در فوریه سال ۲۰۰۰، یک سهلانگاری باعث بیشپرتوگیری نزدیک به ۲۰۰۰ نفر از مردم در استان ساموت پراکان تایلند شد. از این تعداد ده نفر بستری شدند که نهایتاً سه نفر آنان پس از چند روز جان باختند.
داستان از این قرار است که در سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸) بیمارستان راماثیبادی در #بانکوک، پایتخت #تایلند، یک دستگاه #گامادرمانی، ساختِ زیمنس را خریداری و نصب کرد. از آنجا که نیمهعمر Co-60 حدود ۵٫۳ سال است، بیمارستان پس از ۱۲ سال چشمه قدیمی را خارج و یک چشمه تازه جایگزین آن میکند. اما سرانجام در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) بیمارستان تصمیم میگیرد تا این دستگاه قدیمی را از رده خارج کرده و از شرکت کانادایی نوردیون (Nordion) یک دستگاه بهروزتر خریداری کند. اما آن زمان، شرکت #زیمنس تولید این نوع دستگاههای قدیمی را متوقف کرده و از آن پشتیبانی فنی هم نمیکرد. بنابراین پسفرستادن دستگاه فرسوده به کشور مبدأ (آلمان) میسر نشد و شرکت کانادایی نوردیون نیز پذیرای این دستگاه نامربوط نمیشد. بهناچار، بیمارستان آن را به شرکت واردکننده تایلندی فروخت که واسط بیمارستان و سازنده دستگاه جدید بود.
از نظر قانونی، در تایلند هرگونه خرید و فروش، واردات، صادرات، نصب، بهرهبرداری، بازبینی و ایمنیسنجی تجهیزات هستهای باید با مجوز یا نظارت «دفتر انرژی اتمی برای صلح (OAEP)» صورت پذیرد، اما این نهاد به عللی همچون کمبود بودجه و متخصص و نیز سهلانگاری در اجرای قانون نمیتوانست بر همه فعالیتهای هستهای در سراسر کشور نظارت مؤثری اعمال کند. در این پرونده خاص، نه شرکت واردکننده و نه بیمارستان هیچکدام نهاد ناظر را از این واگذاری آگاه نکردند.
پنج سال بعد (۱۹۹۹)، در حالی که ۴ دستگاه پرتودرمانی قدیمی، در انبار شرکت واسط نگهداری میشد، اجارهنامه انبار به پایان رسید. از طرفی این شرکت تنها مجوز انبارداری یک دستگاه پرتودرمانی را دریافت کرده بود، در حالی که سه دستگاه دیگر از این نوع را در انبار خود نگه داشته بود. به این ترتیب، شرکت سریعاً دستگاه مجوزدار را زیر نظر نهاد حقوقی این کشور تعیین تکلیف میکند ولی درباره سه دستگاه دیگر اطلاعرسانی نمیکند. این سه دستگاه به یک پارکینگ خودرو در حومه بانکوک منتقل شده و در مکان روباز رها میشوند.
چند ماه بعد، در فوریه سال ۲۰۰۰، دو خریدار ضایعات فلزی، کلگی یکی از این دستگاهها را جدا میکنند و با خود به خانه میبرند تا سر فرصت قطعات فلزی آنها را– که در حقیقت حفاظ قرصهای کبالتی بودند – از هم وا کرده و به انبار اسقاط بفرستند. شش روز بعد، این دو نفر به همراه دو نفر دیگر با چکش و ابزار سبک به جان حفاظ استوانهای فولادی-سربی دستگاه افتاده ولی نمیتوانند آن را تکهتکه کنند. از این رو، این قطعات را به همراه دیگر ضایعات بار کرده و به انباری در استان ساموت پراکان در جنوب پایتخت میبرند. در آنجا از کارگری میخواهند تا با مشعل استیلن این استوانهها را برش دهد. پس از برشِ استوانه فولادی خارجی، استوانه داخلی سربی بیرون میافتد که دوباره کارگران به جان آن میافتند و آنها را تکهتکه میکنند.
از همان روز این ۴ نفر (۲ خریدار ضایعات و ۲ کارگر) احساس سردرد و حالت تهوع میکنند. در طول هفته بعد نیز نشانههای بیماری و ناخوشی یکبهیک در کارگران انبار ضایعات ظاهر میشود. صاحب انبار که به آهنپارههای تازه مشکوک شده بود، از خریداران آن میخواهد که آن آهنپارهها را از حیاط برداشته و به گوشه دیگری بیندازند. با وجود این، حال قراضهخرها و کارگران مرتب رو به وخامت میرود و کار به بستری میکشد. چند روز بعد، همسر صاحب انبار نیز که گهگاه به آنجا میآمد به علت خونریزی شدید از بینی در #بانکوک بستری میشود. همزمان، خود صاحب انبار و مادرش هم بیمار میشوند. در ادامه سگی نیز که در همان انبار پرسه میزد، ظرف چند روز میمیرد.
چند روز بعد، دو نفر از بستریشدگان به علت وخامت شرایط به بخش جراحی منتقل میشوند. در آزمایش خون همه آن بیماران هم شمار گلبولهای سفید خون کاهش غیرعادی را نشان میداد.
سرانجام، پس از چند روز پزشکان با بررسی نشانهها و روند بیماری به این فرضیه میرسند که احتمالا منشأ ناخوشی، پرتوگیری شدید است و از این رو دفتر انرژی اتمی برای صلح (OAEP) تایلند را در جریان رخداد قرار میدهند.
با پیگیری کارشناسان OAEP و بازپرسی از بیماران، سرنخ ماجرا به انبار ضایعات میرسد. پس از رسیدن کارشناسان به ورودی انبار، در همانجا دزسنج آنان تابش قابل ملاحظه 1.0mSv/hr را نشان میدهد (بیشینه دز مؤثر مجاز برای مردم ۱٫۰ میلیسیورت بر سال است!).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
به همین علت، کارشناسان از ورود به انبار ضایعات خودداری کرده و از مرکز تقاضای نیروی کمکی میکنند. با دریافت گزارش آلودگی شدید پرتویی، دفتر OAEP اعلام وضعیت قرمز کرده و آماده عملیات پاکسازی میشود. با این حال، پس ورود نیروهای ویژه به انبار، مشخص میشود که محیط به مواد پرتوزا آغشته نیست، اما شدت دز در کانون تابش تا سطح وحشتناک 10Sv/hr هم بالا میرود. از این رو نیروها نمیتوانند در میان پشتههای آهنقراضه به کانون نزدیکتر شوند تا ببینند چشمه پرتوزا دقیقا چیست و دشمن نامرئی از کجا ساطع میشود.
مرکز فورا تصمیم میگیرد که اطراف انبار را منطقه ترددممنوع اعلام کند، اما ضرورتی برای تخلیه محله نمیبیند. آن شب عملیات جستوجوی محتاطانه ادامه مییابد، اما به نتیجه نمیرسد. روز بعد آنها یک بیل مکانیکی به انبار میآورند تا آهنقراضهها را یکییکی کنار بزند و راه را باز کند. همچنین، برای نیروها حفاظ سربی تهیه میشود تا از شدت پرتوگیری کاسته شود. یک دستگاه فلوئورسان نیز به محل آورده میشود تا شاید به تشخیص مکان دقیق چشمه کمک کند. بهعلاوه، آنان آشکارسازها را به سر چوبهای بامبوی دراز میبندند تا از فاصله دورتری بتوانند محلهای مشکوک را بیازمایند. همچنین، به سر چوبهای پنجمتری بامبو آهنربا بستند تا بتوانند آهنپارههای کوچک را از سر راه کنار بزنند. کار جستوجو تا شب طول کشید. بالاخره دستگاه فلوئورسان توانست مکان تقریبی چشمه را نشان دهد، اما مشکل آنجا بود که نور مهتاب در کار دستگاه اختلال ایجاد میکرد. بنابراین گروه مجبور بود بیشتر صبر کند، بلکه یک لکه ابر روی ماه را بپوشاند.
سرانجام پس از نیمهشب چشمه پیدا شد و توانستند آن را به درون یک حفاظ بیندازند. دستگاه گاماسنج حاضر در محیط شدت تابش آن را ۱۵٫۷ ترابکرل معادل ۴۲۰ کوری نشان میداد. با جمعآوری چشمه، شدت تابش در انبار به سطح معمول برگشت.
در ادامه تحقیقات، گروه عملیات از وجود سه دستگاه پرتودرمانی در پارکینگ یادشده آگاه میشود و میبیند که کلگی یکی از آنها باز شده است. به این ترتیب مشخص میشود که چشمه یافتشده متعلق به این دستگاه بوده است.
پس از این حادثه، دفتر انرژی اتمی برای صلح تایلند موضوع را به آژانس گزارش میکند و آژانس نیز گروهی را برای کمک به مدیریت صحنه و درمان بیماران اعزام میکند.
در این حادثه مجموعا ۱۰ نفر بستری شدند که ۳ نفر آنان با وجود اقدامات درمانی پس از مدتی فوت کردند. برآورد میشود که دز دریافتی آنان بیش از 6Gy بوده است. همچنین، حدود ۲۰۰۰ نفر در شعاع ۱۰۰ متری انبار ضایعات زندگی میکردند که احتمالا دز نامجاز دریافت کردهاند. از نیمی از این افراد آزمایش خون گرفته شد و داروهایی برایشان تجویز شد.
این حادثه سروصدای زیادی در تایلند ایجاد کرد و مدتها محور جنجال رسانهها بود. دادگاه رسیدگی به حادثه، شرکت واسط (KSE) را به علت تخلف از قوانین ایمنی هستهای و سهلانگاری در انبارداری دستگاههای پرتودرمانی، به پرداخت جریمهای معادل ۱۹٫۰۰۰ دلار محکوم کرد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
گروه عملیات در حال جستوجو برای یافتن چشمه گامای گمشده در انبار ضایعات فلزی.
استان #ساموت_پراکان #تایلند (۲۰۰۰).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
حادثه #ساموت_پراکان و دیگر حوادث مشابه آژانس را به این نتیجه رساند که نماد قدیمی تابش به اندازه کافی هشداردهنده نیست و لازم است تا برای قسمتهای داخلی دستگاهها و نقاط حساس، نماد هشداردهندهتری تعریف شود. از این رو، در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) نماد جدید با استاندارد «ایزو ۲۱۴۸۲» طراحی شد تا مکمل نماد تابشهای #یونیزان باشد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
The Radiological Accident in Samut Prakarn | IAEA Book
https://www.iaea.org/publications/6375/the-radiological-accident-in-samut-prakarn
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
این کتاب که تمرکزش بر علل ذوب قلب راکتور است به نحوهٔ بروز حادثهٔ هستهای فوکوشیما دایچی در واحدهای ۱ تا ۴ میپردازد.
در ابتدا حادثهٔ هستهای تری مایل آیلند و نحوهٔ ذوب قلب آن توضیح داده میشود و با نتایج برگرفته از آن به تجزیه، تحلیل و توضیح علل حادثهٔ هستهای فوکوشیما پرداخته شده است.
همچنین در این اثر میتوانید با مفاهیم تروریسم هستهای و اقدامات ضدتروریسم هستهای و همچنین برچیدن راکتور آشنا شوید.
در قسمت دوم کتاب هم، نویسنده افکار خودش را در مورد مسائل مختلف حادثهٔ فوکوشیما از نظر فنی شرح میدهد. این قسمت شامل برخی اظهارنظرهای صریح است که برای آیندهٔ امنیت هستهای و بازسازی فوکوشیما مفید خواهد بود.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
دربارهٔ استاد میچیو ایشیکاوا، نویسنده مشهور کتاب «حادثه هستهای فوکوشیما دایچی» بیشتر بدانیم.
میچیو ایشیکاوا که در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳) متولد شده از نخستین مهندسانی است در سال ۱۹۵۷ (۱۳۳۶) به مؤسسهٔ تحقیقات انرژی اتمی ژاپن پیوست و بهتدریج به یک متخصص برجسته و سرشناس در ژاپن و فراتر از ژاپن تبدیل شد.
ژاپن نخستین بار در سال ۱۹۶۳ توانست از انرژی هستهای برق تولید کند. ایشیکاوا در سالهای خدمت خود در بخشها و آزمایشگاههای مختلفی مانند آیداهو کار کرد و در توسعه زیرساختهای هستهای ژاپن نقش فعالی داشته است. وی همچنین در ویژهکارگروههای بررسی حوادث تری مایل آیلند و چرنوبیل حضور داشته است.
از سال ۱۹۸۵ که ژاپن برای نخستین بار برچیدن راکتورهای قدرت هستهای را آغاز کرد، ایشیکاوا رهبری این مأموریت را برعهده گرفت. وی پس از کار به عنوان نایبرئیس مرکز تحقیقات JAERI توکیو، استاد گروه مهندسی دانشگاه هوکایدو شد.
ایشیکاوا پس از بازنشستگی، به عنوان مشاور فنی سازمان ایمنی انرژی هستهای ژاپن خدمت کرد و درآوریل ۲۰۰۵، رئیس مؤسسهٔ سابق فناوری هستهای ژاپن شد.
میچیو ایشیکاوا در طی سالهای ۱۹۷۳ تا ۲۰۰۴ سمتهای مختلفی داشته است؛ از جمله:
— مشاور ایمنی هستهای آژانس سابق علم و فناوری ژاپن؛
— مشاور فناوری تولید انرژی هستهای در وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن (METI)؛
— مشاور متخصص شورای مرکزی پیشگیری از بلایا، و
— نمایندهٔ کارگروههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی (OECD/NEA).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
مراسم دیدار و تقدیر رئیس جمهور سابق تایوان از هیأت ۲۵ نفره از نخبگان ژاپنی شرکتکننده در همایش بررسی حادثه فوکوشیما دایچی، سال ۲۰۱۳.
در این عکس رئیس جمهور تایوان (سمت راست) با میچیو ایشیکاوا متخصص برجسته هستهای ژاپن دست میدهد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
49.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راستی از کانادا چه خبر؟
کانادا یک مجموعه تأسیسات پژوهشی بزرگ داره به نام «آزمایشگاههای هستهای کانادا (CNL)». این آزمایشگاههای هستهای در کنار رودخانه چالک، در استان اُنتاریو واقع شدهان که تقریباً ۱۸۰ کیلومتر در جهت شمال غربی با شهر اتاوا (پایتخت) فاصله دارن. برای اینکه بزرگی این مرکز پژوهشی دستتون بیاد خوبه بدونید این کلانآزمایشگاه نزدیک به ۳۰۰ ساختمان داره و در زمینی به مساحت ۳٫۷۰۰ هکتار بنا شده!
از این آزمایشگاه تا حالا چندین برنده جایزه نوبل فیزیک هم بیرون اومده. مثلا در سال ۱۹۹۴، استاد بروکهاوس به خاطر پژوهشهاشون روی طیفسنجی نوترون برنده جایزه نوبل شدند.
تأسیسات CRL همچنین، یکی از بزرگترین عرضهکنندگان پرتوداروها برای مراکز تابشدرمانی دنیا است.
یه نکته جالبه دیگه اینکه قراره نخستین ریزواکنشگاه هستهای پودمانی (modular nuclear micro-reactor) دنیا در همین مرکز ساخته و نصب بشه تا برق خود آزمایشگاههای هستهای با انرژی هستهای تأمین بشه. اندازه این ریزواکنشگاهها ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ برابر کوچکتر از واکنشگاههای هستهای قدرته و بین ۱ تا ۲۰ مگاوات هم برق تولید میکنن.
دولت کانادا در ۲۰۱۶ تصمیم گرفت تا مبلغ ۱٫۲ میلیارد دلار روی این مرکز سرمایهگذاری کنه. قراره که مجموعاً ۱۲۰ مرکز قدیمی تخریب بشه و آزمایشگاههای بزرگ با مأموریتهای تازه و بهروز به جاشون برپا بشه، مثل آزمایشگاه هیدروژن برای پوشش نیازهای صنایع به فناوریهای هیدروژن.
این مرکز بر اساس شیوه GoCo مدیریت میشه که به معنی «مالکیت با دولت، اداره با پیمانکار» هست:
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
20.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی به کارکرد ابرلیزرها در «تأسیسات ملی افروزش (National Ignition Facility)» در کالیفرنیا.
تاسیسات ملی افروزش مشهور به NIF یک مرکز پژوهشی بزرگ در ایالت کالیفرنیا و متعلق به آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور (LLNL) است.ابعاد این آزمایشگاه به بزرگی ۳ زمین فوتبال آمریکایی است.
در این آزمایشگاه ۱۹۲ باریکه بسیار پرتوان لیزر همزمان از جهات مختلف بر روی دیوار داخلی پوکه یک قرص کروی (تقریبا به اندازه ساچمه سر خودکار) از ترکیب دوتریوم و تریتیوم متمرکز میشوند تا در اثر فشار فشار پرتوهای X روی قرص، واکنش همجوشی هستهای رخ دهد. فشار پرتوهای X ناشی از آن، چنان زیاد است که باعث درونپاشی قرص با سرعت باورنکردنی 350km/s میشود! این درونپاشی ماده را فشرده کرده و باعث افزایش چگالی آن از حدود 1g/cc تا 1000g/cc میشود که این فشار و دمای بالا (فشار ۳۰۰ میلیارد اتمسفر و دمای ۳ میلیون درجه سلسیوس) باعث گدازش هستهها میشود.
از نتایج این آزمایشگاه برای ساخت احتمالی واکنشگاه همجوشی به روش لختی استفاده خواهد شد. این مرکز در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۲ اعلام کرد که لیزرها توانستند هستههای D-T را به هم جوش دهند و بهره انرژی ۱٫۵ را ثبت کنند؛ یعنی در این فرایند ۱٫۵ برابر انرژی متمرکزشده بر قرص، انرژی آزاد شد که پیشرفت بسیار خوبی است، با این حال اگر مصرف انرژی خود لیزرها هم در حساب بازدهی وارد شود، بازده واقعی زیر ۱٪ بوده است. بنابراین هنوز راه زیادی تا واکنش خودنگهدار گداخت باقی مانده است.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای