هن
ملد داوخیم ملغب دیشاب
ملد داوخیم هک...
لثم بشنوا رانک مه میباوخب هب مه هاگن مینک.
ردقنا هسک نومکلپ نیگنس هشب و هتفیوب.
هتبلا نالا ردقنا هتسخ متسه هک عیرس مامشچ هتسب هش.
یلو یردفنا شمارا هراد ترانک ندوب هک...
یتح رورم تارطاخ مه هبوخ.
ات ینتنقنو هک مومت هشن هتبلا.
ملد تارب گنت هدش.
هاناواوایاد.
یکی از بچه ها صدام کرد.
-یه لحظه میای؟
هدفون رو از سرم کندم از پشت میز بلند شدم.
به سمت سیستمش رفتم.
در راه که بودم اینطور گفت:
- فکر کنم پیریمیر تگری زده
بالا سرش که بودم ادامه داد:
- توی لاین صدا هیچ صوتی نداره ولی داره صدا پخش میکنه.
مانیتور فقط لاین ۴ صدا را نشان میداد.
نوار کنار لاین ها را بالا کشیدم.
لاین های صوتی مربوط به تصویر آنجا بود.
نگاهم کرد.
خندید.
گفت:
- شاید بهتر باشه من بخوابم.
خندید.
من به پشت سیستم رسیده بودم و به خواب فکر میکردم.
که میتواند خوب باشد.
خیلی خیلی خوب