگی شدید پرتویی، دفتر OAEP اعلام وضعیت قرمز کرده و آماده عملیات پاکسازی میشود. با این حال، پس ورود نیروهای ویژه به انبار، مشخص میشود که محیط به مواد پرتوزا آغشته نیست، اما شدت دز در کانون تابش تا سطح وحشتناک 10Sv/hr هم بالا میرود. از این رو نیروها نمیتوانند در میان پشتههای آهنقراضه به کانون نزدیکتر شوند تا ببینند چشمه پرتوزا دقیقا چیست و دشمن نامرئی از کجا ساطع میشود.
مرکز فورا تصمیم میگیرد که اطراف انبار را منطقه ترددممنوع اعلام کند، اما ضرورتی برای تخلیه محله نمیبیند. آن شب عملیات جستوجوی محتاطانه ادامه مییابد، اما به نتیجه نمیرسد. روز بعد آنها یک بیل مکانیکی به انبار میآورند تا آهنقراضهها را یکییکی کنار بزند و راه را باز کند. همچنین، برای نیروها حفاظ سربی تهیه میشود تا از شدت پرتوگیری کاسته شود. یک دستگاه فلوئورسان نیز به محل آورده میشود تا شاید به تشخیص مکان دقیق چشمه کمک کند. بهعلاوه، آنان آشکارسازها را به سر چوبهای بامبوی دراز میبندند تا از فاصله دورتری بتوانند محلهای مشکوک را بیازمایند. همچنین، به سر چوبهای پنجمتری بامبو آهنربا بستند تا بتوانند آهنپارههای کوچک را از سر راه کنار بزنند. کار جستوجو تا شب طول کشید. بالاخره دستگاه فلوئورسان توانست مکان تقریبی چشمه را نشان دهد، اما مشکل آنجا بود که نور مهتاب در کار دستگاه اختلال ایجاد میکرد. بنابراین گروه مجبور بود بیشتر صبر کند، بلکه یک لکه ابر روی ماه را بپوشاند.
سرانجام پس از نیمهشب چشمه پیدا شد و توانستند آن را به درون یک حفاظ بیندازند. دستگاه گاماسنج حاضر در محیط شدت تابش آن را ۱۵٫۷ ترابکرل معادل ۴۲۰ کوری نشان میداد. با جمعآوری چشمه، شدت تابش در انبار به سطح معمول برگشت.
در ادامه تحقیقات، گروه عملیات از وجود سه دستگاه پرتودرمانی در پارکینگ یادشده آگاه میشود و میبیند که کلگی یکی از آنها باز شده است. به این ترتیب مشخص میشود که چشمه یافتشده متعلق به این دستگاه بوده است.
پس از این حادثه، دفتر انرژی اتمی برای صلح تایلند موضوع را به آژانس گزارش میکند و آژانس نیز گروهی را برای کمک به مدیریت صحنه و درمان بیماران اعزام میکند.
در این حادثه مجموعا ۱۰ نفر بستری شدند که ۳ نفر آنان با وجود اقدامات درمانی پس از مدتی فوت کردند. برآورد میشود که دز دریافتی آنان بیش از 6Gy بوده است. همچنین، حدود ۲۰۰۰ نفر در شعاع ۱۰۰ متری انبار ضایعات زندگی میکردند که احتمالا دز نامجاز دریافت کردهاند. از نیمی از این افراد آزمایش خون گرفته شد و داروهایی برایشان تجویز شد.
این حادثه سروصدای زیادی در تایلند ایجاد کرد و مدتها محور جنجال رسانهها بود. دادگاه رسیدگی به حادثه، شرکت واسط (KSE) را به علت تخلف از قوانین ایمنی هستهای و سهلانگاری در انبارداری دستگاههای پرتودرمانی، به پرداخت جریمهای معادل ۱۹٫۰۰۰ دلار محکوم کرد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
گروه عملیات در حال جستوجو برای یافتن چشمه گامای گمشده در انبار ضایعات فلزی.
استان #ساموت_پراکان #تایلند (۲۰۰۰).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
حادثه #ساموت_پراکان و دیگر حوادث مشابه آژانس را به این نتیجه رساند که نماد قدیمی تابش به اندازه کافی هشداردهنده نیست و لازم است تا برای قسمتهای داخلی دستگاهها و نقاط حساس، نماد هشداردهندهتری تعریف شود. از این رو، در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) نماد جدید با استاندارد «ایزو ۲۱۴۸۲» طراحی شد تا مکمل نماد تابشهای #یونیزان باشد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای