امشب امام حسین اجازه داد هرکه میخواهد برود، اما فقط آن ۷۲ نفر علیالاصول ماندند، رضایت امام خود را به دست آوردند و عاقبت بخیر شدند.
@Nucleader
تقدیر این چنین رفته بود که شب حاکمیت ظلم و فساد با شفق عاشورا آغاز شود و سرخی این شفق، خون فرزندان رسول خدا باشد.
فتح خون، سید مرتضی آوینی
@Nucleader
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزت مردم را میفروشید
خون های شهدا را به باد میدهید تا چند دلار از پول هاتون رو برگردانند
«زهی حماقت»
مرحوم آیتالله علامه مصباح یزدی. انگار برای امروز حرف میزنند.
@Nucleader
بیشرفهای پکیجفروشی که عامل تورم کنونی کشور و وقایع دی ماه شدند، امروز توصیه به وابستگی ایران و حقیر شدن مردم این سرزمین میکنند.
مردم! دشمن شما این جماعتند، نه هیچ فرد دیگری.
@Nucleader
أنحن نخليک و ننصرف عنک؟ و قد أحاط بک هذا العدو؟ أما والله! لو علمت أني اقتل، ثم احيي ثم احرق ثم ننشر فی الهواء و يفعل ذلک بي الف الف مرة ما فارقتک...
آيا ما دست از تو برداريم و برويم و تو را در ميان اين گروه دشمنان بگذاريم؟ به خدا قسم هرگز!
اگر بدانم که کشته میشوم و زنده میشوم، سپس مرا میسوزانند و خاکستر مرا به باد میدهند و اين عمل را هزار مرتبه انجام میدهند، از تو جدا نمیشوم.
ماترکناک یا بن الحسین...
@Nucleader
از همه التماس دعا دارم
برای بنده و خانوادهام دعا کنید. انشاءلله بتونیم در راه امام عصر روحی فداه و نائبش خدمت کنیم و عاقبت بخیری و انشاءلله شهادت سرانجاممون باشه.
حضرت حملهای کرد، خسته شد. «فَوَقَفَ ساعَةً لِیَستَریح»؛ لحظهای ایستاد که استراحت کند. مینویسند: «اِذ أتاهُ حَجَراً فَوَقَعَ فی جَبهَتِه»؛ سنگی آمد و به پیشانی حسین علیهالسلام اصابت کرد. خون جاری شد. «فَأخَذَ قَمیصَهُ لِیَمسَحَ الدَّمَ عَن وَجهِه»؛ دست برد و دامان پیراهن عربیاش را بالا آورد که خون را از صورت و جلوی چشمش پاک کند. «إذ أتاهُ سَهمٌ مَسمومٌ لَهُ ثَلاثُ شَعَب»؛ تیر سهشعبهای آمد، «فَوَقَعَ فی صَدرِهِ أو فی قَلبِه»... از مرکب به زمین آمد... این جملات را زمزمه میکرد:
«بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ علی مِلَّةِ رَسولِ الله...».
اما وقتی به زمین هم آمد، تا موقعی که رمق در بدن داشت تلاش کرد. اینجا دید نمیشود تیر را از جلو بیرون بکشد، دست برد تیر را از پشت بیرون کشید. و خون از تنش چونان ناودان میریخت.
ابن شهر آشوب مینویسد ذوالجناح آمد و «تَمَرَّغَ فی دَمِ الحُسَین». یعنی خودش را به خونهای امام آغشته کرد، «وَ قَصَدَ نَحوَ الخَیمة»؛ راه خیمهها را در پیش گرفت.
«وَ لَهُ صَهیلٌ عالٌ». یعنی بلند بلند شیهه میکشید؛ «وَ یَضرِبُ بِیَدَیهِ الارض»؛ سُمهایش را دائم به زمین میزد و سر و صدا میکرد.
نزدیک خیمهها که رسید، سیدههای اهل حرم صدای مرکب را شنیدند. اما دیگر صدای حسین نمیآید. اینجا بود که از خیمهها بیرون ریختند. نگاه که کردند، دیدند که مرکب آمده است، اما زین واژگون، مرکب غرق در خون...
تمام زنان و بچهها از خِیام بیرون آمدند و اطراف این مرکب را گرفتند. در تاریخ دیدهام که تنها کسی که بیرون نیامد، فقط زین العابدین علیهالسلام است. هر کدام از اهل حرم چیزی میگوید و کاری میکند.
اما در این میان، سکینه دختر حسین است که جلو میآید و رو میکند به مرکب پدر و میگوید:
«یا جَوادُ! هَل سُقِیَ أبی أم قَتَلوهُ عَطشاناً؟»؛
ای اسب! به من بگو تا بدانم که آیا به پدرم آب دادند یا او را با لب تشنه شهید کردند؟
@Nucleader
472.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله و بالله و علی مله رسول الله
أرضیت یا رب؟ خذ حتی ترضی...
@Nucleader