خیلی صبورانه عرض کنم ظاهرا با نزدیک شدن به امضای توافق با آمریکا، لااقل به زعم من اختلاف نظر میان «دیپلماسی» و «خیابان» وارد مرحلهٔ تازهای شده.
در حالی که تبلیغ میشد توافق پله به پله و پیشرفت هر مرحله متناسب با اقدام طرف مقابل خواهد بود، وزیر خارجه در گفتوگویش با شبکهٔ خبر باز از «پکیج اجرایی» دو طرف سخن گفت؛ چیزی یادآور پکیج تعهدات برجام. اما صرف نظر از این تعهد مبهم که چندوچونش هنوز مشخص نیست و قضاوت دربارهاش زود است، نکتهٔ مهم اختلاف بر سر ضمانت اجرایی توافق است. لااقل برداشت من یکلاقبا این است که اتکای «خیابان» به «میدان» و بستن تنگهٔ هرمز است: عنصر سرنوشتساز برای اعمال فشار بر دشمن بعد از تجاوز نظامی به کشور. چیزی حتی فراتر از شلیک موشکها. احساسم هم این است که به رغم شعارهای دستگاه اجرایی و دیپلماسی کشور، این عنصر جایی در تعاملات این دو دستگاه در قبال متجاوز ندارد و ترجیح میدهند بحرانها و مشکلات موجود کشور را بار دیگر با توسل به ابزار دیپلماسی و با مذاکره حل کنند. چرا؟ چون صبرشان تمام شده و مادرخرج حس میکند کفگیرش به ته دیگ خورده است.
راستی چه کسی تمنای مذاکره دارد؟ ما یا متجاوز؟ اگر دوستان چنانکه میگویند تمنایی برای مذاکره ندارند و این دشمن است که به دلیل شکست راهبردیاش از ما تقاضای مذاکره دارد، چرا در اولین قدم از توافق، ما باید مهمترین داشتهمان را معامله کنیم؟ اگر محاصرهٔ دریایی را جز در قبال بازگشایی تنگهٔ هرمز نمیتوان رفع کرد چه تضمینی برای عدم کاربرد مجدد همین حربهٔ محاصره از سوی آمریکا در مراحل بعد وجود دارد؟ بستن دوبارهٔ تنگه؟ و اگر چنین است، چرا دستگاه دیپلماسی صبر نکرد تا نتایج این فشار را همین بار و در شرایطی که در مبارزهٔ تابآوری اقتصادی، نفسهای دشمن به شماره افتاده بود و دنیا پایینترین میزان ذخایر نفت و گازش را تجربه میکرد و قیمت نفت بالا رفته بود مشاهده کند و بعد با دست پر به سمت توافق بشتابد؟ آیا این عجله، به نوعی محرک چرخهٔ قبلی، یعنی تجاوز، آتشبس، مذاکره و باز تجاوز نیست؟ (بگذریم که در دنیایی زندگی میکنیم که بستن تنگه جایگاه حقوقی بینالمللی ندارد، اما ترور رهبران طبیعی است)
سؤال دوم اینکه وقتی «خیابان» تنها بعد از امضای توافق مجاز است از مفاد آن مطلع شود، چگونه و طی چه مکانیسمی میتواند نظرش را دربارهٔ مفاد آن ابراز کند؟ تیم مذاکره و کابینهٔ کوچک شعام کافی است و نیازی به تایید مجلس یا مردم نیست؟ آیا نقش «خیابان » به تایید اقدامات تیم مذاکرهکننده فرو کاسته شده؟ یا اینها که در خیابانند «مردم» نیستند؟
به نظرم زدم به هدف. هرچند فعلا کسی با این صراحت مکنونات قلبیاش را نمیگوید. اما خب، لااقل آنقدری که من دیدهام جماعتی که در خیابانند اغلبشان جزء دهکهای یک تا هشت اجتماعند: شامشان اغلب فلافل یا حاضری است و خانههایشان آپارتمانهای کوچک ۵۰-۶۰ متری که سرسرا و چلچراغی ندارد تا برق اضافی مصرف کند یا استخری که آبی بخواهد. جماعتی که شوربختانه مخاطب همهٔ توصیههای صرفهجویی در مصرف آب و برق و گاز هم هستند: همین «اقلیت رانتخوار کاسب تحریم» کف خیابان که اتفاقا هزینهٔ اغلب عرصههای دفاعی کشور را فرزندان بسیجی و ارتشی و پاسدار و انتظامی آنها با جانشان میپردازند. اقلیتند؟ لااقل قبول کنیم اقلیت تاثیرگذار و هستهٔ اصلی دفاع از موجودیت همهٔ مسئولین و این کیان و آب و خاکند که هزینهٔ «فارسی ماندن نام خلیج فارس» و یکپارچه ماندن «ایران» و ایرانی ماندن جزایر جنوبی کشور را که ترجیعبند لوس سلبریتیهاست اغلب همانها میدهند.
از اصل بحث منحرف نشویم: اگر تحاوزهای قبلی دشمن نشان داده که تضمینهای حقوقی مشتی توهمند، تضمین حقیقی را دریابیم: خیابان، و قدرت نظامی. شرایط اقتصادی سخت اخواهد شد: خیلی سخت. اما تا ما بخواهیم زیر بار فشار خم شویم آنها شکستهاند. گلهها بماند برای بعدها؛ اگر بعدِ عزتمندانهای بود.
از کانال خاویه
@Nucleader
اطرافیان آقای قالیباف که هر روز دنبال متصل کردن او به یک شهیداند، موقعش که برسد با این لحن و ادبیات صحبت میکنند. هرچند این شخص بارها از چنین عباراتی استفاده کرده.
پس فهمیدید! توافق خواهد شد و شما مردم هیچ غلطی نمیتوانید بکنید. اینها هم توهین نیست، فقط آنچه دیشب یه عده به عراقچی گفتند، توهین است!
@Nucleader
اما بعد.
کسانی که در تجمعات شرکت میکنند، عاقل باشند و خودشان را بازیچه دست رسانههای کثیف نکنند. چیزی که سینهچاکان مذاکره دوست دارند، همین ویدیوهایی است که دیشب پخش شده. هزاران تجمع و حرف و درخواست در این روزها داشتید. صدها پلاکارد از پیگیری شروط رهبری و مخالفت با مذاکره بود، اما هیچکدام پخش نشد جز همین تصاویر فلانی حیا کن، فلانی رها کن!
عاقل باشید و در تجمعات حرف درست بزنید. لزومی ندارد اسم از کسی ببرید. مخالف مذاکره به این روش باشید. از تولید یک برجام دیگر انتقاد کنید. پیگیر شروط رهبری باشید. چیزی که آنها را اذیت میکند این است و چیزی که باب میلشان است آن.
هرچند اینها رندتر از این هستند که خودشان را قاطی جمعیت نکنند. بالاخره دم آخر رسیده و موقع افتادن پردههاست. باید سروصدا کنند که گندکاریها مشخص نشود، اما شما مردم هوشیار باشید. اگر نباشید، با تزویر شما را ضد ولایت فقیه و خود را سینهچاک و پشتیبان ان جا میزنند.
@Nucleader
به نتیجه رساندن مذاکرات با قاتل شهید امت در آغاز ماه محرم هم از مکر و مثلا سیاستبازی آقایان بود. خدا خودش جوابتان را بدهد. ابتدای محرم کام مردم را با این اخبار تلخ کردید تا هم از عزای سیدالشهداء به اندازه کافی بهره نبرند، هم از فرصت عزاداری شبانه، برای خفه کردن صدای ملت و مطالبه حقوقشان استفاده کنید.
ما که با آنچه شما سراغش میروید مخالفیم، ولی کاش به برخی مادحین دمپرتان بگویید در ایامی که قرار است با آمریکا توافق کنید، روضه ایستادن در برابر ظالم نخوانند. شب تاسوعا به یاد جنوب لبنان، داستان اماننامه را فاکتور بگیرند. کلا امسال خیلی گریز نزنند.
خدا مکرتان را چاره سازد.
@Nucleader
کاربری که گفته میشود امنیتی و به آذری جهرمی نزدیک است، توییت میکند که رهبر انقلاب از خون پدرش گذشته و تفاهم میکند. شما ملت #خیابونی چی میگید؟
آنها که از شعار علیه وزیر امور خارجه براق میشوند، اینجا هم رگ گردنشان بیرون میزند؟
@Nucleader
بیپرده با خیابان
از دهه هشتاد تا کنون در بحثهای سیاسی کوچک متعددی شرکت کردهام، سال ۹۶ برای تبلیغ سید ابراهیم رییسی کوچه خیابانها را بالا پایین کردهام و در تلگرام سالهاست مینویسم، اما به یاد ندارم در هیچ تجمعی، به غیر از «خونخواهی شبانه امام شهید» حضور داشته باشم.
تجمع بستر دامی است که برخی تورش را در آن پهن میکنند. بیش از هفتاد شب با هر ضرب و زوری که بوده، از برخی تریبون داران در میادین به مردم تا برخورد فیزیکی برخی نیروهای میدانی با کسانی که پلاکارد نوشته یا شعارهای عادی مثل «مرگ بر سازشگر» یا «مذاکره نداریم، از آمریکا بیزاریم»، ملت کار خودشان را کردهاند. در این صد و چند شب هیچ به یاد دارید ویدیوهایی از «مرگ بر فلانی» و «فلانی حیا کن امریکا رو رها کن» دیده باشید؟
بله مردم از اینها بابت تکرار روندی مانند برجام و بخاطر آنکه عزتشان را زیر پا گذاشته و انها را نامحرم فرض میکنند حسابی ناراحتند، خیلی بیشتر از این شعارها. اما خود را کنترل کردهاند. گواه حرفم حضور شبانه مردم با دستنوشتهها و شعارهایی است که حتی یک روز پیش از ان و یا حتی شب اعلام اتشبس شنیده نشد.
تجمعاتی انچنانی دام است که میگسلند. مطلوب طبع کسانی است که خود را به رنگ شما دربیاورند و چیزی بگویند که نمیدانید گویندهاش کیست. مطلوب طبع کسانی است که لشکر مجازیشان در توییتر به خیابان فحش میدهد و نیروی حقیقیشان هم دستور اقدام میگیرد.
چه کسی از خلوت شدن خیابان سود میبرد؟ رهبری؟ نه! مردمی که مخالف مذاکره هستند؟ خیر. مردمی که مردد هستند که ایا مذاکره با دستور رهبری انجام میشود یا خیر، اما در تجمعات حاضرند؟ نه. پس چه کسی سود میبرد؟ در بیرون از مرزها اسراییل و در داخل به گواه انچه تا کنون بارها نوشتهاند، نزدیکان و متصلین به دولت. چرا؟ چون مردم در خیابان را مثل فرمانده شهیدشان موی دماغ میبینند؛ حالا مهم نیست موی دماغ خود یا برادرشان آمریکا.
ما از رهبری همانطور که فریاد در خیابان و مطالبه و... را شنیدهایم، این را هم دریافت کردیم که جلوی اختلاف را بگیریم. آنها میخواهند مرز اختلاف را روی کلام رهبری بگذارند، ما باید مرز وحدت و اتحاد را روی کلمات ایشان ببریم. شروط او، کلام رهبر شهید مرز وحدت ماست. آنچه سایرین میگویند، وجاهتی ندارد.
ما به مطالبه انچه امام شهید و رهبر عزیز گفتهاند ادامه میدهیم. هر وقت خودشان اعلام کردند با این مذاکره موافقم و روند و جزییات آن با تایید و نظارت من جلو میرود، میگوییم سمعا و طاعتا. شما به هر دلیلی تشخیص میدهید، چشم. تا آن موقع مخالفیم، جلوی خط سازش میایستیم و محور اتحادمان کلام ولی فقیه است. هم در حفظ اتحاد و هوشیاری از اینکه در بین ما، به اسم ما و به نفع دیگران شعارهایی ندهند که خط خیابان را بشکند و از هم فروبریزد. هم در مخالفت با مذاکره با آمریکا.
@Nucleader
مذاکره و اتمام حجت رهبر شهید - شهید آیتالله سیدعلی خامنهای.mp3
زمان:
حجم:
4M
اتمام حجت امام شهید انقلاب درباره مذاکرات. دنبال وصیتنامه او میگردید؟ وصیتنامه او اینهاست.
@Nucleader
من المؤمنین رجال صدقوا ما عهدوا الله علیه، فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.
مرد مجاهد و خستگیناپذیر لبنان، یادگار حاج عماد و حاج قاسم، آخرین بازمانده از فرماندهان حلقه اولیه حزبالله، کسی که لرزه بر دل امریکاییها میانداخت، «ابوحسین ساجد» روز گذشته به شهادت رسید.
@Nucleader
نیوکلیدر
من المؤمنین رجال صدقوا ما عهدوا الله علیه، فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. مرد
«حاج علی موسی دقدوق» معروف به «ابو حسین ساجد»، از نسل اول نیروهای حزبالله لبنان بود؛ از همان حلقهای که در دهه هشتاد میلادی، همزمان با شکلگیری هسته اولیه حزب، وارد مقاومت شد. سالها در واحدهای عملیاتی حزبالله فعالیت کرد، فرماندهی نیروهای ویژه را برعهده گرفت و در مقاطعی نیز مسئولیت حفاظت از دبیرکل شهید سید حسن نصرالله را عهدهدار بود.
اما اهمیت ابوحسین ساجد بیش از آنکه به لبنان مربوط باشد، به عراق پس از سقوط صدام بازمیگردد.
سال ۲۰۰۶، زمانی که اشغال عراق وارد مرحلهای تازه شده بود، او مأموریتی متفاوت گرفت. به ایران آمد و در همین دوره با حاج قاسم و فرماندهان نیروی قدس همکاری کرد. مأموریتش انتقال تجربه بیست ساله حزبالله لبنان به گروههای مقاومت شیعه عراق بود؛ تجربهای که در نبرد با اسرائیل به دست آمده بود و حالا باید در برابر ارتش آمریکا به کار گرفته میشد.
او به سازماندهی، آموزش و بازآرایی گروههای مقاومت کمک کرد؛ از ایجاد ساختارهای منسجمتر تشکیلاتی گرفته تا آموزش نیروها و انتقال تجربه عملیاتهای نامتقارن.
آمریکاییها بعدها او را یکی از مهمترین حلقههای ارتباطی میان حزبالله لبنان، نیروی قدس و گروههای مقاومت عراقی معرفی کردند.
مارس ۲۰۰۷، نیروهای آمریکایی در بصره او را همراه با قیس خزعلی بازداشت کردند. امریکا تصور میکرد با دستگیری دقدوق به یکی از مهمترین مهرههای شبکه مقاومت در عراق رسیده است. او پنج سال در بازداشت ماند؛ ابتدا در اختیار آمریکاییها و سپس در اختیار دولت عراق.
آمریکا برای محکوم کردنش فشار زیادی وارد کرد، اما با زیرکی طوری عمل کرد که در نهایت دادگاه ادله کافی برای ادامه بازداشت او پیدا نکرد. ابوحسین سال ۲۰۱۲ آزاد شد و به لبنان بازگشت.
درباره ابوحسین ساجد، انشاءلله بعدا خواهم نوشت.
@Nucleader