Detonation at SL-1 (Jan. 03, 1961)
انفجار قلب واکنشگاه SL-1
بازخوانی پرونده یکی از بدترین حوادث هستهای ایالات متحده آمریکا
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
تقریبا از هر کسی (حتی خود آمریکاییها) که بپرسیم بدترین حادثه هستهای آمریکا چه بوده، خواهد گفت: تری مایل آیلند.
این پاسخ شاید از دید خسارت اقتصادی صحیح باشد، اما از منظر تلفات انسانی صحیح نیست. در حادثه تری مایل آیلند کسی کشته نشد و گزارش مستندی از آسیب پرتویی جدی به افراد وجود ندارد.
شاید بتوان حادثه کمتر شناخته شده نیروگاه SL-1 در منطقه «آبشارهای آیداهو» را بدترین حادثه تاریخ ایالات متحده به شمار آورد. اما ماجرا چه بود؟
♦️ ارتش به دنبال SMRها!
در اواسط دهه ۱۹۵۰، ارتش ایالات متحده در حال ارزیابی انواع نیروگاههای هستهای کمتوان بود که برای بهرهبرداری در مناطق دورافتاده قطب شمال قابل مناسب باشد. این نیروگاهها قرار بود جایگزین برقسازهای دیزلی و دیگ بخارهایی شوند که برق و گرمایش فضا را برای ایستگاههای راداری ارتش تامین میکردند. ارتش معیارهایی را برای این دست نیروگاهها تعیین کرده بود و آزمایشگاه ملی آرگون (ANL) را به عنوان پیمانکار، برای طراحی، ساخت و آزمایش نمونه اولیه نیروگاههای هستهای کم توان آرگون (ALPR) برگزیده بود. مهمترین معیارهای ارتش عبارت بودند از:
۱. همه اجزا باید با هواپیما قابل ترابری باشند؛
۲. وزن قطعات و اجزا از حدود ۹ تن بیشتر نشود.
۳. قطعات، استاندارد باشند؛
۴. کمترین عمیات ساختوساز در محل لازم شود؛
۵. سادگی و قابلیت اطمینان سامانهها؛
۶. سازگاری با زیستبوم قطب شمال، و
۷. ماندگاری دستکم ۳ ساله سوخت در قلب پس از هر بارگذاری.
نیروگاه هستهای کمتوان SL-1، یکی از همین تأسیسات آزمایشی و نمونههای عملیاتی بود که برق و گرمای لازم برای پایگاه راداری هشدار زودهنگام (DEW line) را تأمین میکرد. وظیفه این پایگاه راداری، شناسایی زودهنگام نفوذ بمبافکنهای شوروی بود. توان گرمایی این واکنشگاه ۳ مگاوات بود که از این مقدار ۲۰۰ کیلوات به برق تبدیل میشد و ۴۰۰ کیلوات انرژی نیز برای گرمایش ساختمانها فرستاده میشد. واکنشگاه هستهای SL-1 از نوع آب سبک جوشان با سوخت صفحهای پرغنا (۹۳٪) بود و ۹ میله کنترل داشت که از بالا وارد قلب میشدند.
♦️ نوروز خونین
در تعطیلات سال نو ۱۹۶۱ نیروگاه برای یک دوره ۱۱ روزه تعمیر و نگهداری خاموش شده بود. پس از این مدت در ساعت ۹ شب سوم ژانویه ۱۹۶۱ (۱۳ دی ۱۳۳۹)، سه کاردان نظامی درون ساختمان اصلی مشغول آمادهسازی دوباره واکنشگاه برای راهاندازی بودند. لازم بود که هر از یک از میلههای کنترل چندین سانتیمتر بالا آورده شوند تا به تجهیز مکانیکی جابهجاکننده میلهها در بالای در محفظه وصل شوند. در این هنگام، یکی از کاردانان به دلایل نامشخص، میله کنترل مرکزی را با دست گرفته و تا بالاتر از حد مجاز بیرون میکشد. این کار باعث میشود تا وضعیت نوترونی قلب از حالت خاموشی سرد (CZP) به وضعیت فرابحرانی آنی (PSC) تغییر کند. در مدت زمان ۴ میلیثانیه، ناگهان توان قلب از صفر به ۲۰ گیگاوات میپرد و در همین چند میلیثانیه ۱۳۳ مگاژول انرژی، معادل قدرت انفجار ۳۲ کیلوگرم TNT درون قلب آزاد میشود. گرمای شدید حاصل از واکنش هستهای، آب درون محفظه (RPV) را بخار کرده و باعث انفجار شدید میشود. فشار بسیار بالای بخار باعث بیرون جهیدن تجهیزات میله کنترل از جای خود و سپس دررفتن درپوش واکنشگاه میشود. این درپوش با سرعت ۸ متر بر ثانیه به بالا پرتاب میشود و به جرثقیل سقفی برخورد میکند و دوباره بر جای خود میافتد. دو کاردان ارتشی در دم کشته میشوند و نفر سوم، زخمی و بیهوش، اندکی پس از بیرون کشیده شدن توسط دیگر افراد حاضر در نیروگاه درمیگذرد. آوار پرتوزا شامل سوخت و سازندهای درون قلب به همه اطراف زیر سازه نگهدارنده پراکنده شده بود.
♦️پس از حادثه
پس از انفجار، حساسههای گرما فعال شده و سیگنال آتش را به آتشنشانی محل میفرستند. جالب آنکه همان روز دوبار سیگنال کاذب به آتشنشانی فرستاده شده بود ولی با این حال، افراد سستی نمیکنند و با وجود هوای ۱۴- سلسیوس، ۶ آتشنشان پس از ۹ دقیقه خود را به محل میرسانند. اما پس از رسیدن به محل، دزیمترها سطح پرتو در اطراف را حدود ۲۵ رونتگن (حدود ۲۲۰ میلیسیورت) بر ساعت نشان میدهند که بسیار بالاتر از حد مجاز (۰٫۰۲ میلیسیورت بر ساعت آن هم به شکل محدود) بود. خیلی زود، فیزیکدان بهداشت نیز با پوشش مخصوص و دزیمتر خود را میرساند و همچنان که از پلهها بالا میرود و متوجه میشود که شدت پرتو در کف ساختمان واکنشگاه به ۵۰۰ رونتگن بر ساعت هم میرسد. بنابراین نیروها پس میکشند و منتظر دستور و افراد کمکی میشوند. سرانجام قرار میشود که چندین نفر با پوشش کامل همراه با فشار مثبت هوا و ماسک و کپسول هوا برای مدت بسیار کوتاهی درون ساختمان واکنشگاه رفته و وضعیت را بررسی کنند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
آنها پس از ورود دو جسد را مییابند که یکی بیجان افتاده و دیگری نبض ضعیفی دارد و بیهوش افتاده. اما نفر سوم همان موقع پیدا نشد. با کنار زدن آوار از روی اجساد، آنان موفق میشوند یکی از اجساد بیجان را خارج کرده و پشت یک وانت بگذارند. جسد نیمه جان کاردان دیگر را نیز به سختی به یک آمبولانس رساندند، اما اندکی پس از راه افتادن آمبولانس، او نفس آخر را میکشد و در میگذرد. بنابراین آمبولانس را که حالا پرتوزا شده برای چند ساعت در بیابان رها میکنند.
♦️ نفر سوم کجاست؟
عملیات جستوجو برای یافتن نفر سوم مدتی طول کشید و به نتیجه عجیبی رسید. امدادگران متوجه شدند که هنگام انفجار، ریچارد لِگ (۲۶ ساله) که روی در محفظه ایستاده بود، همراه در به بالا پرت شده و میله کنترل از بدن او رد شده و کلگی موتور میله همچون پونز او را به سقف محوطه چسبانده و بدن مانند گوشت آویزان شده بود! احتمالا از خونی که به پایین میریخت، مکان او را تشخیص داده بودند. پایین آوردن ریچارد پرتوزا در آن شرایط آلوده خود پروژهای مجزا شد و شش روز طول کشید تا توانستند جسد او را پایین بیاورند. این اجساد چنان آلوده بودند که باید درون تابوتهای سربی قرار میگرفتند و در عمق ۸ متری دفن شدند.
حدود ۵۰۰ نفر در عملیات پاکسازی واکنشگاه شرکت کردند و سرانجام در یک عملیات پرهزینه نیروگاه برچیده شد. قطعات لازم برای کارهای مطالعاتی به آزمایشگاه برده شد و بقیه در محل دفن شدند.
♦️ اثرات و درسهای حادثه
این حادثه چندین تأثیر مهم بر طراحی و ایمنی قلب واکنشگاه گذاشت، از جمله:
— معیار «تک میله گیرکرده» وضع شد، به این معنی که ارزش واکنشزایی (رآکتیویته) هیچ میلهای نباید آنچنان زیاد باشد که به تنهایی باعث فرابحرانی شدن قلب شود؛ و همچنین اگر میلهای در بالا گیر کند، بقیه میلهها باید بتوانند حاشیه ایمنی لازم برای خاموش شدن قلب را فراهم کنند.
— در طراحی مخزن اثر چکش آبی یا (ضربه قوچ) دیده شود.
— سرعت جابهجایی میلهها و نرخ تزریق واکنشزایی محدود شد.
منبع: ویکیپدیا و وبگاه هستهای چیست.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
وضعیت جسد سه کاردان واکنشگاه SL-1 پس از حادثه. میله کنترل دررفته ریچارد لِگ را به سقف پونز کرده است!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آیا آنتنهای BTS در ایران خطرآفرین است؟!
🔹معاون سازمان انرژی اتمی ایران به این شبهه رایج و چندین ساله در افکار عمومی پاسخ میدهد.
⬅️به کانال فاتحان خیبر بپیوندید👇
@fatehanekheybar
RonenFridmanShwageraus-2006-Thesmallestthermalnuclearreactor.pdf
حجم:
165.5K
ابعاد کوچکترین سامانه بحرانی گرمایی چقدر میتواند باشد؟
برای سامانههای بحرانی با نوترونهای سریع، پاسخ را تقریبا همه میدانیم، اما کمینه اندازه یک سامانه بحرانی با نوترونهای گرمایی چقدر است؟
ییگال رونن، دانشمند هستهای معروف رژیم صهیونیستی در مقاله ۲-۳ صفحهای خود، به این پرسش پاسخ میدهد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آشکارساز جرقهای!
یک سامانه ساده برای تشخیص پرتوهای آلفا
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تعداد بمبهای هستهای کشورهای مختلف را ببینید.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📕 حقوق بینالملل و نظام عدم گسترش سلاحهای هستهای
📝 دکتر #نادر_ساعد
🏬 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🌐 گونهشناسی موافقتنامههای پادمان
صفحات ۷۲-۷۵ (با اندکی ویرایش)
________________________________________
بر اساس ماده ۳ پیمان NPT، فعالیتهای هستهای نظامی که به تولید سلاح منتهی شود، برای دولتهای غیرهستهای عضو ممنوع است و علاوه بر این باید همه اقدامات و فعالیتهای هستهای خود را زیرپوشش نظارتهای #آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) قرار دهند. این نظارتها بر اساس #موافقتنامههای مخصوصی خواهد بود که به «موافقتنامه پادمان — Safeguard Agreement» موسوم است. در مجموع، موافقتنامههای پادمانی آژانس را میتوان به
دستههای زیر تقسیمبندی نمود:
۱. موافقتنامههای الزامی یا اختیاری؛
۲. موافقتنامههای جزئی یا کامل، و
۳. موافقتنامههای برپایه پیمان NPT.
الف) موافقتنامه پادمانی الزامی یا اختیاری.
موافقتنامههای الزامی مختص به دولتهای غیرهستهای عضو پیمان NPT است که بیش از ۱۳۰ کشور میشوند. برای آنکه موافقتنامه آژانس با این کشورها از یکسانی و یکدستی لازم برخوردار باشد، از طرف #شورای_حکام آژانس (یعنی نهاد اجرایی این سازمان) یک موافقتنامه نمونه تهیه شده که در میان اسناد رسمی آژانس به «سند 153/INFCIRC» شهرت دارد (بخوانید اینفسیرک ۱۵۳).
ایران در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) با امضای یک موافقتنامه جامع پادمانی بر اساس همین سند، که 214/INFCIRC نام دارد، نظارتهای پادمانی را پذیرفت و تا قبل از سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) نیز تنها بر اساس همین سند از سوی آژانس بازرسی میشد.
#شیوهنامه (#پروتکل) الحاقی ۱۹۹۷ نیز موافقتنامه پادمانی تقویتشدهای است که سند ۱۵۳ را از نظر اختیارات آژانس و روشهای بازرسی تکمیل کرده است. این شیوهنامه، سند 540/INFCIRC نام دارد. هر چند امضای پیماننامهها اصولاً اختیاری است، اما دولتهای غیرهستهای ملزم هستند رضایت خود را داوطلبانه به قبول این پادمان اعلام نمایند. این الزام ظاهراً مبتنی بر ماده ۳ NPT است. با این حال، زمانبندی پذیرش این شیوهنامه، تابع صلاحدید دولت عضو است و صرف عضویت در NPT چک سفیدی برای قبول بیقید و شرط سایر اسناد مرتبط با آن به شمار نمیرود.
از آنجا که دولتهای هستهای عضو NPT قانوناً ملزم به قبول نظارتهای آژانس نیستند و همچنین دولتهای غیرعضو نیز مشمول تعهدات خود پیمان و از جمله پادمان آن نمیشوند، این دولتها با امضای موافقتنامههای اختیاری به صورت محدود و حتی نمادین به آژانس اجازه دادهاند که از برخی مکانهای برگزیده خودشان بازرسی کند. طبیعی است که دامنه اختیارات آژانس در این بازرسیها کاملاً محدود به آن مکانی است که دولت بازرسیشونده مقرر داشته و توافق کرده است.
در خصوص موافقتنامههای اختیاری نیز مدل یا سند نمونهای به نام 66/INFCIRC به تصویب شورای حکام آژانس رسیده که تاکنون دو بار اصلاح شده است. البته سیاست کلی آژانس، اعمال پادمان براساس موافقتنامههای الزامی است، همچنانکه تاکنون نیز تقريباً همه تلاش خود را در همین راستا متمرکز نموده است. اگرچه نبود نظارت مؤثر آژانس بر دولتهای هستهای یا غیرعضو NPT با روح صلح و امنیت بینالمللی پایدار ناسازگار است، اما این امر تا حدودی زائیده اصل نسبی بودن آثار تعهدات قراردادی و معاهدهای است.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه مطلب
ب) موافقتنامههای پادمانی جزئی یا کامل.
#موافقتنامههای پادمانی کامل یا جامع بین آژانس و دولتهای غیرهسته ای عضو NPT امضا میشود. بنابراین:
۱) ناظر بر دولتهای غیرهستهای بوده؛
۲) ناظر بر کشورهای عضو NPT بوده، و
۳) بر پایه نظام عدم گسترش استوار است و نه اساسنامه آژانس.
در این موافقتنامهها که در واقع همان دو سند INFCIRC/153 و 540 سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۹۷ هستند، نظارت کامل بر فعالیتهای هستهای صلحآمیز این دولتها پیشبینی شده است.
موافقتنامههای جزئی نیز بین #آژانس و قدرتهای هستهای یا دولت-رژیمهای غیرعضو NPT امضا میشود و این کشورها به صورت اختیاری و بدون تعهدات حقوقی خاص، بخشی از فعالیتهای خود را به آژانس اعلام میکنند تا زیر بازرسی و نظارت محدود قرار گیرد.
موافقتنامه های مرتبط با نظارت آژانس بر پروژههای هستهای که براساس اساسنامه آژانس در برخی دولتها اجرا میشود نیز نوعی موافقتنامه جزئی به شمار میرود.
ج) موافقتنامههای پادمانی مرتبط با اساسنامه آژانس یا NPT.
بدیهی است که چون آژانس یک دهه پیش از تولد NPT تأسیس شده، #پادمان آژانس را الزاماً نباید با پادمان مبتنی بر NPT یکسان دانست. در #اساسنامه آژانس نیز مقرر شده که دولتهای پروژهپذیر از آژانس باید بر اساس موافقتنامههای خاصی متعهد شوند که اجرای پروژه را زیر نظارت این سازمان قرار دهند تا از منحرف نشدن آن به سوی فعالیتهای ممنوعه هستهای اطمینان حاصل شود.
مهمترین تفاوتهای آن دسته از پادمانهای آژانس که پس از سال ۱۹۷۰ بر اساس NPT وضع شدهاند، با پادمانهای برپایه اساسنامه خود آژانس عبارتند از:
۱. پادمان اساسنامه محدود به دولتهای پروژهپذیر است، اما پادمان NPT ناظر بر همه دولتهای غیرهستهای عضو پیمان و همچنین قدرتهای هستهای (البته به شرط امضای موافقتنامه دوجانبه با آژانس) است؛
۲. اساسنامه آژانس، موافقتنامه پادمان را حاصل نوعی همکاری اقتصادی و توسعهای محدود میداند، اما پیمان NPT موافقتنامههای پادمان را برای همه دولتهای غیرهستهای الزامی شمرده و تعهدات حقوقی بینالمللی بر آن وضع کرده است، چه این دولتها از آژانس پروژه یا کمک دریافت کرده باشند و چه نکرده باشند.
۳. دامنه تعهدات پادمان NPT بسیار
گستردهتر از پادمان مندرج در اساسنامه آژانس است.
البته با وجود تفاوتها پیوند عمیقی بین این موافقتنامهها وجود دارد، به طوری که مقررات مندرج در اساسنامه آژانس برای تضمین حسن اجرای NPT و پادمان آن نیز اعمال میشود. بنابراین، برای کشور پروژهپذیر از آژانس، ناپایبندی به مقررات پادمانی مبتنی بر اساسنامه، همان تنبیهات حقوقی ناپایبندی به پادمان مبتنی بر NPT را خواهد داشت.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای