سالروز پیروزی انقلاب اسلامی مبارک باد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
در بهار آزادی، یاد و خاطره همه شهدای راه دانش، بهویژه شهدای گرانقدر صنعت هستهای کشور را گرامی میداریم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
23.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲۹ دی ۱۳۵۹ — تهران، جماران
شما متوقع نباشید که همین امروز بتوانید طیّاره درست کنید. [جنگنده] میگ درست کنید. البته الآن نمیشود، اما مایوس نباشید از اینکه میتوانیم درست کنیم. باید بیدار بشوید، بروید دنبال اینکه آن صنایع پیشرفته را خودتان درست بکنید. وقتی این فکر در یک ملتی پیدا شد و این اراده در یک ملتی پیدا شد، کوشش میکند و دنبال کوشش این مطلب حاصل میشود.
بيشتر بخوانيد: http://emam.com/posts/view/21341/
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲۹ دی ۱۳۵۹ — تهران، جماران
... اطمینان داشته باشید که اگر بخواهید میشود. و اگر بیدار بشوید میخواهید. شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را که نژاد ژِرْمَن از نژاد آریا بالاتر نیست. و غربیها از ما بالاتر نیستند، زودتر کار راه انداختند. مشغول بشوید و کار را انجام بدهید. ژاپن همین معنا را مبتلا بود و بعد بیدار شد و اراده کرد و شد یک مملکت صنعتی که الآن صنعت او مقابله میکند با امریکا. هندوستان بیدار شد با اینکه از همین نژادهایی بود که غیرغربی بودند و غیر آلمانی و غیر ژرمنی بودند که آنها میگفتند اینها (غربیها) «ابَر» هستند و اینها (هندیها) نمیتوانند، وقتی ملتشان خواست شد، شما هم بخواهید میشود...
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیایید یک گردش هوایی روی نیروگاههای هستهای #فرانسه داشته باشیم!
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدیریت #پسماند_هستهای در اوراتم (Euratom) را ببینید.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ایـــران و اتـــم
خاطرات دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۱) چه شد که به ایران برگشتم؟
ص ۱۳ تا ۱۶، با تلخیص و ویرایش
________________________________________
تا دو سال بعد از پایان دکترایم در بنیاد فدرال پژوهشهای هستهای سوییس کار میکردم و بهتدریج به عنوان متخصص در زمینه ترابرد نوترون- که رشتۀ تازهای بود - شناخته شدم و در اغلب همایشهایی که در این زمینه تشکیل میشد از من دعوت میکردند. از جمله من عضو گروه معدود متخصصینی بودم که مورد مشورت آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار میگرفتند. در همایش بزرگ سازمان ملل متحد دربارۀ انرژی اتمی که در سال ۱۹۶۴ در ژنو تشکیل شد، یک مقالهٔ علمی ارائه کردم که در گزارش همایش به چاپ رسید. کمی بعد انجمن هسته ای آمریکا از چند متخصص جهانی دعوت کرد که کار استاندارد کردن اشعه هستهای را زیر نظر بگیرند و به عنوان مشاور علمی بر آن نظارت کنند. من هم به دعوت انجمن هستهای آمریکا عضو این گروه بودم و فعالیتهایی داشتم. ولی سرانجام تصمیم گرفتم به ایران برگردم. چهطور این تصمیم را گرفتم؟
ببینید من مادام که در سوییس مطلب یاد میگرفتم، خب خوب بود. ولی یک روز احساس کردم دیگر دارم آموختههایم را به آن جامعه پس میدهم؛ یعنی دارم مسائلشان را به نام سوییس حل میکنم. در همایشهای جهانی این طرف و آن طرف به نام سوییس مقاله میدادم. از جمله در
همایش سازمان ملل در ژنو در مورد همین پخش نوترونها مقاله دادم. وقتی میرفتم به اسم سوییس مقاله میدادم اصلاً از خودم بدم میآمد. مثل آدم بیوطنی شده بودم که حتما باید خودش را به یک جای دیگر بند
کند.
دیدم الان به حدی رسیدهام که دارم دانشم را پس میدهم، گفتم چرا به سوییس پس بدهم؟ اقلا بلند شوم بروم به مملکت خودم پس بدهم حالا ممکن است در ایران الان به این تخصصم احتیاج نداشته باشند، ولى بالأخره - همان طور که عرض کردم - تجربۀ علمی و فنی همهجا به درد میخورد. گفتم میروم ایران کاری میکنم و جایی میتوانم به پیشرفت چیزی کمک بکنم. از طرفی من باید در همه کار از برادر بزرگترم محمدمهدی اعتماد اجازه میگرفتم؛ حالا او آیا اجازه میدهد برگردم ایران؟ یادم هست یک شب نشستم یک شعر برایش گفتم:
«آرزو دارم از این مخمصه جان در ببرم،
جانب یار شوم، روی به یاور ببرم؛
خدمت دولت بیگانه به پایان آرم،
مختصر دانش خود هدیه به کشور ببرم؛
دلم از زنگ کدورت دگرش تابی نیست،
مگرش بهر مداوا بر مادر ببرم؛
سالها شد که ز یاران و عزیزان دورم،
این چه عمری است که با محنت و غم سر ببرم؟
ای صبا یار مرا گوی که عمرم تلف است،
در فراقت گرش این گونه به آخر ببرم؛
سوی میهن که روم سعی من این است که دست،
پر ز گل سازم و چون زینت و زیور ببرم؛
اعتماد ار که به خوبان و عزیزان باقی است،
بیخطر ره به سر چشمۀ کوثر برم...»!
این شعر را که برای برادرم فرستادم، گفت: بیا!
وقتی وارد ایران شدم هیچ کس مرا نمیشناخت. پانزده سال ایران نبودم. هیچ هوا و هوسی هم در سرم نداشتم که رئیس فلان جا یا استاد فلان دانشگاه بشوم. اصلا گفتم میروم ایران هر جا که توانستم خدمت میکنم هر جا که گفتند خدمت میکنم. آن موقع یادم هست از لحاظ سیاسی با شاه مخالف بودم. این داستان هیچ وقت یادم نمیرود. یک روز از میدان بهارستان وارد خیابان شاهآباد شدم که تیتر روزنامهها را دیدم. نوشته بودند «قرارداد ذوب آهن امضا شد». آن وقت ذوب آهن دری بود که به روی فناوری نوین باز میشد. ما تا ذوب آهن نداشتیم هیچچیز نداشتیم. از آن روز برداشت من از جامعۀ ایران عوض شد. یعنی به جای این که بنشینم یک گوشه انتقاد بکنم، فکر کردم نه! من باید صحنه را بگیرم و وظیفهام را انجام بدهم. حالا در هر کار و در هر مملکتی انتقاد هست، دلیل نمیشود که آدمی که فرض کنید شاه را دوست ندارد، بگوید
من میروم مینشینم خانهام.
همین
آمادگی باعث شد در تمام مدتی که ایران بودم همیشه شانس با من بود. برعکس این که همه فکر میکنند آدم اگر پاشنهاش را نکشد و زبانش بلند نباشد و از در و دیوار بالا نرود، هیچ سمت و کاری پیدا نمیکند، آن تواضع اولیه من باعث شد در شانس به روی من باز شود. باور کنید هیچکدام از فرصتها اصراری نبود. همهاش اتفاقی بود. من را که شناختند، همینجوری پشت سر هم شانس آوردم. پشت سر هم از من میخواستند مسئولیت قبول کنم. در هر مورد به زور به من مسئولیت دادند... منظورم این است که رفتار آدم در جامعه خیلی مهم است. بر اساس
این که شما چه طور و با چه روالی وارد جامعه بشوید، جامعه به شما پاسخ میدهد. دنیا حساب و کتاب دارد، ولی توقع بعضیها زیاد است. نوعی انتظار زیاد از خودشان دارند که تا از فرنگ آمدند و تازه از دانشگاهی دکترا گرفتند باید همه به پایشان بیفتند! نه چنین چیزی نیست. اینها به جایی نمیرسند. تمام آن تکنوکراتهای بیحاصل که مملکت ما را خراب کردند، همانهایی بودن که هوا و هوس کار داشتند...
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
با پدر ناوگان دریایی هستهای آشنا شویم
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
Admiral Hyman G. Rickover (1900-1986)
دریاسالار «هایمَن جی. ریکووِر» معروف به پدر #ناوگان_دریایی_هستهای، یکی از فرماندهان عالیرتبه نیروی دریایی آمریکا و از مدیران برجسته طرحهای هستهای ایالات متحده بود که با ۶۳ سال خدمت پیوسته، همچنان رکورددار طولانیترین دوره خدمت در تاریخ نیروهای مسلح این کشور است.
ریکوور از یک خانواده یهودی اهل لهستان و زاده در روسیه بود که در کودکی و پس از انقلاب ۱۹۰۵ روسیه به آمریکا مهاجرت کرده بودند.
#هایمن_ریکوور از مبتکران و طراحان اصلی پیشرانههای هستهای دریایی بود که به مدت ۳ دهه مدیر دفتر طرحهای واکنشگاه (رآکتور) دریایی آمریکا بود. وی همچنین در توسعه نخستین نیروگاه برق هستهای تجاری جهان (به نام شیپینگپورت) نقش داشت.
#ریکوور که از فرماندهان نیروی دریایی در زمان جنگ جهانی دوم بود، یک سال پس از پایان جنگ به پروژه منهتن پیوست تا انرژی هستهای را در خدمت نیروی دریایی درآورد. پس از یک سال تلاش و دوندگی سرانجام توانست نظر وزیر نیروی دریایی وقت را برای ساخت نخستین #زیردریایی_هستهای جهان به نام یو.اس.اس #ناوتیلوس (USS Nautilus) جلب کند. همزمان به آزمایشگاه اوکریج پیوست تا با کمک #آلوین_واینبرگ طراحی واکنشگاههای آب پرفشار (PWR) را برای زیردریاییها به نتیجه برسانند. پس از اندکی نیز به کمیسیون انرژی اتمی آمریکا رفت و مدیریت دفتر واکنشگاههای دریایی را برعهده گرفت. این دو نقش به او کمک کردند تا پروژه زیردریایی ناوتیلوس با موفقیت به سرانجام برسد.
#ریکوور در مدت سه دهه مسئولیت خود در مقام مدیر رآکتورهای دریایی نظارت سفت و سختی را بر طرحها، استانداردها، ایمنی کار و کارشناسان اعمال میکرد و برآورد میشود که او در این مدت با ۱۴٫۰۰۰ دانشآموخته جویای کار شخصاً مصاحبه کرده و آنان را ارزیابی کرده است! یکی از میراث ارزنده او برای آمریکا، خدمت ناوگان دریایی هستهای آمریکا از ابتدای پیدایش تاکنون بدون هیچ حادثه هستهای است که همچنان به پای ریکوور نوشته میشود. در مقام مقایسه ناوگان زیردریایی هستهای شوروی ۱۴ حادثه را به نام خود ثبت کرده است.
ریکوور که دانشآموخته کارشناسی ارشد از دانشگاه کلمبیا بود، یکی از علل موفقیتهای خود را کیفیت بالای آموزش میدانست. او ۵۲ سال پس از پایان دوران تحصیل، در یکی از سخنرانیهای خود در همین دانشگاه گفت: «دانشگاه کلمبیا نخستین آموزشگاهی بود که به من آموخت بیش از آنکه مطالب درسی را حفظ کنم، بیندیشم. استادان من از این امتیاز برجسته برخوردار بودند که هر یک سالها بیرون از دانشگاه در پروژههای واقعی مهندسی تجربه آموخته بودند و حالا تجربه خود را با ما دانشجویانشان به اشتراک میگذاشتند. بسیاری از آنچه آموختم و در کارهای مهندسی به کار بستم، مدیون اینگونه استادان بود...». اما با این حال، او بهشدت از نظام آموزشی آمریکا انتقاد میکرد و در کتابهایش کیفیت آموزش در آمریکا را در مقایسه با برخی کشورها مانند سوییس بسیار پایین و غیر قابل قبول میدانست. ریکوور صاحب چندین کتاب درباره آموزش و تاریخ نیروی دریایی است.
هایمن ریکوور در طول خدمت خود دو بار مدال طلای کنگره را دریافت کرد که تنها ۴ نفر در آمریکا توانستهاند دو بار این مدال را نصیب خود کنند. ریکوور همچنین توانست، عالیترین نشان دولتی آمریکا (مدال آزادی ریاست جمهوری) و مدالهای علمی ارزندهای مانند مدال انریکو فرمی و چندین مدال علمی و نظامی دیگر را به خود اختصاص دهد و دستکم دو زیردریایی هستهای آمریکا به افتخار او نامگذاری شده است.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
#دریاسالار #ریکوور در حال بررسی طرح یک واکنشگاه هستهای احتمالا برای کاربرد در زیردریایی هستهای.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای