حضور من در مجلس در روز رأیگیری برجام تقدیر الهی بود. چون قرار نبود آن روز در مجلس باشم. من صبح آن روز یعنی ۱۹ مهر ۱۳۹۴ به مراسم تشییع جنازه شهید سردار همدانی رفته بودم که ناگهان با من تماس گرفتند و گفتند «هر چه زودتر به مجلس بیا!» من گفتم برنامهی روزانهام مشخص شدهاست و دکتر ظریف خودشان رئیس تیم مذاکرهکننده هستند و حضورشان کافی است، ولی حجتالاسلام مجید انصاری توصیه کرد که من هم حتماً حضور داشته باشم.
وقتی به مجلس رسیدم دیدم مخالفتها و انتقادها در حال شدت گرفتن است. من واقعاً تصورم از آن روز به این شکل نبود. کنار آقای دکتر ظریف نشستم و در خصوص پیشبرد جلسه با ایشان همکلام شدم. طرح آقای دکتر ظریف این بود که من بحثهای فنی و ایشان بحثهای سیاسی را مطرح کند. جو سیاسی بسیار متشنج بود. عدهای کنایه میزدند و عدهای به ما خسته نباشید میگفتند. مخالفان و موافقان بهخوبی یارگیری کرده بودند و همه جایگاهها حتی هیئت رئیسه را هم در اختیار داشتند و عملکردشان بسیار جالب بود. در این میان آقای کاظم جلالی از طرف رئیس مجلس دکتر لاریجانی [به عنوان موافق برجام] به ما پیغام رساند که طرح امروز رأی نمیآورد و بهتر است که رأی گیری به روز سهشنبه موکول شود. من پاسخ دادم اگر امروز رأی نیاورد روز سهشنبه هم رأی نخواهد آورد، زیرا همه مخالفان و منتقدان با قدرت و همت آمدند و هر چه هستونیست باید امروز مشخص شود وگرنه سهشنبه بدتر از این خواهد شد. متأسفانه عده دیگری از دوستان هم به من گفتند: «خودت را کنار بکش!» من به آنها گفتم که «خودت را کنار بکش یعنی چه؟ چرا مسئله را شخصی میکنید؟! ما مسئول هستیم و مسئولیت داریم. مقامات بالادستی برای ما تعیین تکلیف کردند. من که بدون اجازه وارد مذاکرات نشدهام».
مرحوم روحالله حسینیان پا را فراتر هم گذاشت و قصد عصبانی کردن ما را داشت. البته بعدها ایشان به این موضوع اعتراف کرد. آقای دکتر ظریف هم مدام متذکر میشد که آقای صالحی آرام باشید و به خود نگیرید. هر بار که من میگفتم آقای حسینیان اینگونه نیست که میگویید ولی ایشان همچنان پافشاری میکرد و بحث و مجادله را تمام نمیکرد. درباره اراک و سانتریفیوژها توضیح میدادم اما گوششان بدهکار نبود. شما به داستان اراک توجه کنید. میگفتند شما سیمان در قلب ملت ایران ریختید و بهگونهای القا میکردند که گویی گوهری بیجایگزین را از دست دادهایم. این وسط هم عده زیادی به نام دانشمند هستهای پیدا شده بودند که نزد مخالفان و منتقدان میرفتند و اطلاعات نادرستی به آنها میدادند. این افراد متأسفانه برای هر نهادی که میتوانستند نامه محرمانه در مذمت برجام مینوشتند و به دنبال تردیدافکنی و شبهه آفرینی بودند و همین نامهنگاریها برای مسئولان هم سوال و شبهه ایجاد میکرد و از امثال این نامهها دائماً برای ما ارسال میشد و ما هم دائماً پاسخ میدادیم. اما تا چه زمانی میشد به این تردیدآفرینیهای بیهوده پاسخ داد؟ من میگفتم که نام این افراد، مدارک دانشگاهی، نمرات و سوابق کاریشان را به مردم نشان دهید تا مردم متوجه شوند که چه کسانی هستند. این آقایان از اینکه ما حیا میکنیم و دستشان را رو نمیکنیم سوءاستفاده کردند، ولی مطمئن بودیم که خورشید همیشه پشت ابر نمیماند. این عده بدون تقوای سیاسی و بدون اطلاع از اینکه اساساً انرژی هستهای چیست، نامههای مفصلی پر از غلط و اطلاعات نادرست مینوشتند و شبهات بسیاری ایجاد میکردند.
در جلسه آن روز مجلس من شرح میدادم که وضعیت اینگونه نیست که شما میگویید، اما گوششان بدهکار نبود و در مقابل ما را تهدید میکردند که «ما به سراغ شما میآییم و نابودتون میکنیم!». من در پاسخ مرحوم حسینیان میگفتم این حرفها را نگویید. شما یک روحانی هستید و لباس مقدسی بر تن دارید. شما باید مردم را به دین و اخلاق دعوت کنید. اما در آخر مرحوم حسینیان گفت «والله من شماها را در سیمان دفن خواهم کرد». من به او گفتم: «نگو والله! زیرا نباید کلمه الله را به استهزاء گرفت».
در این ماجرا و گیرودار بودیم که چند نفر دیگر هم آمدند و سوالاتی را مطرح کردند و گفتند «آقای صالحی! شما داری خیانت میکنی و این کارها را برای تأمین مقاصد دنیایی خود انجام میدهی!» و پساز این واقعه در رسانهها کاریکاتورهایی هم در مورد من کشیدند. کدام مقاصد دنیوی؟ آیا میخواستم مثلاً رئیسجمهور بشوم؟ من که اصلاً گفته بودم توانایی این مسئولیت را ندارم ولی در همان ایام کسانی که میگفتند ما دنبال ریاستجمهوری نیستیم، دواندوان آمدند و برای انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کردند. همین افراد مرا متهم میکردند که به دنبال باز کردن راه دوم مذاکره با آمریکا برای ریاستجمهوری هستم. من خدمت یکی از بزرگان گفته بودم که افتخار من همین بس که یک بندهی خدا و استاد دانشگاه هستم و ...
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
الحمدالله از نظر معیشتی مشکلی ندارم. هر کجای دنیا هم بروم سرمایهام در مغزم است و میتوانم با معلمی نان شب خود و خانوادهام را تأمین کنم.
وقتی در این سنوسال من را «خائن» میخواندند احساس میکردم که هر کاری تاکنون انجام دادهام عبث بودهاست. من که توفیق داشتم غنیسازی ۲۰ درصد را پیش ببرم و این تعداد دانشجو از جمله شهید شهریاری عزیز را تربیت کنم، در آخر عمری خائن هم توصیف بشوم؟! آدم با این کلمات احساس میکند تمام عمرش تباه شدهاست.
طرح این مسائل در آن روز مرا برآشفت. پساز آن جلسه مجلس ضربان قلبم بهشدت بالا رفته بود. به دفتر آمدم و با قرص آرام شدم. فردای آن روز به من اطلاع دادند که مرحوم حسینیان به علت عارضه قلبی راهی بیمارستان شدند. با شنیدن این خبر تعجب کردم که من باید با آن ضربان بالا و فشار عصبی به بیمارستان میرفتم نه ایشان. تصمیم گرفتم صرفاً برای رضای خدا و بدون حضور خبرنگار و عکاس به عیادت ایشان بروم. به بیمارستان رفتم و با پسر مرحوم حسینیان روبرو شدم که با احترام و محبت با ما رفتار کردند. در میانه صحبت با ایشان بودم که مرحوم حسینیان پیشنهاد کرد عکسی هم با هم بگیریم. من هم تأکید کردم که با این نیت نیامدهام اما اگر شما علاقهمند هستید، مسئلهای نیست. در گفتوگویی که با هم داشتیم ایشان گفت: «بعد از آنکه از مجلس خارج شدم خدا را برای رأی آوردن برجام شکر کردم!» این عین عبارت ایشان است و در ادامه هم اشاره کردند که رأی آوردن برجام در صحن مجلس را از الطاف خفیه الهی میدانم! بنده نیز در پاسخ به ایشان گفتم آقای حسینیان شما بهعنوان منتقدی که ممکن است نگران توقف پیشرفت صنعتی هستهای کشور باشید باید بدانید که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و برعکس صنعت هستهای ما معنا پیدا میکند و در مسیر صحیح خود قرار خواهد گرفت. یعنی در مسیری که هزینه و فایده آن درست باشد. پساز این گفتوگوی صمیمانه در کمال تعجب دیدم که مرحوم حسینیان فردای آن روز حرف خود را تغییر داد که من دیگر واکنشی نشان ندادم. (ص ۳۹۹-۴۰۳)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
علیاکبر صالحی در روز پرتنش مجلس برای رأیگیری درباره برجام - ۱۹ مهر ۱۳۹۴
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کاریکاتوری از دکتر صالحی در ایام تصویب برجام.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
عیادت دکتر صالحی از مرحوم حسینیان، فردای جلسه رأیگیری برای برجام در مجلس - ۲۰ مهر ۱۳۹۴.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
کنسول روسیه در عربستان: آماده جنگ فرقهای شوید!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
نماینده اسبق ج.ا. ایران در IAEA، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۲۲۸.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
حوالی سال ۱۳۸۶ [که من معاون دبیرکل سازمان همکاریهای اسلامی در جده بودم،] کنسول سفارت فدراسیون روسیه در کشور عربستان سعودی پیش من آمد و گفت: «ما اطلاعات پنهانی به دست آوردهایم که غربیها بهدنبال ایجاد شکاف و جدال بین شیعه و سنی هستند. آنها در نظر دارند گروههای افراطی سنی مثل تکفیریها و القاعده را از خارج و داخل منطقه جمع کنند و جنگ داخلی در کشورهای منطقه راه بیندازند. شما فکر میکنید که اگر چنین اتفاقی بیفتد، واکنش شیعیان چه خواهد بود؟» گفتم: «ممکن است تکفیریها حکم به تکفیر شیعه بدهند و بخواهند آنها را با این فتواها ایشان بکشند، ولی علمای شیعه هیچگاه حکم تکفیر اهلسنت را نخواهند داد. چون شیعه اعتقاد دارد کسی که «اشهد ان لا اله الا الله» و «اشهد ان محمداً رسولالله» بگوید مسلمان است و هیچوقت حکم به قتل یک مسلمان بیگناه دیگر نمیدهد. آنها ممکن است یکطرفه کشتار کنند ولی از این طرف کسی کشتار نمیکند.»
من آن زمان حرف کنسول را خیلی جدی نگرفتم، چون در آن زمان کسی فکر نمیکرد این حوادث اتفاق بیافتد. اما چند سال بعد دیدیم که چه کشتاری به راه افتاد و چگونه تکفیریها با حمایت آشکار و پشتپرده غربیها و صهیونیستها سعی بر ارائه صورت زشتی از اسلام داشتند. استدلال کنسول روسیه این بود که غربیها بهدنبال اختلافافکنی هستند تا مسلمانان مشغول یکدیگر باشند و در نتیجه با مشغول شدن افراطیها خودشان از گزند تروریستها در امان میماند. باید به سیستم اطلاعاتی روسیه آفرین گفت که در سال ۱۳۸۶ به این مطلب رسیده بود و کشورهای اسلامی در خواب بودند. (ص ۲۲۸).
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
آنقدر ذوقزده بودند که حیران شدم!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
نماینده اسبق ج.ا. ایران در IAEA، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۲۲۹.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
یک روز پس از پرتاب موفقیتآمیز ماهواره امید به مدار در بهمن ۱۳۸۷ وقتی مطابق معمول به محل کارم در سازمان همکاریهای اسلامی در شهر جده رفتم، هنگام ملاقات با کارمندان سازمان آنها با هیجان به من میگفتند: «مبروک! مبروک!».
با خودم گفتم: «چه اتفاقی افتاده؟ نکند ما جایزهای گرفتهایم و خودمان خبر نداریم!» گفتند: «کشور شما ماهوارهای به فضا پرتاب کردهاست». وقتی این خبر را شنیدم با خود گفتم: «الحمدلله که جمهوری اسلامی اینچنین نزد مسلمانان جهان عزیز است و از موفقیتهای آن شاد میشوند». آنها آنقدر از این دستاورد ایران خوشحال بودند که برای من واقعاً حیرتآور بود. شاید تعجب کنید که از یک ایرانی خوشحالتر بودند. یعنی دستاوردهای ایران را دستاوردهای خودشان میدانستند. (ص ۲۲۹)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای