هومی جهانگیر بابا (۱۹۰۹ –۱۹۶۶)
(Homi J. Bhabha)
او یکی از زرتشتیان و پارسیان #هند، فیزیکدان و پدر برنامهٔ هستهای آن کشور بود. بابا مدیر، بنیانگذار و استاد فیزیک در مؤسسه پژوهشهای بنیادی #تاتا (TIFR) و همچنین بنیانگذار سازمان انرژی اتمی، ترومبای (AEET) هندوستان بود که هماکنون به افتخار وی به عنوان مرکز تحقیقات اتمی #بابا نامگذاری شدهاست. TIFR و AEET سنگ بنای توسعه جنگافزار هستهای در هند بودند که بابا به عنوان مدیر بر آنها نظارت داشت.
بابا در بمبئی زاده شد، در دانشگاه کمبریج #انگلستان درس خواند، و تا ۱۹۳۹، در آنجا به تحقیق مشغول بود. هنگام جنگ جهانی دوم به هندوستان بازگشت و در مؤسسۀ علوم #بنگلور مسئولیت بخشی به وی سپرده شد که به بررسی پرتوهای کیهانی اختصاص داشت. در ۱۹۴۵ مؤسسۀ پژوهشهای بنیادی تاتا در بمبئی، با مدیریت او، تأسیس شد. بابا در توسعۀ اولیۀ الکترودینامیک کوانتومی، که گرایشی از فیزیک انرژی بالا است، سهم مهمی داشت. در ۱۹۳۵، برای اولینبار سطح مقطع، و درنتیجه، احتمال پراکندگی الکترون ـ پوزیترون را تعیین کرد. این پدیده را امروزه #پراکندگی_بابا مینامند.
هومی جهانگیر بابا در سانحهٔ برخورد هواپیما با کوه در سوییس در ۲۴ ژانویه ۱۹۶۶ درگذشت. سوءتفاهم بین برج مراقبت فرودگاه ژنو و خلبان در مورد موقعیت مکانی هواپیما در نزدیکی کوه دلیل رسمی این سقوط است.
البته نظریات بسیاری در مورد چرایی مرگ بابا وجود دارد، از جمله ادعای دخالت آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (#سیا) به منظور فلج کردن برنامه هستهای #هند، چرا که هند در سیاست تمایل به #شوروی داشت و رقیب آنها یعنی #پاکستان متمایل به #آمریکا بود.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
مرکز پژوهشهای اتمی #بابا | #هند
#Bhabha Atomic Research Centre (BARC) | India
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
۲۴ ژانویه ۱۹۶۶ — ۱۴ دی ماه ۱۳۴۴
برخورد هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ به کوه بلانچ در #سوییس و کشته شدن همه سرنشینان از جمله دکتر #هومی_جهانگیر_بابا، پدر ایرانیتبار فناوری هستهای #هندوستان
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
Aerodynamic Nozzle Isotope Separation
جداسازی ایزوتوپی با فرایند #افشانک #هواپویایی
این روش به «جداسازی ایزوتوپی با فرایند گرداب مارپیچ (Helikon vortex)» نیز معروف است و همانطور که در شکل دیده میشود به کمک این فرایند میتوان اورانیوم را غنی کرد. در این فرایند هم مانند سامانههای #کانونگریز (#سانتریفیوژ)، سرعت بالای گاز ورودی باعث میشود تا هستههای سنگینتر در حلقه خارجی و هستههای سبکتر در حلقههای داخلیتر تجمع کنند. از گازهای سبک هیدروژن یا هلیوم به عنوان گاز حامل برای سرعتدهی به جریان گاز UF6 تا نزدیک سرعت صوت استفاده میشود، چراکه شتاب دادن به گاز سنگین UF6 مصرف انرژی را افزایش میدهد.
برای بهرهبرداری صنعتی از این فرایند، هزاران ریزدستگاه از این نوع باید به یکدیگر زنجیرهای سری و موازی شوند تا کمیت و کیفیت مطلوب به دست آید.
کشورهای #برزیل و #آفریقای_جنوبی برای مدتی از این روش برای #غنیسازی #اورانیوم بهره بردند، اما مصرف بالای انرژی و گرمای بالای تولیدی در قطعات (به علت اصطکاک شدید گاز پرسرعت و پرفشار با دیوارهها) و نیاز به خنکسازی قوی دستگاهها و در نتیجه هزینههای زیاد تولید باعث شد تا سرانجام این روش را کنار بگذارند.
.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
نمایی از یک ریزسامانه #افشانک_هواپویایی که با پرتوهای X عکسبرداری شده است.
این سازوکار را نخستین بار اِروین بِکِر (E. Becker) از دانشمندان بنیاد #کارلزروهه آلمان غربی توسعه داد. آنان در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی این فناوری را مخفیانه و بیسروصدا به آفریقای جنوبی فروختند. نظام تبعیض نژادی (آپارتاید) #آفریقای_جنوبی نیز از این سامانهها برای ساخت چندین جنگافزار هستهای استفاده کرد، ولی بعدها به دلایل سیاسی تصمیم به کنار گذاشتن بمبهای هستهای و ازهمگشایی آنها کردند و این پروژه غنیسازی نیز تعطیل شد. به این ترتیب آفریقای جنوبی نخستین کشور دارای بمب هستهای شد که داوطلبانه آن را کنار گذاشت.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قهوه نوترون!
پرتونگاری نوترونی (neutron imaging) از مراحل آماده شدن #قهوه در قهوهجوش با #نوترون های کند.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
ایـــران و اتـــم
خاطرات دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۳) چه عواملی باعث شد من موفق شوم؟
صفحات ۱۶۸ تا ۱۷۰.
_________________________________________
من از اول به چند عامل مهم آگاه بودم و این عوامل بودند که سرنوشت سازمان انرژی اتمی را تعیین کردند. اولین و مهمترینش این است که به مشکلات کار آگاه بودم. میدانستم کار سبکی نیست، کاری نیست که آدم همین طوری الکی شروع بکند و بگوید میخواهم اتم بسازم. بسیار کار مشکلی است، باید امکاناتش را تأمین بکنید، آدمش را تربیت بکنید.
دوم این که تجربه کشورهای دیگر را دیده بودم و میدانستم انرژی اتمی در سطح کوچک اصلا عملی نیست، یعنی نمیتوانید بگویید من میخواهم یکی دو تا نیروگاه اتمی کوچک بسازم. این فایده ندارد، چون هزار و یک گرفتاری برای خودتان درست میکنید و به شما برق هم نمیدهد. اصلا صرفهٔ مالی نداشت که شما صرفا برای یکی دو تا نیروگاه کوچک دنبال این فناوری بروید. برنامه انرژی اتمی باید بزرگ میبود که بتوانید برایش هزینههای مهم بکنید، تحقیقات را بالا ببرید، آدم تربیت بکنید، متخصص داشته باشید. مثلا اگر مملکتی نیروگاه کوچک داشته باشد، نمیتواند مستقلا دنبال تأمین سوختش برود، چون سوختش را باید از کشور
خارجی بخرد و این وابستگی به کشورهای خارجی را تداوم میدهد و گرفتارتان میکند. پس در مقیاس کوچک نمیشد کار کرد. بنابراین من
از اول مقیاسی گذاشتم که بتوانیم عوامل لازم را دورش جمع بکنیم.
یک نکته مهم دیگر هم برایتان بگویم. در ایران یک مسألهٔ روانی معروف بود که میگفتند در مملکت کسی به طرح کوچک توجه نمیکند. نه پول به آن میدهند و نه قدرتی دارد. تازه چوب هم لای چرخش میکنند و نمیگذارند کار جلو برود. در کشورهای دیگر همین طور است، فرقی نمیکند. چیزی اگر بزرگ شود و قدرت پیدا کند کسی نمیتواند مانعش بشود ولی اگر کوچک باشد، دیده نمیشود. فرض بفرمایید من مینشستم دو سال بررسی میکردم که اتم چیست و آدمش را از کجا بیاوریم؛ بعد تازه گزارشی میدادم
تا ببینیم چه میشود. اگر میخواستم با این حرفها سرم را گرم بکنم اصلا به هیچجا نمیرسیدیم. شاه هم
خسته میشد و رها میکرد. این خیلی مهم بود که من یک دفعه اتم را تبدیل کردم به یک واقعیت در مملکت. دیگر کسی نمیتوانست کاری بکند. تبدیل به یک واقعیت شد و شاه هم باورش شد. دید داریم نیروگاه میسازیم و مرکز اتمی داریم. یک دفعه درست شد. جامعه باور کرد که میشود این کار را کرد. اگر جامعه باور نمیکرد، نمیشد.
مساله دیگری که باز فوقالعاده در این تصمیمگیریها مؤثر و همیشه در مغز من بود این بود که ایران باید در فناوری هستهای مستقل میشد و از زیر بار کشورهای خارجی بیرون میآمد. من در خارج کار کرده بودم. آنها را میشناختم و با آنها دوست بودم. روانشناسیشان را میدانستم. ما اگر زیر بار کشورهای خارجی مخصوصا کشورهای صنعتی غربی میرفتیم به ما زور میگفتند. هدف ما باید این میبود که هر چه زودتر داخل مملکت امکاناتی فراهم بکنیم که زیر منت خارجی نباشیم و وابستگی را تا حد ممکن کم بکنیم. نمیگویم هیچ وابستگی نداشته باشیم، چون نمیشود. خود کشورهای غربی هم وابستگیهایی به هم دارند. اما باید امکاناتی داشته باشیم که بتوانیم از حقوقمان دفاع کنیم.
این هدفهای اصلی بود
که باعث شد این برنامه را سریع و وسیع شروع کنم و ادامه بدهم. البته این برنامه ممکن بود موفق نشود چون کار بزرگی بود که در مملکتی شروع میشد که به هیچ وجه زیربنایش را نداشت. ولی سه عامل دلیل موفقیت این داستان شد. اول حمایت شاه بود که واقعا اگر نبود نمیشد چون دولت اصلا به این کار بیاعتنا بود؛ دوم خودم بودم که به این مسأله اعتقاد داشتم و فکر میکردم استفاده از انرژی هستهای نه تنها برای مملکت ما لازم است، بلکه سطح علمی و فنی مملکت را بالا میبرد و ما را در زمینههای مختلف از کشورهای خارجی بینیاز میکند؛ عامل دیگر همکاران من بودند که من باید اعتبار این موفقیت را به آنها بدهم. آنها جوانهایی بودند که واقعا مثل برادرم دوستشان میداشتم همهشان از کشورهای مختلف آمده بودند. خیلیهایشان زن و بچه آمریکایی یا آلمانی یا کانادایی یا فرانسوی داشتند. با تمام این احوال زن و بچهشان را برداشته بودند و به ایران آورده
بودند، اما با انگیزه برای این سازمان جان کندند. در سازمان ما اصلا دعوا نبود. این اختلافاتی که در دستگاههای دیگر هست، نبود. چون همهشان میدانستند که در یک کار بزرگ ملی شریکند. این را من در آنها ایجاد کرده بودم. یک رسالت بزرگ ملی. تا این را ایجاد نکنید، سنگ روی سنگ بند نمیشود آنها واقعاً با خوشحالی کارشان را میکردند.
— ادامه در پست بعد...
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
— ادامه مطلب
این را هم بگویم که من زیاد مواظب خانوادههایشان بودم، چون آن قدر زیاد کار میکردند که میترسیدم زندگیشان آسیب ببیند. اغلبشان بچه کوچک داشتند. گاهی که مهمانی داشتیم فوری میرفتم با خانمهایشان شروع میکردم به صحبت تا ببینم آیا درددل یا گلهای دارند؟ کمکم حس کردم خانمهایشان کمی دمغاند، چون همسرانشان شب دیر میرفتند یا مرتب در سفر بودند. خب گرفتاریهای بچههایشان هم بود. دیدم چون خیلی بد است دو تا کار کردم. یکی این که فوری بخشنامه کردم از این به بعد هیچکس حق ندارد خارج از ساعات اداری در اداره بماند و کار کند، مگر استثنائاً در مواردی که مثلا مذاکراتی با کشورهای خارجی داشتیم، یا هیأتی آمده بود آن هم با اجازهٔ شخص خودم. هیچکس دیگر حق نداشت برای اضافهکار بماند. گفتم اینها بروند به خانه و زندگیشان برسند. کار دیگرم این بود که وقتی میدیدم یکی از همکارانم خیلی خسته شده و خانمش هم خیلی گله و شکایت دارد، صدایش میکردم و میگفتم تو از فردا حق نداری بیایی اداره! زن و بچهات را برمیداری یک ماه به انتخاب خودت هر جای دنیا و هر جوری که میخواهی میروی. من هزینهاش را میدهم. چندین بار در مورد چند همکارم این کار را کردم. طرف هی میگفت آخر کارم مانده. میگفتم بماند! زندگی و سلامت خودت و زن و بچهات از همه چیز مهمتر است.
بنابراین همکاران من حس میکردند در یک فامیل زندگی میکنند، نه در یک دستگاه بوروکراتیک. همهشان به کارشان علاقه داشتند، به من علاقه داشتند و حتی الان هم که ایران میروم میآیند من را میبینند.
در مجموع این عوامل باعث شد دستگاه انرژی اتمی موفق شود (۱) رسالت بزرگ ملی (۲) دوستی و حس اطمینان به همکاران و (۳) حمایت شاه.
اگر این سه عامل نبود موفق نمیشدیم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
چرخه سوخت توریومی
چگونه از #توریوم انرژی هستهای بگیریم؟
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از اجزای اصلی #نیروگاه برق، #توربین بخار است. بیایید نگاهی کوتاه به سازوکار این سامانه مهم داشته باشیم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای